مطابق چند سال اخیر روزهای یکشنبه و سهشنبه بهعنوان روزهای نیمبها تعیین شدند (سینماهای مدرن ۹۰ هزار تومان، ممتاز ۶۰ هزار تومان و درجه یک کمتر)، در حالیکه در روزهای پنجشنبه، جمعه، اعیاد و تعطیلات، قیمت به سقف ۱۸۰ هزار تومان برای سینماهای مدرن رسید.
در روزهای میانی هفته نیز سانسهای قبل از ساعت ۱۷ نیمبها و بعد از آن گرانتر اعلام شد. البته اگر کسی بخواهد بلیت فیلم را به شکل آنلاین بخرد، با مالیات بر ارزشافزوده حدود ۲۰۵ هزار تومان باید بپردازد.
مسئولان ازجمله مجتبی بهزادیان، مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم، این طرح را راهکاری برای «حفظ قدرت خرید مردم» و همزمان «پوشش بخشی از هزینههای تولید» توصیف کردند.
گفته شده که بیش از ۵۰ درصد سانسها با قیمتی پایینتر از تعرفه سال ۱۴۰۴ عرضه میشود و هدف، جلوگیری از حذف سینما از سبد خانوار قشر متوسط است. اما آیا واقعا چنین است؟ در گزارش پیشرو؛ ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری این سیاست، نشان میدهد که شناورسازی قیمت بلیت، بیش از آنکه راهحل باشد، بازتابی از بحران عمیق صنعت سینما در ایران است و موجب تشدید نابرابری دسترسی فرهنگی میشود.
همین حالا هم اگر به سینما بروید، میبینید که حداقل یکربع در مزایای سینما رفتن، حمایت از سینما و تبلیغات فیلمها صحبت میکنند؛ آن هم در شرایطی که تورم روزانه و ماهانه موجب میشود که بهتدریج سینما از سبد خانوار حذف شود.
دیدگاه مخالفان
سینما در ایران سالهاست با تورم سرسامآور هزینههای تولید، تبلیغات، سالنداری و دستمزدها دستوپنجه نرم میکند. از اسفند ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، قیمت بلیت بهطور تقریبی ثابت ماند؛ در حالیکه تورم عمومی و هزینههای جانبی بهشدت افزایش یافته بود. مسئولان اذعان دارند که قیمت واقعی بلیت باید حداقل دو برابر باشد، اما ترس از کاهش مخاطب مانع افزایش مستقیم شده است. طرح شناورسازی بلیت در واقع افزایش میانگین قیمت را بدون اعلام رسمی آن پنهان میکند. میانگین قیمت در سینماهای مدرن از حدود ۹۳ هزار تومان به ۱۲۷ هزار تومان رسیده و براساس آمار این افزایش قیمت ۳۷ درصد است.
این رویکرد شبیه به سیاستهای «قیمتگذاری پویا» در بخش حملونقل (مانند بلیت هواپیما) است، اما سینما کالای لوکس نیست؛ کالایی فرهنگی ــ اجتماعی است که در شرایط اقتصادی ایران، برای بسیاری از خانوادهها هنوز جزو تفریحهای در دسترس به حساب میآید. منتقدان میگویند در حالیکه قدرت خرید مردم بهدلیل تورم، تحریمها و نوسانات ارزی پس از آتشبس بهشدت افت کرده، افزایش قیمت (حتی شناور) بدون تقویت تولید محتوا و کیفیت اکران، ریسک بزرگی است. فیلمهایی که امروز با بلیت ۱۰۰ هزار تومانی مخاطب ندارند، با ۱۸۰ هزار تومان هم نمیتوانند مخاطب جذب کنند و این شرایط بهتدریج باعث ریزش مخاطبان خواهد شد. به نظر میرسد شناورسازی قیمت بلیت سینما دیر یا زود اتفاق میافتاد، اما شاید در شرایطی که سینما پس از آتشبس همچنان به مخاطبان قبلی خود بازنگشته، الان زمان مناسبی برای این افزایش قیمت نبود.
دیدگاه موافقان
در سطح بینالمللی، مدلهای شناور قیمت در سینماهای اروپا وجود دارد و دیده میشود و به بهینهسازی ظرفیت کمک میکند. همچنین سینمادارها به سمت مدیریت بهتر سانسها حرکت میکنند. دفاعکنندگان از این طرح به آمار روزهای سهشنبه (نیمبها) که مخاطب گاهی دو برابر روزهای تعطیل میشود، استناد میکنند. افزایش روزهای نیمبها به دو روز (یکشنبه و سهشنبه) و نیمبها کردن سانسهای صبحگاهی روزهای میانی، میتواند به پر شدن سالنها در زمانهای مرده کمک کند. این کار منطق اقتصادی از این نظر دارد که منجر به درآمدزایی بیشتر از سانسهای پرتقاضا (آخر هفته) برای جبران ضرر روزهای کممخاطب میشود.
اما در شرایط فعلی آتشبس ایران با توجه به توزیع نابرابر سالنها (تمرکز در تهران و کمبود سالن در شهرستانها) و حملونقل عمومی ضعیف، به نظر نمیرسد قشر کمدرآمد بتوانند از سانسهای صبحگاهی یا روزهای وسط هفته استفاده کنند؛ چرا که کارگران، کارمندان با ساعت کاری ثابت و دانشجویان، اغلب در این سانسها در دسترس نیستند.