شورا از تصمیم تا مطالبه؛ وقتی مسئولیت آغاز می‌شود 

تصمیم، پایان راه نیست؛ تازه آغاز آن است. رأی‌ دادن، لحظه‌ ای مهم در زندگی مدنی شهر است، اما اگر همان‌ جا متوقف شود، خیلی زود از معنا تهی می‌شود.
تصمیم، پایان راه نیست؛ تازه آغاز آن است. رأی‌ دادن، لحظه‌ ای مهم در زندگی مدنی شهر است، اما اگر همان‌ جا متوقف شود، خیلی زود از معنا تهی می‌شود.
کد خبر: ۱۵۴۷۸۷۴
نویسنده محمد عسکرپور

به گزارش جام جم آنلاین کرمان؛ تصمیم، پایان راه نیست؛ تازه آغاز آن است و رأی‌ دادن، لحظه‌ای مهم در زندگی مدنی شهر است، اما اگر همان‌ جا متوقف شود، خیلی زود از معنا تهی می‌شود.

فاصله‌ میان انتخاب و نتیجه، همان جایی است که اعتماد عمومی یا ساخته و یا آرام‌ آرام فرسوده می شود.

درست در همین فاصله است که شورا، از یک نهاد انتخابی، به نهادی زنده و در حال داوری تبدیل می‌شود. 

ما در این مسیر، یک‌ بار از تصمیم آگاهانه گفتیم؛ از اینکه رأی، وقتی معنا دارد که از شناخت بیاید. بعد جلوتر آمدیم و به شورا به‌عنوان نهاد تحول و پناه اجتماعی شهر نگاه کردیم؛ جایی که قرار است صدا گم نشود؛ حالا اما پرسش ساده‌ تر و جدی‌ تر است: وقتی صدا شنیده شد، بعدش چه می‌شود؟ 

واقعیت این است که هیچ نهادی فقط با انتخاب‌ شدن، برای همیشه قابل اتکا نمی‌ماند. مشروعیت رأی از صندوق می‌آید، اما مشروعیت اعتماد، هر روز ساخته می‌شود.

شهروند، شورا را در بیانیه‌ها قضاوت نمی‌کند؛ در خیابان قضاوت می‌کند، در محله، در حمل‌ونقل، در کیفیت زندگی روزمره. اعتماد عمومی، یک چک سفید نیست؛ سپرده‌ای است که باید مدام تمدید شود. 

اینجاست که «مطالبه» معنا پیدا می‌کند. نه به‌ عنوان تقابل، نه به‌ عنوان تخریب؛ بلکه به‌ عنوان نشانه‌ی بلوغ است.

پرسش‌ گری، دشمن شورا نیست؛ شرط پناه‌ بودن آن است. شورایی که نقد را می‌شنود، پاسخ می‌دهد و شفاف حرف می‌زند، ضعیف نمی‌شود؛ ریشه‌دار می‌شود؛ اما آنچه این نهاد را فرسوده می‌کند، نه مطالبه‌  شهروندان، که سکوت طولانی آن‌هاست. 

در این میان، نقش شهروند هم تغییرمی‌کند. رأی، پایان مشارکت نیست؛ ورود به آن است. شهروند آگاه، فقط انتخاب نمی‌کند؛ پیگیری می‌کند، سؤال می‌پرسد، مستند می‌خواهد و هیجان را جای تحلیل نمی‌ نشاند. چنین شهروندی مزاحم تصمیم‌ گیری نیست؛ پل ارتباطی شورا با واقعیت اجتماعی شهر است. همان پلی که اگر نباشد، شورا در حلقه‌ی بسته‌ اداری می‌چرخد و مطالبه، بی‌مسیر و فرساینده می‌شود. 

اعتماد، محصول یک لحظه نیست و در گفت‌ وگوی مداوم ساخته می‌شود؛ گفت‌ وگویی که درآن، شورا پاسخ می‌دهد و شهروند دنبال می‌کند.

وقتی این رابطه زنده بماند، شورا پناه می‌ماند و شهرامیدوار. نهاد، از یک ساختار خشک عبورمی‌کند و به یک رابطه‌ انسانی تبدیل می‌شود؛ رابطه‌ ای که شهر را کنار هم نگه می‌ دارد. و شاید همه‌ ماجرا همین‌ قدر ساده باشد: نه تصمیمِ بی‌ پاسخ، شهر می‌سازد؛ نه مطالبه‌ بی‌ مسیر. 

اگر شورا قرار است نهاد تحول بماند و پناه اجتماعی شهر باشد، باید شنوا بماند؛ و اگر شهروند قرار است امیدش را حفظ کند، باید بداند پرسش‌ گری بخشی از مسئولیت اوست.

آینده‌ شهر نه درسکوت شکل می‌گیرد، نه در هیاهو؛ بلکه همان‌ جا که صدا شنیده می‌شود، پاسخ داده می‌شود، و اعتماد دوباره ساخته می‌ شود. 

دانشجوی دکترای بهینه سازی سیستم ها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها