
اما امام ما، شاهد همه جایی است
هم ماه از محاق در آمده است
در شب بدر
هم ستاره سحرگاهی
نوید طلوع آفتاب است
در برگهای گردوی پیر و
نارنج بن جوان
و هم وزش آن دلبر موعود است
که سروها و علف را
به رقص میآرد.
خونش معجزه مسیح است
و نگاهش بیکرانگی رافت محمدی
و کلماتش مزامیر داوود است
و انگشترش بر انگشتی سلیمانی
و نگین خاتمی داده به فرمانده
با نقش کلامی کلیم اللهی
ان معی ربی
و چیزی بیشتر
او وعده چشم براه همه انبباء است
موعود موجود عدل جهانی
که قطع میکند
دابرالظلمه
و حالا سیدعلی پرچم ظهور اوست
چاووش پایان سامری
کورکردن دجال یک چشم
کندن گور سفیانی
با انگشتری و عقیقی
سنگنبشته
ان معی ربی