گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

نوآورانهترین بخشِ اندیشه تمدنی رهبر شهید انقلاب، گره زدنِ موضوع «صدق» به «قوانین متافیزیکی تاریخ» است. در قرائت تمدنی امام شهید، عالم بر اساس «حق» بنا شده است. تمدنی که میخواهد پایدار بماند، باید خود را با این نظامِ حق هماهنگ کند. «صدق» نامِ رمزِ این هماهنگی است.
دراین رویکرد، تمدنسازی صرفاً یک فرآیند مادی نیست، بلکه نیازمند «نصرت الهی» است. بدین سان، تمدن صرفا فعل انسانی نیست، بلکه یک فعل الهی است. انسان مومن زمانی میتواند به سمت امتسازی و یا تمدنسازی برود که بتواند مددهای بزرگ غیبی را دریافت کند و خود را مشمول عنایات و توفیقات بزرگ الهی بگرداند.
ایشان با استناد به آیات قرآن و تجربیات صدر اسلام، یک فرمول ریاضیگونه برای پیروزیهای تمدنی ارائه میدهند: خداوند نصرت خود را به صورت تصادفی توزیع نمیکند. نصرت الهی «مشروط» به «صدق» است. (فرمول «صبر + صدق = نصرت»).
وقتی یک ملت در میدانهای سخت (جنگ، تحریم، فتنه) از خود «راستی» نشان داد (یعنی نترسید، جا نزد، و به وعده الهی اعتماد کرد)، خداوند این «صدق» را میبیند و «نصرت» را نازل میکند. صدق در اینجا به معنای «تحملِ هزینهِ حقمداری» است. تمدنی که بخواهد بدون هزینه دادن و با فرصتطلبی (Opportunism) رشد کند، هرگز مشمول سنتِ نصرت نخواهد شد. ازاین نظر، صدق، کلیدِ فعالسازیِ امدادهای غیبی در مهندسی تمدنی ایمانی و اسلامی است.
«صدق» و غربالگری تاریخی
در نگاه امام شهید، فتنهها و سختیها، «آزمون صدق» هستند (*لِیَسْأَلَ الصَّادِقِینَ عَنْ صِدْقِهِمْ*). خداوند جوامع را در کوره حوادث میاندازد تا عیارِ صدقِ آنها مشخص شود. تمدن نوین اسلامی از دلِ این کورهها بیرون میآید. کسانی که در زبان ادعای همراهی دارند، اما در عمل میلغزند (ریزشها)، در واقع در آزمون صدق مردود شدهاند. پس صدق، معیارِ «خالصسازی» عاملهای تمدنساز است.
ذیل این بحث، امام شهید به مکتب شهید سلیمانی اشاره میکند و میگوید: این مکتب عبارت است از «صدق» و «اخلاص». این دو کلمه در واقع عنوان و نماد و نمایهى مکتب سلیمانى است. «صدق» یعنى همان چیزى که در آیهى شریفهى «مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اَللّهَ عَلَیْهِ» است. «اخلاص» هم همین است که در آیات متعدّد قرآن از جمله این آیهى شریفه «قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اَللّهَ مُخْلِصاً لَهُ اَلدِّینَ» [آمده]؛ این دو عنوانِ قرآنى، تشکیلدهنده حرکت شهید سلیمانى بود.
آنگاه ایشان با اشاره به انواع توطئهها و ترفندهای دشمن در گذشته، بدین نکته اشاره میکند که چیزى که مکر آنان را نقش بر آب کرده، دو عامل اساسى بوده است: ایستادگى بر سر اصول اسلامى، و حضور مردم در صحنه. این دو عامل در همه جا کلید فتح و فرج است. عامل اوّل به وسیلهى ایمان صادقانه به وعده الهى، و عامل دوم به برکت تلاش مخلصانه و تبیین صادقانه تضمین مىشود.
ملتى که صدق و صمیمیت پیشوایان را باور کند، صحنه را از حضور پر برکت خود رونق مىبخشد و هر جا که ملت با عزم راسخ در صحنه بماند، هیچ قدرتى توان شکست دادن آن را نخواهد داشت. این تجربه موفقى براى همهى ملتهایى است که با حضور خود بیدارى اسلامى را رقم زدند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد