در دیدار اخیر شی جینپینگ با دونالد ترامپ، مراسم استقبال رسمی و دستدادن دو رهبر بیشتر جنبهای رقابتی داشت که شی دست بالا را به معنی برتری گرفته بود. تحلیلگران زبان بدن معتقدند که شی با حفظ فاصله و تعادل، از سبک غالب دستدادن ترامپ جلوگیری کرد و فضایی رقابتی را نشان داد. در مقابل، هنگام ورود ولادیمیر پوتین، دستدادن گرمتر، طولانیتر و همراه با لبخندهای صمیمیتر نماد شراکت استراتژیک عمیق دو کشور تلقی شد. این تفاوت آداب دیپلماتیک، روابط رقابتی-تنشآلود با آمریکا را در برابر رابطه دوستانه و اعتمادمحور با روسیه برجسته میکند.
شی جینپینگ در دیدار با ترامپ به موضوع «تله توسیدید» یعنی ظهور قدرت جدید اشاره کرد که تفسیرهایی از افول نسبی آمریکا را به ذهن متبادر ساخت. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال این اظهارات را تأیید کرد اما آن را به دوران بایدن نسبت داد و نوشت: «وقتی شی جینپینگ با ظرافت از آمریکا به عنوان ملتی در حال افول سخن گفت، منظورش آسیبهای چهار ساله بایدن بود.» این موضعگیری شی، بخشی از روایت بلندمدت پکن مبنی بر «ظهور شرق و افول غرب» است که در دیدارها و بیانیههای رسمی تکرار شده. چنین اظهاراتی، ادراک چینیها از تغییر توازن قدرت جهانی را آشکار میسازد.
نکته حائز اهمیت دیگر آن که در بیانیه مشترک شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین، دو رهبر صراحتا «ترور رهبران کشورهای دیگر، بیثباتسازی داخلی و تحریک تغییر رژیم» را محکوم کردند. آنها این اقدامات را نقض فاحش منشور سازمان ملل و اصول حقوق بینالملل دانستند که به موسسان نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم آسیب میرساند. این موضعگیری مشترک، مخالفت قاطع پکن و مسکو با سیاستهای مداخلهجویانه غرب به ویژه در خاورمیانه و علیه ایران را نشان میدهد.
دوستی خرس و اژدها
سفر ولادیمیر پوتین به پکن در روزهای ۱۹ و ۲۰ مه (۲۹ تا ۳۰ اردیبهشت) با دستاوردهای ملموسی همراه بود. دو رهبر با امضای بیش از ۲۰ تا ۴۰ توافق در زمینههای تجارت، فناوری، انرژی و رسانه، بیانیه مشترکی در حمایت از «نظم چندقطبی» صادر کردند؛ پیشرفت قابل توجه در همکاری انرژی شامل درک کلی از پروژه خط لوله «قدرت سیبری ۲» و تداوم تأمین نفت و گاز روسیه به چین. این نتایج در تضاد کامل با سفر ترامپ قرار دارد که تنها به توافق فروش ۲۰۰ هواپیمای بوئینگ منجر شد؛ رقمی بسیار کمتر از انتظارات ۵۰۰ فروندی بازار که سهام بوئینگ را تا ۴ درصد کاهش داد.پوتین با استقبال گرم شی جینپینگ مواجه شد و شراکت استراتژیک جامع دو کشور را با امضای اسناد متعدد در حوزههای هستهای صلحآمیز، فناوری پیشرفته، هوش مصنوعی و کریدورهای لجستیکی اوراسیا تقویت کرد. همچنین دستاوردهای پوتین شامل گسترش تجارت دوجانبه فراتر از ۲۰۰ میلیارد دلار، پروژههای مشترک زیرساختی و بیانیه محکومیت مداخلهگری و تغییر رژیم بود که پایه شراکت «بدون محدودیت» را محکمتر کرد. این موفقیتها درحالی به دست آمد که سفر آمریکا به پکن فاقد توافقات راهبردی عمیق بود.
ایران در نظم نوین جهانی
سیاست «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران، علیرغم اعمال صدها تحریم ثانویه و تلاش برای صفر کردن صادرات نفت تهران، با شکست استراتژیک مواجه شد. چین به عنوان خریدار اصلی، بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران (حدود ۳/۱ تا ۵/۱ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵-۲۰۲۶) را جذب کرد و از طریق پالایشگاههای مستقل، ناوگان سایه و تکنیکهای پنهانکاری، تحریمها را خنثی نمود. پیشرفتهای فنی برنامه هستهای ایران، از جمله غنیسازی تا ۶۰ درصد و انباشت قابل توجه مواد شکافتپذیر علیرغم حملات، نشاندهنده ناکارآمدی فشار نظامی-اقتصادی آمریکاست. این شکست در مهار تهران، چین و روسیه را به عنوان قدرتهای تجدیدنظرطلب تقویت کرد.ناکامی آمریکا در برابر ایران، فضایی استراتژیک برای ظهور چین و روسیه به عنوان قدرتهای تجدیدنظرطلب ایجاد کرد و به نوعی آنها در این مسیر وامدار اقدامات و راهبردهای ایران هستند. این دو کشور با بهرهبرداری از ضعف تحریمها و حمایت از شبکههای دور زدن و شرکتهای چینی، ایران را در محور ضدآمریکایی تثبیت و بیانیههای مشترک علیه «تغییر رژیم» و «یکجانبهگرایی» صادر کردند. کارشناسان ژئوپلیتیک این روند را تسریعکننده گذار به جهان چندقطبی میدانند؛ جایی که پکن و مسکو با استفاده از اهرم انرژی و فناوری، نفوذ خود را گسترش میدهند. این تحول، نماد افول نسبی هژمونی آمریکا در مهار قدرتهای تجدیدنظرطلب است.