تیم ملی فوتبال ایران در جاده منتهی به جام جهانی ۲۰۲۶ کلی موانع و دست انداز پیش روی خود میبیند. آنچه که در دیدار تدارکاتی و چند روز پیش شاگردان قلعه نویی با نیجریه مشهود بود عدم هماهنگی بین خطوط و ضعف در پستهای چندگانه بود.تیم ملی نقاط ضعف اساسی در چهار خط اصلی یعنی دروازهبان، مدافعان، هافبکها و مهاجمان دارد.
بیرو سوپاپ اطمینان نیست
هر فوتبالیستی دوران اوج و فرود متعددی دارد. بیرانوند اکنون نه در اوج است و نه در فرود. او به اشتباه هنوز هم تاپترین دروازه بان ایران معرفی میشود. فوتبال ایران طی دههها و تحت تاثیر عوامل مختلف دست از تفکرهای نخ نما و چرخههای تکراری برنمیدارد. بیرو یکی از این چرخههای تکراری است. با او نه در جامهای جهانی قبلی از گروه صعود کردیم و نه در جام ملتهای آسیا به قهرمانی رسیدیم. شگفت آنکه هنوز هم پیراهن شماره یک را در اختیار دارد. برخی از حامیان سرسخت او هم به سرعت صف میبندند تا زمین و آسمان را به هم ببافندد که بیرانوند سیو میکند و عملکرد فنی اش بالاتر از رقبایش است. اما بیرو دیگر بیروی سابق نیست.
سنگربان تراکتور در بازی اخیر تیم ملی مقابل نیجریه در موقعیتهای فشار بالا گاهی از سرعت تصمیمگیری خود کم میکرد و در مواجهه با شوتهای مستقیم نیجریهاییها نتوانست موقعیت مناسب را بهسرعت شناسایی کند. حتی آن تحرک و نشاط سابق خود را از دست داده است. حتی در برخی لحظات ارتباط میان دروازهبان و مدافعان پشتخط بهدرستی برقرار نشد و این باعث بهوجود آمدن فواصل خالی در دفاع شد. بیرانوند مهره سوخته دیگر محسوب میشود؟ خیر. اما دیگر سوپاپ اطمینان نیست. هم او و هم اطرافیانش باید بپذیرند که دوره او دیگر تمام شده است.
اما از پنیر سوئیسی
عدم هماهنگی، ضعف در برابر فشار حملات و ضعف در دفاعهای رو در رو از ضعفهای واضح در خط دفاعی تیم ملی مقابل نیجریه بود. بازیکنانی که معمولاً در خط دفاعی اصلی حضور دارند نتوانستند هماهنگی لازم را بین خود ایجاد کنند. مخصوصاً در مواجهه با شوت زنیهای بازیکنان نیجریه مدافعان ایران نتوانستند بهسرعت موقعیت خود را تنظیم کنند و این باعث بهوجود آمدن فضاهای باز برای حملات سریع حریف شد. در این بازی، خلیلزاده.
نسبت به استانداردهای قبلی خود عملکردی کمتر از حد معمول داشت. او در نیمه دوم در موقعیتی که نیاز به فشار پیشنقشی داشت نتوانست بهسرعت به سمت بازیکن حریف پیشرونده حرکت کند و این باعث شد توپ به راحتی به سمت نیمه حمله نیجریه عبور کند. بهعلاوه در برخی موقعیتهای کلیدی، او بهجای حفظ فواصل دفاعی، بهطرف حمله رفت و این باعث ایجاد فواصل خالی در پشتخط شد که حریف بهسرعت از آن بهره برد. درکل خط دفاعی ایران در مواجهه با حملات دو نفرهٔ حریف نتوانست هماهنگی لازم را برقرار کنند.
بازیساز کجا بود؟
خط هافبک ایران یعنی کمبود خلاقیت، استفاده نادرست از فضا و عدم کنترل میانه میدان! هسته خلاقانه یک تیم میانه میدان است، اما در دیدار تدارکاتی با نیجریه هافبکهای ایران نتوانستند هماهنگی مطلوبی ایجاد کنند. سوالی که شاید ذهن برخی را به خودمشغول کرده باشد این است که اصلا جهانبخش در ترکیب تیم ملی حتی به عنوان ذخیره چکار میکند؟ ضعیف، کم تحرک و بی انگیزه. این سه کلمه میتواند به خوبی توصیف کننده وضعیت بازیکن تیم قعرنشین لیگ بلژیک یعنی دندر باشد. او نسبت به توقعاتش عملکرد ضعیفی نشان داد. پاسهای عمودی او که میتوانست تیم را به سرعت به حمله برساند در نهایت بی دقتی بود بهطوری که بازیکنان مهاجم بار دیگر مجبور به بازیکردن از صفر شدند. یکی دیگر از مشکلات واضح عدم توانایی هافبکها در فشار بالا و بازپسگیری سریع توپ بود. نیجریه در طول بازی از پرس کردن استفاده میکرد و از این رویه نهایت استفاده را برد.
طارمی و دیگر هیچ!
تیمی که فقط یک مهاجم آماده به نام طارمی داشته باشد در جام جهانی چکار خواهد کرد؟ ضعف خط حمله ایران کاملا واضح است. اکثر حرکات خط حمله ایران نیمهتمام و شوتهای بی هدف بودند. گویی بازیکنان در تصمیمگیری نهایی دچار تردید و اضطراب شده بودند. این حالت میتواند از فشارهای ذهنی و عدم تمرین در شرایط بازیهای فشرده نشأت گیرد. محیط بازی برای مهاجمان ایرانی نیز بسیار محدود شد همانطور که دفاع حریف به سرعت به فضاهای خالی حملهکنندگان نزدیک میشد.
عوامل چندگانه
طبیعی است که با شرایط فعلی کشور بازیکنان تیم ملی تمرکز درست و حسابی نداشته باشند. البته ضعف دربرنامه ریزی تاکتیکی نیز کاملا مشهود است.
مربی تیم در این دیدار یک طرح بازی ساده یعنی تمرکز بر دفاع ارائه داد، اما این طرح با توجه به قابلیتهای فردی بازیکنان سازگار نبود. بازیکنان در انجام نقشهای خود سردرگم شدند و نتوانستند هماهنگی لازم را برقرار کنند. فشارهای ذهنی در لحظات تصمیمگیری نهایی مانند شوت به هدف نشان میدهد که بازیکنان نیاز به تمرینهای روانی و فنی دارند. بهعلاو، ترکیب بازیکنان با تجربه (مثل بیرانوند و خلیلزاده) با بازیکنان جوانتر بدون زمان کافی برای همخوانی میتواند باعث بروز عدم تعادل در خطوط شود.
بازی دوستانه با نیجریه نه تنها یک مسابقهٔ آزمایشی بود بلکه آینهای واضح از چالشهای اساسی تیم ملی ایران بود. ضعف در خط دروازهبان، دفاع، هافبک و حمله هر کدام بهصورت جداگانه یک چالش اساسی برای تیمی است که دو ماه دیگر جام جهانی در پیش دارد. قلعه نویی کار سختی دارد. این تیم، تیمی نیست که به درد جام جهانی بخورد. اصلا با همین وضعیت میخواهند به جام جهانی بروند؟
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد