روزهای موشکباران و شبهای تجمع مردم را مذاکرات نیمهشب طرفین به ایستگاه آتشبسی رساند که چندان دلچسب نیست. اگرچه بیاعتمادی ترامپ جهانی شده، اما یقیناً ایران همچنان در آمادهباش خواهد بود.
امان از دوران آمادهباشی که در جنگ تحمیلی گذراندیم. امان از این دو هفته آماده باش. لذا، درود به دستهای روی ماشۀ سربازان گمنامی که در کنار لانچرها در آمادهباش جنگی قرار دارند.
پیشبینی میشد که ترامپ ناکامیهای غیرقابل پیشبینی این عملیات را فقط با توقف جنگ میتوانست جبران کند. او پس از شکست در تنگه هرمز و عملیات سری ربودن اورانیم ایران، نیازمند بازسازی سیاسی، نظامی و وجهه اجتماعی در سطح بینالمللی است.
هنوز "نه جنگ، نه صلح" آن روی نحس خود را نشان نداده که عمق این سیاست مرموز را بشناسیم. همیشه نقش ما در کلیۀ جنگها در این ۴۷ سال دفاع از نوع مقاومت قدرتمندانه بود و به همین دلیل تعیین کنندۀ نحوۀ پایان جنگ ما بودیم.
پرونده ایران و آمریکا پیچیدهتر شد و باید هوشیارتر باشیم. چرا در اولین روز آتشبس، لبنان را به خاک و خون کشاندند؟ انتظار خود بخشی از جنگ روانی دشمن علیه ماست. لذا، بهتر است برگردیم به راهبرد خودمان و طوری زندگی کنیم که خودمان تعیین کننده باشیم.
این جنگ نشان داد که توانمندی ابرقدرتها آنطور نیست که در افکار عمومی جلوه داده بودند. منفعتطلبان جنگطلب ترامپ را در نقش رستم وارد میدان کردند و حتی عملیات سری شکست خوردۀ ربودن اورانیوم را خودش با دوربین دید در شب کنترل کرده بود؛ عجب حماقتی.
استقبال اغلب کشورهای ذینفع در نفت خاورمیانه از این آتشبس امری طبیعیست، اما مردم ما در دورۀ سخت آماده باش دوهفتهای در چه فکری هستند؟
وقتی مذاکره به آتشبس ختم شد که همه در انتظار موج شماره صد وعده صادق ۴ بودند، موجی وحشتناک برای اسرائیل، اما آرامش بخش برای مردم. خدا کند مسئولین در بازسازی روحیۀ مردم با محوریت ادامه حفظ وحدت پای کار بمانند؟
آیا زین پس منافع تنگه هرمز به مردم ما خواهد رسید تا خساراتشان جبران شود؟
آیا از اعتباری که در سطح جهان کسب کردهایم، خواهیم توانست استفادۀ بهینه کنیم؟
ما برای رسیدن به گنج مقاومت در برابر استکبار چه خطرها کردهایم، رنج دوران دیدهایم.
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛