نگرانی از آینده، عامل اصلی‌گرایش به خرافه‌گرایی

خرافه‌گرایی و خرافه‌پرستی ریشه‌های تاریخی دارد که البته مایل نیستم وارد جزئیات آن شوم، اما ریشه رواج این موارد را باید در القائات، تلقین‌ها، کودکی، خانوادگی، دوستان، محل زندگی و نشو و نما، نشست و برخاست با افراد خاص و ... جست‌وجو کرد. خرافه‌گرایی، فالگیری، رمالی و کف‌بینی پدیده‌ای مختص به کشور ما نیست. هرچند در جوامع عقب‌مانده رواج بیشتری دارد، اما رد پای آن در کشورهای توسعه‌یافته ازجمله انگلیس، ژاپن، کره‌جنوبی، چین و به‌طور سرسام‌آوری در هند نیز قابل مشاهده است.
کد خبر: ۱۵۵۳۰۰۳
نویسنده امان‌ا... قرایی‌مقدم - جامعه‌شناس
 
در خراسان درباره کف‌بینی و فالگیری تحقیق کردیم. مثلا در یکی از شهرهای استان مذکور، این افراد با نام خاصی شناخته می‌شوند که درواقع همان کولی‌های قدیمی هستند و کف‌بینی می‌کنند. بنابراین ریشه خرافه‌گرایی و گستردگی آن بسته به نوع جامعه متفاوت است. از هر دو قشر باسواد و بی‌سواد ممکن است سراغ کف‌بینان و رمالان بروند. البته ذکر این موضوع ضروری است که هرچه افراد بی‌سوادتر باشند و به‌اصطلاح تقدیری اندیشیده و فکر کنند مثلا تقدیر آنها نوشته شده است، بیشتر به سمت خرافه‌گرایی گرایش پیدا می‌کنند. طرز تفکر تقدیرگرا این‌طور است که فکر می‌کنند از ابتدای تولد تا پایان زندگی تقدیر آنها نوشته شده و بنابراین تلاش و کوشش هیچ سودی ندارد. در تهران، از افسریه بگیرید تا تهرانپارس، تا شمیران و همه‌جا اینها حضور دارند و از این راه امرار معاش می‌کنند. در ادبیات هم رد پای تقدیرگرایی مشاهده می‌شود. مثلا خیام می‌گوید: «رو بر سر لوح بین که استاد قضا/ اندر ازل آنچه بودنی بود نوشت.»  البته نقش منفی برخی رسانه‌های بیگانه و دوستان را در زمینه ترویج خرافه‌گویی نمی‌توان نادیده گرفت. یک نفر فال می‌گیرد و دیگری را هم تشویق می‌کند که سراغ کف‌بین برود تا از آینده‌اش باخبر شود. به‌خصوص این‌که جنبه مادی به خودش گرفته و همین مسأله موجب شده تا رمالان نیز از این شرایط نهایت سوء‌استفاده را داشته باشند. اگرچه هنوز هم برخی به کف‌بینان مراجعه می‌کنند، اما در مقایسه با گذشته میزان گرایش به خرافه‌گرایی و رمل و اسطرلاب کاهش یافته است. به‌طورکلی درحال‌حاضر میزان حرکت به این سمت کمتر شده، زیرا تحصیلات دانشگاهی، وجود فضای مجازی و رادیو و تلویزیون در اصلاح افکار مسموم و نابخردانه در گرایش به خرافه‌گرایی به‌خصوص در نسل جوان بسیار موثر بوده است. با وجود این، برخی از آنجا که نگران آینده و سرنوشت خود هستند، نسبت به شرایط بی‌ثبات شغلی و کاری و زندگی خود دلهره دارند، از شرایط آینده جامعه و خود از ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، ازدواج، موقعیت اجتماعی، خانوادگی مطمئن نیستند و نمی‌دانند چه چیزی در انتظارشان است، به فالگیری پناه می‌برند. در مورد عرفان‌های دروغین نیز همین مورد مشاهده می‌شود و دختران و زنان زیادی قربانی مدعیان شیطان‌صفت چنین فرقه‌هایی شده‌اند. بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آسیب خرافه‌گرایی، این است که فرد را از خودش بیگانه کرده و نسبت به قابلیت و توانمندی‌هایی که دارد، بی‌اعتنا، کم‌توجه و درگیر کاهش اعتمادبه‌نفس می‌شود. فرد با خودش می‌گوید تقدیر من این‌طور نوشته شده و من کاره‌ای نیستم. با این روند دست از کوشش و تلاش برای بهبود شرایط برداشته و هیچ‌کدام از برنامه‌ها و ایده‌هایش را پیش نمی‌برد و کار و فعالیت نمی‌کند. جامعه و فردی که تقدیری می‌اندیشد، نمی‌تواند پیشرفت‌‌ کند و به لیاقت و شایستگی افراد توجه نمی‌شود. از دیدگاه جامعه‌شناسی توسعه، خرافه‌گرایی و تقدیرگرایی از عوامل بازدارنده توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود و با تردید افراد به توانمندی و عدم باورمندی خود، ممکن است به سمت اعتیاد، موادمخدر و الکل حرکت کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها