در مقاطعی، هدف سیاست خارجی و دیپلماسی صرفا رسیدن به مذاکره و بدهبستانی میان طرفین است اما در شرایط فعلی، با توجه به انواع بدعهدیها و نقضعهدهای صورتگرفته از سوی آمریکاییها، طبیعی است ایران در عین پایبندی و اعتقاد به دیپلماسی و پیگیری مسیر مذاکره، بر آمادگی دفاعی خود نیز تأکید داشته باشد.
به بیان دیگر، ایران ناگزیر است با «دست بر ماشه» مذاکره کند. زیرا طرف مقابل شرایطی را رقم زده که جمهوری اسلامی نمیتواند صرفا در قالب یک مذاکره معمولی روند امور را دنبال کند. تهدیدات مکرر آمریکاییها، وقوع جنگ ۱۲روزه و همچنین کودتایی که در دیماه گذشته رخ داد، همگی نشان میدهد هدف طرف مقابل، براندازی و حتی سودای تجزیه ایران بوده است. با این حال، ایران همچنان از ابزار مذاکره و دیپلماسی استفاده میکند چراکه اقتضائات سیاست خارجی ایجاب میکند از تمامی توانها و ظرفیتهای خود بهره ببرد.
گرچه شانس توافق در مذاکرات فردا چندان زیاد نیست، بهویژه با توجه به تغییر مکرر مواضع آمریکاییها و اظهارات متناقض دونالد ترامپ اما همچنان میتواند واجد اهمیت باشد. تغییر پیدرپی مواضع از سوی آمریکا، احتمال موفقیت مذاکرات را کاهش داده است. با این حال، اگر آمریکاییها پیام اصلی را دریافت کرده باشند و فراتر از نمایش قدرت و لفاظیهای ترامپ، قدرت بازدارندگی ایران را درک کرده باشند و بدانند هرگونه حمله یااقدام نظامی علیه ایران با پاسخ همهجانبه و گسترده مواجه خواهد شد و میتواند به جنگی فراگیر منجر شود، شاید روزنهای برای انجام مذاکرهای در موضعی برابر و واقعبینانه گشوده شود.
اما اگر آمریکا همچنان بر درک نکردن قدرت بازدارندگی ایران اصرار ورزد وبرشرایط غیرمنصفانه ونامتوازن خود پافشاری کند، این مذاکرات_ که میتواند از آخرین فرصتها برای جلوگیری از یک جنگ منطقهای باشد_ احتمالا کارساز نخواهد بود.
از این رو، نکته اساسی آن است که ایران در چارچوب دیپلماسی مسلح، هم از قدرت بازدارندگی خود بهره گیرد و دست بر ماشه داشته باشد و هم با چشمانی باز وارد مذاکره شود. در مجموع، همافزایی گزینه مذاکره و آمادگی دفاعی میتواند برای جمهوری اسلامی ایران تولید قدرت کند و منافع ملی را تأمین نماید.