جشنواره شعر فجر، پلی میان نسل‌ها

بیستمین جشنواره شعر فجر طی روزهای اخیر با معرفی برگزیدگان در بخش‌های شعر نو، شعر کلاسیک، شعر محاوره، درباره شعر، بخش کودک‌و‌نوجوان و بخش ویژه ماه مجلس (به‌مناسبت هزاروپانصدمین سال میلاد پیامبر اکرم) به‌کار خود پایان داد.به‌گفته سیدعلی میرافضلی، دبیر این دوره از جشنواره، امسال بیش از دوره‌های پیشین بر مساله چندصدایی تاکید شد.  آن‌چه در پی می‌آید، حاصل گفت‌وگوی ما با این شاعر معاصر و دبیر این دوره از جشنواره است که با هدف تشریح سیاست‌ها و رویکردهای این دوره شکل گرفت.
بیستمین جشنواره شعر فجر طی روزهای اخیر با معرفی برگزیدگان در بخش‌های شعر نو، شعر کلاسیک، شعر محاوره، درباره شعر، بخش کودک‌و‌نوجوان و بخش ویژه ماه مجلس (به‌مناسبت هزاروپانصدمین سال میلاد پیامبر اکرم) به‌کار خود پایان داد.به‌گفته سیدعلی میرافضلی، دبیر این دوره از جشنواره، امسال بیش از دوره‌های پیشین بر مساله چندصدایی تاکید شد.  آن‌چه در پی می‌آید، حاصل گفت‌وگوی ما با این شاعر معاصر و دبیر این دوره از جشنواره است که با هدف تشریح سیاست‌ها و رویکردهای این دوره شکل گرفت.
کد خبر: ۱۵۴۱۸۴۴
نویسنده آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
 
اگر ممکن است پیش از هر چیز به این مساله بپردازیم که شما به عنوان دبیر، چه تفاوت‌هایی را در این دوره از جشنواره ایجاد کردید؟ 
ساختار کلی جشنواره شعر فجر یک ساختار تصویب شده است و به‌روال سایر جشنواره‌ها فعالیت می‌کند. کلیت جشنواره‌های فجر به این شکل است که گرچه می‌بایست به شالوده و اساس این رویداد پایبند باشند، اما در مواقعی می‌توانند در بخش‌های جانبی یا در شورای علمی تغییراتی ایجاد کرده و رویکردهای تازه‌ای را رقم بزنند. یکی از مهم‌ترین حرکت‌هایی که ما در جریان برگزاری بیستمین دوره انجام دادیم، بهره‌گیری از حضور افرادی در ترکیب هیات علمی و هیات داوران بوده است که از بدنه سلایق مختلف فضای شعر جامعه باشند. ضمن این‌که همیشه انتخاب هیات داوران به‌وسیله هیات علمی صورت می‌گیرد و طبعا اگر هیات علمی چنین نگاهی داشته باشد، هیات داوران هم این مولفه را رعایت خواهند کرد. 
 
احتمالا رعایت مؤلفه چندصدایی در رویدادی مثل جشنواره شعر فجر نباید کار آسانی باشد.

بله. ما هم در این مسیر با محدودیت‌هایی مواجه بوده‌ایم. برخی از شاعران تمایل نداشتند در این رویداد مشارکت داشته باشند و این مساله دست‌و‌پای ما را می‌بست. بعضی دیگر از شاعران با پیش‌زمینه ذهنی که به‌واسطه برخی برخوردها برای‌شان ایجاد شده بود، تمایلی به حضور نشان ندادند و این مساله برای ما قابل‌درک بود. برخی دیگر هم تصورشان این بود که حضور در رویدادهای دولتی برای‌شان یک امتیاز منفی به‌حساب می‌آید و اگر در جشنواره شرکت کنند در شبکه‌های اجتماعی متهم خواهند شد، بنابراین از آمدن به جشنواره صرف‌نظر کردند. تعدادی از شاعران هم مایل بودند بدون نام در جشنواره مشارکت کنند، درحالی که در اصول جشنواره نمی‌توان از کسانی با هویت نامشخص بهره گرفت. در میانه این رویداد هم اتفاقاتی در جامعه صورت گرفت که باعث شد تعدادی از شاعران از حضور در جشنواره انصراف دهند و به ناچار  برگزیدگان دیگری به مرحله نهایی جشنواره رسیدند. همین مساله باعث شد تا هدف ما به‌طورکامل محقق نشود. 

یادم هست در نشست خبری دوره گذشته جشنواره، مدیرعامل خانه کتاب بر مساله تمرکززدایی تاکید زیادی داشت؛ امسال جشنواره را از این منظر چطور ارزیابی می‌کنید و چقدر به ظرفیت شعری استان‌های دیگر کشور توجه شد؟
مقوله تمرکززدایی نکته مهمی است که تقریبا در تمام جشنواره‌ها به آن اشاره و توصیه می‌شود.امسال بخش تک‌شعرها که عمدتا مختص شاعران جوان است، در قیاس با دوره‌های گذشته بااستقبال خوبی مواجه شد.درحوزه آثار چاپ‌شده نیز، شاعران شهرستانی فارغ ازاین که متعلق به کدام استان هستند،حضور پررنگی داشته‌اند.اماچندان که خودتان هم اشاره کردید،بایدبپذیریم که دراین سال‌هاشاعران استان‌های مختلف کشوردرمقایسه با شاعران پایتخت از امکانات زیادی برخوردار نبوده‌اند. این مساله هم فقط مختص جشنواره شعر فجر نیست؛ به‌طورکلی، جامعه ادبی ما چنین شرایطی دارد و اغلب رویدادها پایتخت‌محور است. درواقع، درحوزه چاپ، سیاست‌های کلی فرهنگی به‌گونه‌ای است که شاعران جوان و مستعد در شهرستان‌ها،دسترسی کمتری به ناشران مطرح دارند.گرچه به‌رغم مشکلات موجود،بعضی ازمراکزاستانی‌مانند خراسان، خوزستان، اصفهان، کرمان و... توانسته‌اند حلقه‌های شعری قدرتمند خود را شکل بدهند ولی بازهم عمده امکانات در پایتخت متمرکز شده است. طبیعی است که انتظار می‌رود امکانات به‌شکل عادلانه و یکسان در تمام استان‌های کشور توزیع شود. 

در این دوره از جشنواره کدام قالب شعری از استقبال و تکثر آثار بیشتری برخودار بوده است؟
در سال‌های اخیر بیش از دیگر قالب‌ها، شعر کلاسیک طرفداران بیشتری داشته وبا اقبال بیشتری مواجه بوده است. به همین خاطر، در زمینه شعر محاوره، تعداد دفاتر مستقل محدود است و تعدادشان حتی به‌اندازه یک‌دهم آثار منتشر‌شده در حوزه شعر کلاسیک هم نیست. درعین‌حال، به‌لحاظ رشد کمی و کیفی، هر دو قالب با رشد کمی و کیفی مطلوبی روبه‌رو بوده‌اند، ولی درمجموع، درحوزه شعر کلاسیک با تعداد کتاب‌های بیشتری مواجه هستیم. البته این عدم توازن فقط در جشنواره شعر فجر مشهود نبوده، بلکه در دیگر جوایز ادبی این سال‌ها هم قابل‌مشاهده است. به‌عنوان مثال، درماه‌های اخیر که داوری دو جایزه سهراب سپهری و حسین منزوی را به عهده داشتم، تعداد آثار در جایزه سهراب محدود به ۲۲ کتاب بود، درحالی که در جایزه منزوی، به‌جز تک‌شعرها، بیش از ۱۰۰ کتاب به‌دست‌مان رسید؛ این نشان می‌دهد که در سطح جامعه، تعادل میان شعر کلاسیک و نو به‌هم خورده است. 

دلیل بروز این عدم تعادل چه می‌تواند باشد؟
شاید یک دلیلش به سیاست‌های حمایتی دراین زمینه برگردد؛ درعین ‌حال، اغلب ناشران در این سال‌ها تمایل به چاپ آثار کلاسیک داشته‌اند. کمااین که اگر به کارنامه همان تعداد از ناشران بزرگ و تخصصی شعر که امروز فعالیت مستمر دارند نگاه کنیم، می‌بینیم در میان انبوهی از مجموعه‌شعرهای کلاسیک که در طول یک‌سال منتشر می‌کنند، به‌ندرت به چاپ اشعار نو می‌پردازند. می‌توان گفت جریان شعر نو در این سال‌ها با افت‌وخیز زیادی همراه بوده است؛ برای نمونه، در دهه ۷۰ این نوع شعر تا حدود زیادی به اوج رسید و طبعا تعداد شاعرانی که به این سمت گرایش داشتند هم افزایش یافت. اما در دهه‌های بعد، به‌واسطه شرایط اجتماعی و ظهور رسانه‌های نوین، به‌ویژه شبکه‌های مجازی، شعرهای ساده‌پسند به بطن جامعه آمدند. دردهه ۹۰، سردمداران این دو جریان شعری یا مهاجرت کرده و یا به دلایل مختلف از این حوزه کناره‌گیری کردند؛ درنتیجه فعالیت‌شان محدود و محدودتر شد. ازطرفی، سیاست کلی اغلب جشنواره‌هایی مثل جشنواره شعر فجر، بیشتر از دیگر قالب‌ها بر شعر کلاسیک مبتنی بوده است. همه اینها باعث شده تا امروز شاهد عدم‌توازن بین انتشار اشعار کلاسیک و نو باشیم. در آماری هم که دراین زمینه ارائه شده است،۱۱۰۰کتاب شعر کلاسیک و۸۰۰کتاب شعرنو داشته‌ایم. 
 
در مواقعی‌ هم با اشعاری مواجه می‌شویم که باوجود آن‌که از سوی شاعر به‌عنوان شعرنو تلقی می‌شوند اما گویی نثرهای پاره‌پاره‌ای هستند که فقط مانند قطعات پازل در کنارهم قرار داده شده‌اند، بی‌آن‌که حس شعر‌بودن را به مخاطب منتقل کنند.

دقیقا، اغلب این اشعار بیش از آن که از مولفه‌های شعری برخوردار باشند، حالت دل‌نوشته دارند و یا به‌لحاظ مفهومی اصلا نمی‌توان عنوان شعر را روی این آثار گذاشت، چه برسد به این که در حیطه شعر نو طبقه‌بندی شوند. درحالی که چارچوب‌ها و قالب‌ها در شعر کلاسیک مشخص است و شاعر نمی‌تواند ازاین قواعد کلی عدول کند. در شعر نو، پایبندی به اصول، به‌خصوص از سوی شاعران جوان کمتر مشاهده می‌شود. حالا شاید آمار ارائه‌شده در وهله اول، تفاوتی را نشان ندهد، ولی وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم آثار تولید‌شده دراین زمینه با شعر نو تناسبی ندارند. البته باید به این مساله هم توجه داشت که عدم‌توازن بین شعر کلاسیک و نو تاحدودی به شرایط اجتماعی سیاسی یک جامعه هم برمی‌گردد.
 
برخی براین باورند که اضافه‌شدن برچسب «فجر» مساوی با تخصیص امکانات ویژه درقیاس با جشنواره‌های خصوصی است؛ بااین‌حال، مهم‌ترین مشکلی که امسال درجریان برگزاری شعر فجر با آن روبه‌رو بودید، چه بوده است؟

از دید من، مشکل اصلی، عدم اعتماد جریان‌های شعری نسبت به سیستم دولتی است؛ همین مساله باعث می‌شود تا سطح مشارکت کاهش یابد و حذف‌های ناخواسته دربدنه جشنواره‌ها صورت بگیرد و اعتماد اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار دهد. این نکته مربوط به تمام رویدادهایی می‌شود که نام فجر را به همراه دارند؛ از دید من، اعتماد اجتماعی امری است که به‌تدریج شکل می‌گیرد و یک‌شبه محقق نخواهد شد. 
newsQrCode
برچسب ها: جشنواره
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها