ایران کشوری خشک و نیمهخشک است و بخش بزرگی از حیات اقتصادی و اجتماعی آن به آبهای زیرزمینی وابسته بوده است. با کاهش بارندگی، تداوم خشکسالیهای پیاپی و فشار روزافزون جمعیت و کشاورزی، نگاهها بیش از پیش به اعماق زمین دوخته شد. چاههای عمیق، که ابتدا بهعنوان راهحلی اضطراری برای کمآبی مطرح بودند، بهتدریج به گزینهای دائمی تبدیل شدند. این وابستگی بیوقفه به آبهای زیرزمینی، بدون توجه به ظرفیت طبیعی سفرهها، زمینهساز فرونشستی شد که امروز در بخشهای وسیعی از کشور مشاهده میشود.
فرونشست زمانی رخ میدهد که آب موجود در لایههای زیرین خاک بیش از حد برداشت میشود و فضای خالی ایجادشده دیگر امکان پرشدن مجدد ندارد. در چنین شرایطی، خاک فشرده میشود و سطح زمین بهصورت تدریجی پایین میرود؛ فرآیندی که در بسیاری موارد برگشتناپذیر است. کارشناسان هشدار میدهند در برخی دشتهای ایران، نرخ فرونشست به چندین برابر حد بحرانی جهانی رسیده و این یعنی زمین، برای همیشه بخشی از ظرفیت خود را از دست داده است. نقش چاههای عمیق در این میان تعیینکننده است. حفر چاههای غیرمجاز یا بهرهبرداری بیش از حد از چاههای مجاز، باعث تخلیه لایههایی از آب میشود که هزاران سال طول کشیده تا شکل بگیرند. برخلاف تصور رایج، دسترسی به آبهای عمیقتر به معنای امنیت بیشتر نیست؛ بلکه نشانه نزدیکشدن به مرز فروپاشی منابع زیرزمینی است. هرچه عمق چاهها بیشتر میشود، سرعت احیای سفرهها کمتر و آسیب به ساختار زمین شدیدتر میشود.
بخش کشاورزی، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب درایران،سهم بزرگی دراین بحران دارد.کشت محصولات پرمصرف در مناطق کمآب، استفاده از روشهای سنتی آبیاری و نبود الگوی کشت متناسب با اقلیم، فشار مضاعفی بر منابع زیرزمینی وارد کرده است. بسیاری از کشاورزان، برای حفظ معیشت خود، ناچار به حفر چاههای عمیقتر شدهاند؛ اقدامی که در کوتاهمدت زمین را زنده نگه میدارد اما در بلندمدت آن را نابود میکند.
پیامدهای فرونشست تنها به زمینهای کشاورزی محدود نمیشود. درشهرها، این پدیده زیرساختهای حیاتی را تهدید میکند. شبکههای آب و فاضلاب، خطوط گاز، جادهها و ساختمانها در برابر تغییرات نامتوازن سطح زمین آسیبپذیر هستند. در برخی مناطق، شکافهای عمیق در زمین گزارش شده و در شهرهای بزرگ، فرونشست آرام اما مداوم میتواند خطرات جدی برای ایمنی شهری ایجاد کند. بناهای تاریخی نیز از این آسیبها در امان نیستند و میراث فرهنگی کشور، بیسروصدا در معرض خطر قرار گرفته است.
با وجود هشدارهای مکرر متخصصان، مدیریت بحران فرونشست همچنان با چالشهای جدی روبهروست. قوانین مربوط به کنترل برداشت آب زیرزمینی یا بهطور کامل اجرا نمیشود یا نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد. برخوردهای مقطعی با چاههای غیرمجاز، بدون ارائه جایگزینهای پایدار، نتوانسته روند تخریب را متوقف کند. در بسیاری موارد، تصمیمهای کوتاهمدت و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، مانع از اجرای سیاستهای سختگیرانه اما ضروری شده است.
فرونشست زمین، نشانهای از یک ناترازی عمیق میان منابع طبیعی و شیوه بهرهبرداری از آنهاست. چاههای عمیق که زمانی نماد دسترسی به آب و بقا بودند، امروز به نماد بحران تبدیل شدهاند. اگر مسیر کنونی ادامه یابد، زمین نهتنها آب، بلکه توان زیستن را نیز از دست خواهد داد. مهار این بحران نیازمند نگاهی فراتر از راهحلهای فوری است؛ نگاهی که کاهش مصرف، اصلاح الگوی کشاورزی، مدیریت یکپارچه منابع آب و آگاهی عمومی را در کنار هم ببیند. در غیر این صورت، فرونشست همچنان پیش خواهد رفت؛ آرام، بیصدا و ویرانگر.

