و این ملاقاتِ اجباری و صد البته الزامی، ناگهانی است. هیچ انسانی نمیداند چه زمانی و حتی در چه مکانی قرار است با مرگ روبهرو شود. (کسی چه میداند فردا چه میکند و کسی چه میداند کجای عالم میمیرد! فقط خدا دانای آگاه است. سوره لُقْمَان/۳۴)
خلاصه کلام اینکه؛ مرگ حقیقتی است انکارناپذیر که عموما، اگر خوب به اطراف نگاه کنیم میبینیمش.
از مرگ گفتم چراکه این چند روز را مهمان کتابی بودم که بند بندش بوی مرگ میداد. از قضای روزگار نویسنده کتاب که قبلا هم راجع به مرگ مطالبی نوشته بود در کتاب قصه قبرستونش علىالظاهر سیر نشده، نیاز دیده که ادامه پویش هشتگ «بیا از مرگ بگویم تو گوش کن» را اینبار تحت عنوان کتاب «اداره مرگ» چاپ نشر سوره مهر به روایت بکشد. حسین شرفخانلو، مردی اهل خوی و شهیدزاده خوشقلم آذربایجانی که در جدیدترین اثرش، که الحق و الانصاف داغ داغ رسید به دستم، از مرگ و اعوان و انصارش گفته است. گفتههایی که به دل مینشینند.
اما برسیم به جای شیرین معرفی آنجا که شما خواننده عزیز داد و هوارتان در میآید که؛ «قال قضیه را بکن و بگو که چرا باید بخوانیم این کتاب را؟ خستهمان کردی. کم میکشیم از اخبار حول مذاکرات جنگ رمضان تو هم هی کشش بده...» و اما چرا این کتاب را بخوانیم:
اول اینکه عرض کردم مرگ حقیقتی است که دیر یا زود و با هر نوع جهانبینی بالاخره با آن ملاقات خواهیم کرد. (البته دنیا گذراست و هرکسی طعم مرگ را میچشد. سوره عنکبوت/۵۷) پس این روایات فرصتی خوبی هستند برای ریکاوری. شاید هم بهتر است بگویم تجهیز معرفتی خودمان در مقابل مرگ؛ وقتی نسبت به مسألهای شناخت کافی داشته باشیم؛ بههر حال ترس از آن مسأله کمتر آشوب در دلمان میاندازد. مرگ هم از آن چیزهاست که ناشناختگیاش سبب ترس بیش از اندازه از آن شده است.
دوم اینکه؛ نویسنده علاوه بر نویسنده بودنش، که در سطرهای پیشرو در این مورد هم خواهم گفت، حدود ۱۰سال است که ریاست عالیقدر مردههای شهر خوی را هم برعهده دارد. عبارت باکلاسترش میشود رئیس اداره آرامستانهای شهرستان خوی. پس شخص نویسنده مانند خیلی از نویسندهها نیست که صرفا کارش ضبط اصوات و سوار کردن فرم داستان بر روایت باشد. نویسنده چندین سال از نزدیک دست در دستان مرگ صبح ازخواب بیدار شده و تا بعدازظهر با مرگ روبوسی کرده وبه خانه رفته است.صددرصدروایت شخصی که این اندازه بامسأله قرابت دارد ارزشمند است وبه خواندنش میارزد.
سوم اینکه؛ نویسنده از قضای روزگار قلم خوبی هم دارد. این اولین کتاب نویسنده نیست و نویسنده طی سالها نوشتن صاحب نثر پختهای شده، حتی نثر نویسنده امضای اوست؛ یعنی نثرش لحن دارد و میتوان بعد از خواندن چند کتاب از او اگر جایی مطلبی از او بخوانیم بدون دیدن صاحب اثر حدس بزنیم که قلم اوست.
چهارم اینکه؛ نویسنده به جزئیات توجه و سعی کرده است هرقدر که میتواند روایت را به تصویر بکشد. همچنین یک خبر خوب برای افرادی که علاقه دارند در روایت با تمام جزئیاتش غرق شوند. نویسنده با شرحهای مطولش این امکان را فراهم کرده است.
و اما به قول مداحها؛ چند خط و عرضم تمام (که البته با چند صفحه هم چند خطشان تمام نمیشود از بس پربرکت است)؛ مرگ نوعی فقدان و بهنظرم درجه اعلای فقدان است. ما در این کتاب فقط از مرگ نمیخوانیم ما در کنار قبرستان و قصههایش داریم رساله مطول زندگی و احساسات درونی حسین شرفخانلو را در قالب الفاظ هم میخوانیم که در چند جای کتاب فقدان پدر کاملا ملموس است.
فقدانی که از نوع اعلایش هست و این خود رنگ و بوی خاصی به روایت میدهد.
و اما یکی مانده به آخر روایت مصطفى حاجحسینلو که رحمت خدواند بر او و خانوادهاش باد، واقعا دردناک بود. مصطفی انسان مخلص و مجاهدی بود که روایتش باعث شد چشمه خشکیده چشمهایم چند قطرهای بجوشند.
و اما بعد
خواندن پیرامون مرگ گرچه گاه تلخ اما همیشه لازم است. این خواندنها ما را با دنیای ناشناخته پدیدهای که تمامقد در زندگی ما حضور دارد آشنا میکند، بسیاری از سؤالهای ما پیرامون موضوع و حتی حواشی آن را برایمان روشن میسازد و البته که ما را آماده مواجهه با آن میکند؛ اتفاقی که خواهناخواه با آن روبهرو خواهیم شد، چه مرگ عزیزان و نزدیکانمان باشد یا مرگ خودمان. کمتر کسی است که سؤالی پیرامون این اتفاق در ذهن نداشته باشد. سؤال در مورد مرگ از همان کودکی با ما بوده و این همراهی تا ابد ادامه خواهد داشت.
تنها ذهن ما در هر مرحله روشنتر شده و جنس سؤال تغییر میکند و به وجوه دیگری از موضوع میپردازد. در ادامه کتابهایی درباره مرگ معرفی میکنیم که از زاویههای مختلف به این پدیده میپردازند.
۱- خیره به خورشید نگریستن
اروین د. یالوم/ اورانوس قطبینژاد
کتاب «خیره به خورشید نگریستن»، نوشته اروین د. یالوم، نویسنده و روانشناس معروف سال ۲۰۰۸ است. موضوع اصلی کتاب اضطراب مربوط به مرگ و تأثیر آن بر وجود انسان است.یالوم به ترس جهانی از مرگ و نحوه تأثیر آن بر زندگیها، روابط و انتخابهای ما میپردازد. او با استناد به تجربیات روانشناسانه خود، تکنیکهای درمانی و دیدگاههای فلسفی را ارائه میدهد تا به افراد کمک کند با ترس از مرگ مواجهه کرده و در نهایت آن را پشتسر بگذارند.خواندن کتاب خیره به خورشید را به تمام کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم ترس از مرگ را تجربه میکنند، پیشنهاد میکنیم.
۲- مواجهه با مرگ
برایان مگی/ مجتبی عبداللهنژاد
خواندن در مورد مرگ از منظرهای مختلفی میتواند قابلتوجه باشد که یکی از آنها دیدگاه فلسفی است. اهمیت این دیدگاه از اینجهت است که اکثر مردم معتقدند فلسفه برای تمام سؤالهای بیجواب پاسخی هرچند چندگانه ارائه میدهد. این در حالی است که مرگ از این قضیه مستثناست. خواندن کتاب «مواجهه با مرگ» از اینجهت پیشنهاد میشود که نویسندهای با تفکر فیلسوفانه آن را نوشته است. برایان مگی علاوه بر نویسنده و شاعربودن، سیاستمداری فیلسوف است. او در خلال روایت داستان خود تلاش دارد با نگرشی فلسفی به مرگ، آن را اتفاقی بیجواب و در مقابل بسیار تاثیرگذار معرفی کند. واقعهای که زندگی را دگرگون کرده و معنایی عمیق به آن میبخشد.
۳- از قیطریه تا اورنجکانتی
حمیدرضا صدر
در کتاب «از قیطریه تا اورنجکانتی» با تجربه مرگ همراه حمیدرضا صدر میشویم. حمیدرضا صدر را هم در فوتبال میشناسندوهم درسینما،هیچکس نیست که مقاله ارزشمند اودردهه۶۰درباره بازیگری را فراموش کرده باشد.کتاب از قیطریه تا اورنج کانتی زندگینامهای خودنوشت از ورقبهورق زندگی صدر میان فوتبال و سینماست. داستان مردی که در مواجهه با مرگ آن را نوشته و تاکید کرده پساز نبودنش منتشر شود.حمیدرضا صدر درکتاب ازقیطریه تا اورنجکانتی مارابا خودش همراه میکند تا زندگیاش را بهروایت خودش بخوانیم.این کتاب مانند فیلمی مارا به دیدار تجربهها و گذشته نویسنده میبرد.
۴- مرگ با تشریفات پزشکی
آتول گاواندی/ حامد قدیری
روزهای واپسین عمرِ سالمندان و بیماران لاعلاج اغلب در آسایشگاهها و بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانها میگذرد. پزشکان در این اوضاع درمانهایی را پیش میبرند که مغزهایمان را گیجومنگ میکنند و شیره بدنهایمان را میکشند تا مگر شانس نصف ونیمهای برای زندهماندن به ما بدهند؛ و در آخر افسوس میخوریم همان اتفاقی افتاد که نباید. پزشکی مدرن به چیزی جز درمان فکر نمیکند اما مرگ درمان ندارد. این مسیر نهتنها بیماران و اطرافیانشان بلکه خود پزشکان را هم دچار بحرانهای روحی متعددی میکند. آتول گاواندی، جراح و نویسنده آمریکایی، در این کتاب داستانهای زیادی از بیماران و پزشکانی میگوید که گرفتار این موقعیتها بودهاند و سرانجام تسلیم مرگ شدهاند.
۵- مرگ
تاد می/ رضا علیزاده
مواجهه با مرگ برای بسیاری از ما ترسی عجیب بههمراه دارد. این ترس وقتی به مرگ خودمان فکر میکنیم، عجیب و بسیار عمیقتر میشود.گاه چنان عمیق که انتهایی برای آن متصور نیست اما چرا از مرگ میترسیم؟ درحالیکه وقتی مرگ ما رخ دهد حضور ما، نوع متفاوتی خواهد بود نه آنچه اکنون درک میکنیم و میتوان متصور شد که حالات و احساس ما نیز تفاوت پیدا میکند. تاد می در کتاب «مرگ» تلاش کرده ترس و اضطراب و بیقراری وجودی ما را در مواجهه با مرگ بررسی کرده و احوال ناشی از آن را واکاوی کند. این کتاب نگاهی به مرگ و نقش آن در زندگی ماست.
۶- مهمانسرای دو دنیا
اریک امانوئل اشمیت/ شهلا حائری
«مهمانسرای دو دنیا» با نگاه فلسفی و معنوی خود به موضوع مرگ پرداخته است. «اریک امانوئل» که از نویسندگان شهیر فرانسوی است که در این نمایشنامه هتلی را تصور کرده در میانه دو دنیا، جایی برای کسانی که در بین دو حال زندهبودن و مردن ماندهاند؛ نهچندان زندهاند که توانایی زندگان یا اختیاری بر بدن خویش داشته باشند و نه چنان مرده که کاری به کار زندگان و دنیای آنها نداشته باشند.آنها بر نقطهای در میانه مسیر در انتظار برای رفتن یا برگشتن ایستادهاند. این ایستگاه آنها را به آگاهی و درک درستی از زندگی، اعمال و رفتارشان و بازخورد هر کنشی از سوی آنان میرساند.
۷- تولستوی و مبل بنفش
نینا سنکویچ/ لیلا کرد
در مواجهه با مرگ چه میکنیم؟ وقتی عزیزی را از دست میدهیم با غم فراق او، با نبودنهایش و در لحظاتی که اندوه سراسر وجودمان را در برمیگیرد به کجا پناه میبریم؟ هرکدام از آن افرادی که این تجربه سهمگین را پشتسر گذاشتهاند، راهی برای گذر از این دوران داشتهاند. نمیتوان گفت که این راهها تنها روشهای موجود است. حتی نمیتوان آنها را بهعنوان پیشنهاد قطعی و پاسخی برای همهکس و همه زمانها دانست. «تولستوی و مبل بنفش» حکایت و روایتی از زندگی کسی است که در اندوه درگذشت خواهرش به کتابخوانی روی میآورد. راهحل او برای گذر از این جریان، خواندن روزی یک کتاب است، آن هم برای یکسال.
۸- هر دو در نهایت میمیرند
آدام سیلورا/ الهه مرادی
کتاب «هر دو در نهایت میمیرند»، رمانی از آدام سیلورا نویسنده جوان آمریکایی است. این اثر داستان «متیو» و «روفوس» است که متوجه میشوند یک روز بیشتر از زندگیشان باقی نمانده است. مرگ پیش رو باعث میشود ایندو با هم آشنا شوند و در یک روز باقیمانده از زندگی، اتفاقات متفاوتی را تجربه کنند. ماجراهایی که زیباییها و غیرقابل پیشبینیبودن زندگی حتی در آخرین ساعاتش را بهزیبایی تصویر میکند. این رمان یکی از تحسینشدهترین رمانها در چند سال اخیر بوده است. نویسنده کتاب با مهارت و ظرافت از ماجرایی تلخ و دردناک اما محتوم بهنام مرگ، داستانی جذاب، ارزشمند و خواندنی در ستایش زندگی نوشته است.
۹- تاریخ اجتماعیِ مردن
آلن کلهیر/ قاسم دلیری
«آلن کلهیر» نویسنده این کتاب، خود دکتر داروساز و متخصص سلامت اجتماعی است. بهنظر میرسد این تخصص در نوع نگرش او به مرگ و اتفاقات آن تاثیرگذار بوده است چراکه او به مرگ از دریچههای مختلفی نگریسته است. در حقیقت او با تفسیر مرگ بهعنوان پدیدهای تاریخی ــ اجتماعی از همین منظر به آن نگریسته و با این دیدگاه به تاویل و تفسیر آن پرداخته است. او تلاش کرده خواننده را بر آن دارد تا از مرگهای منفرد فاصله گرفته و با بررسی انواع مرگ آن هم در طول زمان، به الگوهای مرگ درگذر تاریخ توجه کند. این کتاب ماحصل بررسیهای گسترده اسناد مختلف علوم انسانی و بالینی پیرامون موضوع مرگ انسان است.
۱۰- عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
مگان دیواین/ آرزو مومیوند
راستش در زمانهای که همه از ما توقع دارند خوشحال باشیم یا حتی اگر واقعا شاد نیستیم، خودمان راهم نشان دهیم، این کتاب به ماکمکمیکند بهجایفرارازسوگواری وغم،آنها رابهعنوانیک حسطبیعی بپذیریم.اینکتاب بهمعنایواقعی تسلیبخش وموجب آرامش است، چراکه نویسنده هم در شرایط فقدان و از دست دادن یکی ازعزیزانش است.برای همین درد کسی راکه باموضوع فقدان دستوپنجه نرم میکند،میفهمد.شاید یکی ازحالخوبکنترین کتابهادرباره مرگهمینکتاب باشد.