به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از نهم تیر سال ۱۴۰۰ همزمان با گمشدن دو دختر جوان در یکی از محلههای کرج در دستور کار پلیس قرار گرفت. در تحقیقات از خانوادههایشان معلوم شد آنها خاله و خواهرزاده بودهاند که از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشتهاند. با این شکایت، تحقیقات پلیسی برای یافتن آنها آغاز شد. این در حالی بود که ساعاتی بعد خانوادههایشان دوباره به اداره پلیس آمدند و اظهارات جدیدی را بازگو کردند که مشخص شد دو دختر جوان از سوی سه پسر ربوده شدهاند. بعد از ساعاتی آدمرباها خاله را زندانی کرده، خواهرزادهاش را در خودرویی انداخته و در یکی از محلههای شهر کرج رها کردند. ماموران از دختر نجاتیافته تحقیق کردند که او گفت آدمرباها را میشناسد و خالهاش در خانهای ویلایی زندانی شده است. ماموران با نشانیهایی که از او به دست آوردند، به مخفیگاه آدمربایان رفتند که معلوم شد آنجا را به همراه گروگان ترک کردهاند. پلیس به دنبال دستگیری متهمان و نجات گروگان جوان بود تا اینکه روز بعد از طریق مسئولان بیمارستانی در تهران باخبر شدند گروگان جوان در آنجا بستری بوده و فوت شده است. ماموران و خانواده مقتول به بیمارستان رفتند و دریافتند او قربانی شکنجه مرگبار شده بود.تحقیقات بعدی پلیسی باعث دستگیری سه متهم فراری پرونده شد. یکی از آنها گفت فقط در ربودن دو دختر نقش داشته و دو نفر دیگر به ربودن، شکنجه و قتل اعتراف کردند. آنها به زندان منتقل شده و پروندهشان به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. مادر مقتول در جلسه محاکمه برای قاتلان اشد مجازات درخواست کرد. شهرام، متهم ردیف اول در برابر اتهام مشارکت در آدمربایی و مشارکت در قتل عمدی گفت: مدتی بود با مقتول آشنا شده و در ارتباط بودیم. روزی که با دوستانمان برای تفریح رفته بودیم، گوشی تلفن همراهم ناپدید شد اما آن را پیدا نکردم. روز بعد یکی از دوستانم مدعی شد دختر موردعلاقهام گوشی را برداشته است. با او تلفنی چند مرتبه حرف زدم که مدعی شد اشتباه میکنم و گوشی دست او نیست. او و خواهرزادهاش را دعوت کردم. موضوع را به دوستانم هم گفتم و آمدند. خاله و خواهرزاده را به خانهای بردیم و کتک زدیم.
وی افزود: بعد از ساعاتی خواهرزادهاش را رها کردم اما خالهاش همچنان گروگان ما بود. من و یکی از دوستانم او را بهشدت کتک زدیم که بدحال شد. از ترسمان او را در خودرو گذاشته، حوالی یکی از بیمارستانهای تهران رها کرده و رفتیم که فوت شد.
دیگر متهم پرونده هم که در برابر اتهام مشارکت در آدمربایی و قتل قرار گرفته بود، گفتههای متهم ردیف اول پرونده را تایید کرد. همچنین سومین متهم نیز به همدستی با آنها در ربایش دختر جوان - مقتول - اعتراف کرد.
متهمان به زندان بازگشتند و قضات دادگاه متهمان اول و دوم را به قصاص و حبس و نفر سوم را به ۱۰ سال حبس محکوم کردند.
حکم صادره از سوی قضات شعبه ۲۰ دیوانعالی کشور تایید و برای اجرا به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد.
حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: برای اجرای حکم آنها مادر مقتول باید تفاضل دیه را بپردازد اما چون او قادر به تامین پول دیه نیست با حضور در اجرای احکام، درخواست کرد که این پول از صندوق قوه قضاییه پرداخت شود تا قاتلان فرزندش مجازات شوند. بنابراین باتوجه به خواست این مادر داغدیده، قرار شد خواسته وی از سوی مسئولان قضایی بررسی شود.