گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

به نظر میرسد که طرح این موضوع از سوی مردم، بیش ازهرچیز، برخاسته از احساس کنجکاوی، حسرت و دلسوزی باشد؛ اما توجه به فرامتن پرسش، میتواند ابعاد دیگری از چرایی فراگیری این موضوع را روشن نماید.
وقتی رهبر شهید، به همراه اعضای خانواده، که همگی غیرنظامی بودند، به صورت ناجوانمردانه و بر خلاف همه قوانین و ضوابط حقوقی بین المللی و اخلاق انسانی و در حالی که میان ایران و آمریکا مذاکراتی در حال انجام بود، توسط ائتلاف آمریکایی – صهیونی ترور میشود، باید پرسش اصلی این باشد که این جنایت بزرگ و شنیع، به چه مجوزی و برای چه اهدافی انجام شده است. انسان عاقل و حقطلب باید به جای پرسش از چرایی نرفتن رهبر شهید به پناهگاه، جنایت دشمنان را محکوم کند، نه آنکه با بیتوجهی به عمق جنایت دشمنان و شناعت بیکران آن، به دنبال مقصر در میان قربانیان جنایت بگردد!
البته گاهی این گونه پرسشها توسط رسانههای دشمن و باهدف انحراف اذهان مردم طراحی و منتشر میشود تا اذهان را به جای تمرکز بر خود جنایت و محکوم کردن آن، به سمت دیگری منحرف کند و ناخواسته جای مجرم و قربانی عوض شود.
رهبر شهید انقلاب، همچون امام خمینی و دیگر رهبران دینی شیعه در طول تاریخ، هیچگاه از روشهای غیرمعمول برای محافظت از جان خود استفاده نمیکردند و این بار هم با وجود تهدیدات جدیتر دشمنان در ترور فیزیکی ایشان، صرفا از همان رویه عادی و معمول حفاظت استفاده کردند. اخباری که در رسانههای دشمن درباره مکان امن یا پناهگاههای ضداتمی و مانند آن برای حفاظت از رهبر شهید، منتشر میشد، نوعی فضاسازی رسانهای برای ایجاد گسست شناختی، اخلاقی و عاطفی میان رهبر شهید و ملت ایران بود. این گونه خبرها با این هدف منتشر میشد که تصویری غیرمردمی و خودخواهانه از ایشان در ذهنها ایجاد کند و رابطه قلبی و عقلی مردم با رهبر شهید را تضعیف نماید.
نکته اصلی این مسأله در این پرسش نهفته است که آیا رهبر شهید، به عنوان ولی فقیه و امام امت اسلامی، شرعا و اخلاقا میتوانست در مواقع خوف و خطر، تنها به فکر حفظ جان خود باشد و ترتیبات حفاظتی ویژهای برای خود تدارک ببیند تا جان خود و نزدیکانش را حفظ کند، هرچند چنین امری به از دست رفتن جانهای بسیاری منتهی شود؟
در پاسخ به این پرسش گفتنی است که اولا شکی نیست که حفظ جان امام و فرمانده کل قوای کشور، امری مهم و حتی در صدر امور مهم قرار دارد و هرگونه بیمبالاتی و بیتوجهی در رعایت اصول امنیتی و حفاظت وی، مردود است؛ لیکن باید توجه کرد که این ترتیبات نباید در حدودی باشد که رابطه رهبر و مردم را تضعیف و حتی قطع کند. اگر ترتیبات امنیتی به شکلی باشد که رابطه اخلاقی، عاطفی و مدیریتی امام و امت را تضعیف و یا قطع نماید، چنین چیزی از نظر شرعی و عقلی پذیرفته نیست؛ چراکه رابطه امام و امت رابطه پیشوایی، الگویی و هدایتی است و ترتیبات ویژه امنیتی، چنین رابطه ای را از بین میبرد و نظام امامت را بیمعنا و بیثمر میکند. ثانیا دولت آمریکا و رژیم صهیونی بارها نشان دادهاند که هیج حد و مرزی در نادیده گرفتن اصول اخلاقی و قانونی نمیشناسند و برای رسیدن به مقاصد نامشروع و پلیدشان، حاضرند میلونها انسان بیگناه را قتل عام کنند. البته گاهی اوقات و به صورت معمول ممکن است برای دفاع از جان امام افراد معدودی مثل محافظان جان خود را از دست بدهند اما اگر شرایط به گونه ای شود که دشمن بر خلاف همه معیارهای انسانی و اخلاقی و به بهانه رویاروی با فرمانده و رهبر اصلی، مردم عادی را به خاک و خون بکشد آنگاه رهبر جامعه جان خود را برای حفاظت از جان مردمش نثار می کند و این خود نمونه بارز رابطه امام با امت است.
از این رو به نظر میرسد که رهبر شهیدمان با توجه به سیره سلف صالح، روحیه ایثار و شهادتطلبی و تحفظ بر مبانی و قواعد فقه اسلامی، هرگز از ترتیبات امنیتی ویژه استفاده نفرمود و تا آخرین لحظات عمر شریفش در همان مجموعه دفتر و منزل حضور داشت و آگاهانه و مختارانه (و نه عامدانه) به استقبال شهادت رفت.
شهادتش آگاهانه بود، زیرا احتمال تجاوز دشمن زیاد بود و ایشان، از میان حیات کوتاه مدت و مخفیانه، شهادت را انتخاب کرد؛ اما عامدانه نبود، زیرا ترتیبات معمول امنیتی در حفظ جان، رعایت شد؛ اما دشمن متجاوز، بزدلانه به محل زندگی ایشان حمله کرد و جمع زیادی را به شهادت رساند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد