حتی در این میان نسل جدید هم به بلوغ سیاسی و بصیرت دست یافته است. برای واکاوی دقیق این تحولات، بررسی نقش مردم در همبستگی، راهکارهای عبور از بحرانهای روانی واقتصادی و نقش رسانه در این روزها، با دکتر علی انتظاری، استاد دانشگاه و جامعهشناس به گفتوگو پرداختهایم.
حضور خودجوش مردم در تجمعات شبانه در تجدید بیعت با رهبر معظم انقلاب چه پیامی به دشمنان میدهد؟
این اقدامات شرایطی را رقم میزند که منجر به شکلگیری «ید واحد» در ملت میشود. تجربه مشترک شکلگرفته به تقویت هویت ملی کمک میکند. توجه به پرچم و برافراختن آن و شعارهای داده شده فوقالعاده است. شعارهای بصیرانهای که نشان میدهد مردم متوجه شدهاند راز پیروزیشان اتحاد است و بسیار آگاهانه عمل میکنند؛ بهویژه اینکه حضورهای مردمی، محلهای و خودجوش است و اینگونه نیست که کسی آنها را هدایت یا مدیریت کند. مردم خودشان تبدیل به رسانه شدهاند و مکانیسمی برای تقویت همبستگی ملی هستند که اثر بسیار ماندگاری بر جوانان و نوجوانان نیز دارد و آنها را برای آینده بیمه میکند. ما در همین حملات اخیر و نقض حقوق بشر، شاهد رشد فزاینده سرمایههای اجتماعی و تابآوری اجتماعی هستیم. این یعنی تحقق سکینهای که خداوند به مومنان وعده داده و این پدیده در دنیا بینظیر است.
در این شرایط مردم و مسئولان چه اقداماتی برای حفظ و افزایش همدلی باید انجام دهند؟
مردم این سرزمین، پیشرو و جلودار مدیریت مسائل خود هستند. بنابراین الگوی حکمرانی ما باید حتما حکمرانی مردمی باشد و مسئولان موظفند مردممدار عمل کنند. در شرایط کنونی، مطالبه وحدت نیز از مطالبههای اصلی از سوی مردم است و حکمرانان باید این محور را سرلوحه برنامههای خود قرار دهند. ما با مردمی روبهرو هستیم که اهالی گفتمان مقاومت هستند؛ مردمی که فارغ از سلیقههای سیاسی، همگی در جبهه مقاومت ایستادهاند. دولتمردان نباید اجازه دهند که اهالی گفتمان کرنش، مدیریت اوضاع را به دست بگیرند. این جریان سالهاست از طریق دکترینهای غربی و از طریق دانشی که در دانشگاهها در حوزه علوم انسانی گسترش داده، سعی درغلبه گفتمان تسلیم و سازش داشته است. نمونه بارز این رویکرد، نامه برخی افراد پس از جنگ ۱۲روزه به رئیسجمهور بود که با ادعای تجربهاندوزی، خواستار تغییر فرمان و کرنش در برابر دشمن شدند. اجازه مدیریت به این جریان، خیانتی بزرگ به مردمی است که با حضور خود مانع از آن شدند که پیادهنظام دشمن اوضاع را تصاحب کند. بنابراین مسئولین باید قدر این مردم را بدانند. تامین نیازها، بهویژه در قالب مردمی کردن امور اهتمام داشته باشند. مردمسازی اقتصاد نیز ضرورتی انکارناپذیر است. اقتصاد مقاومتی نباید صرفا یک شعار باشد بلکه باید اقتصادی خودکفا، برونگرا و غیرمستقل از منابع خارجی باشد که وابستگی ایجاد نکند. مسئولین باید بهجای توجه به منافع رانتخواران، در عمل به فکر رفع نیازهای مردم باشند.
به وحدت مثالزدنی مردم اشاره کردید اما حملات اخیر دشمن آمریکایی_صهیونی تاثیرات دیگری نیز بر کودکان و نسل جوان گذاشته است.
بدون تردید هر جنگی آثار روانی و اجتماعی ماندگاری دارد و واقعیت این است که ما دربرابر آن کاملا آسیبناپذیر نیستیم. جنگ هزینه دارد و ما نه از آن استقبال میکنیم و نه دنبال آن هستیم اما خطای محاسباتی دشمن ما را نیز درگیر جنگ اخیر کرد. با این حال قطعا یک استراتژی پایدار میتواند از جنگهای بعدی جلوگیری کند. به این معنا که وقتی اقتدار ما نمایان شود و به جایگاه واقعی خودمان در منطقه و جهان دست پیدا کنیم، خود این مسأله مانع از آن میشود که کسی مانند ترامپ وسوسه حمله به ایران را در سر بپروراند. ما با یک نظام صهیونیستی روبهرو هستیم که برای تضمین منافع خود، بهصورت راهبردی از رسانهها، مدیریت افکار عمومی و دانش بهره میبرد. همین وضعیت شرایطی را ایجاد میکند که به روح و روان مردم آسیب میزند. با وجود این، آثار روانی و اجتماعی جنگ واقعی وجود دارد. اضطرابها، نگرانیها و بمبارانهایی که مردم را نیمهشب از خواب بیدار میکرد، صدمات جبرانناپذیری بهویژه برای جوانان و نوجوانان ما بهدنبال دارد. با این حال نباید فقط نگران جنبههای استرسزا و مشکلات روحی و روانی باشیم؛ قطعا اینها لطمه دارند و باید برای آنها چارهای اندیشیده شود اما جنبههای اجتماعی باعث میشود سرمایههای اجتماعی قدرتمندی شکل بگیرد.
بدین ترتیب بهنظر میرسد در شرایط کنونی باید روی نقاط مثبت جامعه تمرکز کرد.
در کنار این آسیبها، پدیده مهمی که رخ میدهد، شکلگیری بصیرت در این نسل است؛ نسلی که دشمن را میشناسد و درک میکند که در حال حاضر آمریکا کسی است که قدرتنمایی میکند و زور میگوید. بصیرتی فراملی که در مردم گسترش یافته و نسل جدید و کودکان ما آن را تجربه میکنند. آنها در تجمعاتشان در این بیش از ۵۰شب در شهرهای مختلف کشور حضور فعال دارند و به امر مقدسی دست مییابند که هرگز از طریق آموزشهای کلاسیک قابل دستیابی نبود. اکنون در حضورهای مردمی، نسل جدید ما مشارکت دارند و همافزایی میان مومنان شکل میگیرد.
در این میان رسانههای بیگانه نیز در حال پخش شایعات هستند. بهنظر شما بهترین راه برای مدیریت این فضا چیست؟
در این خصوص باید اقدامات بلندمدت، کوتاهمدت و میانمدت بهصورت همزمان انجام پذیرد اما آنچه اهمیت حیاتی دارد، توجه به رسانههای دشمن است. نمیتوان انتظار داشت فضای شایعه گسترش نیابد، درحالی که رسانه دشمن بهصورت شبانهروزی فعال است و آنان دائما به شایعات دامن میزنند. بنابراین باید اهتمام جدی وجود داشته باشد تا رسانههای رسمی برای بیاعتبارسازی رسانههای دشمن وارد عمل شوند. اگرچه اقداماتی در این راستا صورت گرفته اما کافی نیست. این اقدامات باید به حدی مؤثر باشند که مردم به این باور برسند که رسانه دشمن قابل اعتماد نیست بلکه صرفا ابزاری در دست دشمن وساحتی ازحملات آنان است وما خود را درمقابل آن قرار دادهایم.این مسأله باید بااستفاده ازابزارهایمختلف بهگونهای مناسب صورتبندی شود که مردم نسبت به رسانههای دشمن، بهویژه در شرایط جنگی، حساسیت لازم راداشته باشند.
در داخل کشور هم عدهای تلاش میکنند تا رسانه ملی ونهادهای رسمی را تخریب کنند.رفتار با این افرادبایدچگونه باشد؟
باید با اقداماتی که علیه رسانههای ملی ما صورت میگیرد، بهشدت برخورد شود. برخی از جریانهای سکولار در جامعه تلاش میکنند رسانه ملی را بیاعتبار کنند و این کار در چنین شرایطی، جنایت جنگی بهشمار میآید. قوه قضاییه باید این موضوع را کاملا رصد کرده و با آن برخورد کند. کسانی که رسانه ملی و رسانههای همسو را بیاعتبار میکنند، عملا مردم را مخاطب رسانههای دشمن میسازند. یعنی این افراد ستون پنجم دشمن هستند و باید با آنها برخورد جدی شود. حفظ نظام بسیار حائز اهمیت است و در این میان، افکار عمومی نقش محوری دارد. اگر در همین جریانات، مردم در صحنه نبودند و پیادهنظام دشمن در مقابل نظام قرار میگرفت، ما قافله را باخته بودیم. بنابراین افکار عمومی بسیار مهم است. ما باید رویکردی آفندی داشته باشیم و تقویت پلتفرمهای ایرانی ضروری است. همین حضورهای مردمی خود یک رسانه است و رسانه ملی نیز این حضور را بسیار خوب منعکس میکند. آنچه میتواند در این میان کمککننده باشد، تقویت رسانههای محلی است؛ البته بهصورت مدیریت شده و نظاممند.
در نهایت چه عواملی باعث میشود یک جامعه بتواند از بحرانهای شدید عبور کند و دوباره خود را بازسازی کند؟
بهنظر میرسد مهمترین رکن برای عبور جامعه از بحرانها، اقتدار در میدان است. تمام آسیبهایی که وارد شده قابل بازسازی است و قطعا آن را بهتر از گذشته خواهیم ساخت. البته از دست دادن رهبرشهیدمان ضربه و خسارتی جبرانناپذیر بود اما ما به شهادت اعتقاد داریم. ما در میدان نظامی به پیروزی دست یافتیم. اکنون باید در میدان گفتمان نیز پیروز شویم. نمیتوان پذیرفت که جمهوری اسلامی در میدان نظامی موفق باشد اما گفتمانهای مدرنیته، جهانی شدن، بروکراسی، دموکراسی لیبرال، اصلاحطلبی و سکولاریسم همچنان حاکم باشند. باید با اعتماد به نفس از دانشگاهها بخواهیم سمت تولید گفتمانهای رقیب حرکت کنند. نظامیها کار خود را بهخوبی انجام دادند و موشکهای نقطهزن ساختند که دمار از روزگار دشمن درآورد. دانشگاههای ما نیز باید گفتمانهای نقطهزن رقیب را بسازند. ما ظرفیت ساخت گفتمانهای بدیل برای مدرنیته، بروکراسی، دموکراسی و جهانی شدن را داریم و حرفهای زیادی نیز در این زمینه زده شده اما متاسفانه نظام دانشگاهی ما به این موارد توجه و پیگیری لازم را نداشته است. این موضوع باید به یک برنامه عملیاتی تبدیل شود. چنین اقدامی خود به خود به معنای تولید رفاه، ایجاد اعتماد به نفس و بازسازی کشور است و کلید عبور موفق از بحرانهایی است که دشمن برای ما ساخت.