به گزارش خبرنگار جام جم، شانزدهم بهمن سال گذشته مردی با حضور در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران با طرح شکایتی گفت: من و خانوادهام به شمال سفر کرده بودیم. روز بعد یکی از همسایهها تلفنی به من خبر داد درب خانهمان باز است و قبل از آن سروصدا شنیده است. گفتم هنوز بازنگشتیم و کلید خانه در اختیار کسی نیست. به خواست من او وارد شد و فهمید خانه بههم ریخته است. مطمئن شدم دزد آمده. یادم افتاد که طلاها و دلارهایی به ارزش ۳۰میلیارد تومان را داخل چمدان گذاشتهام. به خانه بازگشتم و دیدم اموالم نیست و چند دستگاه بازی و مقداری از وسایل خانه سرقت شده اما قفل در سالم بود. یادم افتاد خدمتکارمان (شبنم) قبل از سفر کلیدهای خانه را گرفت و بعد از قفل کردن درها آن را تحویلم داد. چند مرتبه هم در طول مسیر به فرزندانم زنگ زد تا مطمئن شود به شمال رسیدهایم یا نه. وقتی به تهران بازگشتیم به او زنگ زدم که مدعی شد در مهمانی یکی از اقوام است و بعد از آن میآید که دیگر نیامد و تلفن همراهش را خاموش کرد و از وی
شکایت دارم.
شبنم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و بعد از چند ماه فرار، چند روز پیش توسط ماموران پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران در مخفیگاهش بازداشت شد.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و به تناقضگویی پرداخت تا اینکه سرانجام اعتراف کرد و گفت: از ۱۳سال قبل برای شاکی کار میکردم. نظافت خانهاش را انجام دادم و از دو فرزندش هم نگهداری میکردم. این اواخر دلباخته مردی (بهروز) شدم. یک روز برایش تعریف کردم که کارفرمایم وضع مالی خوبی دارد. دلار و طلاهای زیادی در خانه دارد و بهزودی قصد سفر دارند. بهروز وقتی این حرفها را شنید آنقدر با من حرف زد تا وسوسهام کرد که به او کمک کنم طلاها و دلارهای کارفرمایم را سرقت کنیم. چند بار خواستم اموال را سرقت کنم و به او بدهم که ترسیدم و نشد. بنابراین روز آخر که فهمیدم طلا و دلارها در چمدان آنهاست از این فرصت استفاده کردم و این اموال را برداشتم و در یکی از کمدهای خانه پنهان کردم. خودم درب خانه را قفل کردم و آنها راهی سفر شدند.
متهم ادامه داد: نزد مرد مورد علاقهام برگشتم و کلید یدکی آن خانه را به او دادم و محل قرار دادن طلاها و دلارها را به او گفتم. او نیز همراه دو نفر از دوستانش به آن خانه رفت و اموال را برداشت و علاوه بر آن اقلام و وسایلی از خانه نیز به سرقت بردند. بعد از آن دیگر تلفنم را جواب نداد و سرم کلاه گذاشت و فرار کرد. وقتی کارفرمایم بازگشت و متوجه سرقت شد ترسیدم و فرار کردم که سرانجام
بازداشت شدم.
اکبری،بازپرس شعبه اول دادسرای ناحیه ۳۴ تهران با تایید این خبر به جام جم گفت: با اعتراف او بهروز نیز بازداشت شد و به همدستی با این زن در ماجرای سرقت اعتراف کرد و گفت دوستانش سر او کلاه گذاشته و اموال را با خود بردهاند. با اعتراف او یکی دیگر از سارقان بازداشت و تحقیقات برای دستگیری آخرین عضو باند و کشف اموال سرقتی ادامه دارد.