خانه دوست باقی می‌ماند

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه در دلنوشته‌ای به مناسبت تخریب بخش‌هایی از منزل مرحوم عباس کیارستمی در جریان تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا نوشت: «این فرهنگ با تندباد حوادث پر فراز ونشیب و تیغ و دشنه تتاران نه تنها خاموش نشد بلکه هربار سیمرغ‌وار برخاست و بر ستیغ قله‌های معرفت و معنا بالنده‌تر شد.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه در دلنوشته‌ای به مناسبت تخریب بخش‌هایی از منزل مرحوم عباس کیارستمی در جریان تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا نوشت: «این فرهنگ با تندباد حوادث پر فراز ونشیب و تیغ و دشنه تتاران نه تنها خاموش نشد بلکه هربار سیمرغ‌وار برخاست و بر ستیغ قله‌های معرفت و معنا بالنده‌تر شد.»
کد خبر: ۱۵۴۶۹۵۰

به گزارش جام جم آنلاین ایرنا، متن یادداشت رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای و سخنگوی وزارت امور خارجه به شرح زیر است:

منزل مرحوم «عباس کیارستمی» کارگردان نام‌آشنای ایرانی در جریان حمله هوایی آمریکایی- صهیونیستی تخریب شد.

اگر این اقدام و نیز هدف قرار گرفتن ده‌ها مکان یا بنای تاریخی- فرهنگی کشورمان را در کنار سخنان اخیر لیندسی گراهام سناتور آمریکایی حامی ترامپ که این جنگ را فرصتی برای پایان دادن به درگیری دوهزار ساله نامیده بود، قرار دهیم به خوبی مشخص می‌شود که این جنگ بر خلاف ادعای متجاوزان -که به مذاق عده‌ای ساده‌لوح هم خوش آمده بود- صرفا برانداختن نظام سیاسی حاکم نبوده و نیست.

خانه دوست باقی می‌ماند

این جنگ -که از نوعی حقارت تاریخی و فقدان ریشه فرهنگی نشات گرفته است- در واقع کلیت و هویت فرهنگی و مفهومی ایران را هدف قرار داده است زیرا تمام آنچه که امروز هیمنه آنان را زیرسوال برده و برای اولین‌بار به خوی تجاوزگرانه آنان با مقاومتی تحسین‌برانگیز فرمان توقف داده است، نتیجه و عصاره ذخایر فرهنگی - تمدنی غنی و چندهزارساله این سرزمین است.

اقتدار ایران امروز صرفا بخاطر توان رزمی، سلاح یا ژئوپلتیک نیست بلکه از اساس برخاسته از فرهنگ ایرانی اسلامی است که منادی انسانیت واخلاق در جهان امروز است، جهانی که از استثمار، بهره‌کشی و بی‌اخلاقی و فساد رنج می‌برد و در حالی که با نفرت بدنبال به اصطلاح «دشمن» است خود را مقهور فرهنگی می‌بیند که می‌پرسد: «خانه دوست کجاست؟».

فرهنگ ایرانی، فرهنگ «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند» است. فرهنگی که انسانیت را فریاد می‌زند، دوستی را معنا می‌بخشد، و صفا و مهر را بر بنیاد هستی می‌نشاند. این فرهنگی است که در اشعار رودکی، فردوسی، حافظ، سعدی و مولانا، در سینمای معناگرای ایران، در قاب‌های ماندگار کیارستمی، در معماری مساجد و کاروانسراها، و در جای جای این مرزوبوم جاری است.

این فرهنگ با تندباد حوادث پر فراز ونشیب و تیغ و دشنه تتاران نه تنها خاموش نشد بلکه هربار سیمرغ‌وار برخاست و بر ستیغ قله‌های معرفت و معنا بالنده‌تر شد، طنین این فرهنگ از طبل‌ها نیست بلکه از نی‌هاست چه نی‌هایی که نوای گوشنواز فطرت انسانی در قالب هنرند و چه نی‌هایی که حامل سرهای بریده سالکان طریق معرفت، این فرهنگ با خشتِ گل بنا نشده که با آن بریزد با عشق و ایمان جان گرفته و از این روست که نامیراست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها