پلی که به مقصد نمی‌رسد

هفتمین روز از جشنواره چهل‌وچهارم فیلم فجر، با نمایش دومین اثر دفاع مقدسی این دوره همراه شد‌؛ پس از «مارون»، نوبت به فیلم «پل» رسید‌؛ اثری که بیش از آن‌که بر قدرت روایت یا استحکام درام تکیه داشته باشد، گرفتار ضعف‌های بنیادین در فیلمنامه و انسجام داستانی است.
هفتمین روز از جشنواره چهل‌وچهارم فیلم فجر، با نمایش دومین اثر دفاع مقدسی این دوره همراه شد‌؛ پس از «مارون»، نوبت به فیلم «پل» رسید‌؛ اثری که بیش از آن‌که بر قدرت روایت یا استحکام درام تکیه داشته باشد، گرفتار ضعف‌های بنیادین در فیلمنامه و انسجام داستانی است.
کد خبر: ۱۵۴۱۷۹۳
نویسنده امیرحسین حیدری - هنرجوی مدرسه نقد جام‌جم

«مارون» پیش‌ از این نشان داد که چگونه سنت پرتره‌سازی در سینمای دفاع مقدس، به‌جای معرفی یک شخصیت تاریخی، می‌تواند او را یک‌بار دیگر -این‌بار روی پرده نقره‌ای- به شهادت برساند‌؛ تا جایی که شاید دیگر هیچ فیلمسازی جرات نکند شهید هدایت‌الله طیب را دوباره در جهان سینما زنده کند. پس از آن، «پل» به‌کارگردانی محمد عسگری روی پرده رفت‌؛ فیلمسازی که حالا می‌توان او را یکی از چهره‌های فعال ژانر جنگ ایران دانست.
 
عسگری پس از دو تجربه سینمایی «اتاقک گلی» و «آسمان غرب»، بار دیگر به سینمای دفاع‌مقدس بازگشته و این‌بار توانسته نظر سرمایه‌گذارانی را جلب کند که ظاهرا کنگره بزرگداشت ۱۵۰۰ شهید استان البرز است. «پل» به‌نویسندگی پدرام کریمی و محمد عسگری، نام خود را از پل معروف خیبر -یکی از عملیات‌های بزرگ مهندسی در دوران جنگ- وام گرفته است‌؛ پلی که با وجود بار معنایی و تاریخی‌اش، در خود فیلم تقریبا هیچ نقشی ایفا نمی‌کند. 

اگر «پل» را دیده باشید یا در آینده به تماشای آن بنشینید، به‌سرعت متوجه ضعف‌هایی خواهید شد که نه‌فقط در اجرای فنی، بلکه پیش از همه، گریبان فیلمنامه را گرفته‌اند. فیلم روایتگر داستان نوجوانی است که برای یافتن برادرش راهی جبهه‌های جنوب غرب کشور می‌شود‌؛ سفری که قرار است با وقوع حوادث مختلف، سرنوشت او را تغییر دهد. در نگاه کلی، «پل» می‌کوشد نشان دهد چگونه نوجوانی که هیچ درکی از جنگ ندارد و با انگیزه‌ای کاملا مادی -بازگرداندن برادر برای گرفتن وامی که به‌نام‌شان در‌آمده- وارد جبهه شده، دچار تحولی درونی می‌شود و تصمیم می‌گیرد بماند و از خاک و آبش دفاع کند. با این حال، فیلم در انتقال این پیام ناکام می‌ماند. 

نخستین ضعف جدی فیلمنامه، ناتوانی در جان‌بخشی به عنصر «پل» است. همان‌گونه که عنوان فیلم نوید می‌دهد، پل باید عنصری کلیدی در روایت باشد‌؛ عنصری که دست‌کم در سطحی نمادین، دارای شخصیت و کارکرد دراماتیک شود و در دل دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها معنا پیدا کند اما نه‌تنها چنین شخصیت‌پردازی‌ای برای پل صورت نگرفته، بلکه اهمیت تاریخی و کارکرد آن در بستر زمان جنگ نیز آن‌‌گونه که باید، به تصویر کشیده نمی‌شود. 

پس از این ضعف بنیادین، فیلم به مشکل جدی‌تری برمی‌خورد: ناتوانی در ایجاد توازن میان پیرنگ کلاسیک و خرده‌پیرنگ‌های متعدد. نخستین خرده‌روایت زمانی وارد داستان می‌شود که قهرمان در یک بلم، نوزادی را پیدا می‌کند و تلاش می‌کند پدر و مادر او را بیابد‌؛ روایتی که عملا قهرمان را از هدف اصلی‌اش دور می‌کند و ناخودآگاه یادآور انیمه «پدرخوانده‌های توکیو» ساخته ساتوشی کن است. این خرده‌پیرنگ، پیش از آن‌که به سرانجامی مشخص برسد، رها می‌شود. 

در ادامه، دومین خرده‌روایت شکل می‌گیرد‌؛ جایی که قهرمان با پدر و دختری روبه‌رو می‌شود که در جست‌وجوی پسرشان هستند و حاضر به ترک خانه خود نیستند. نوجوان داستان که تا اینجای روایت منتظر بازگشت برادرش بود، حالا برای یافتن پسر این خانواده راهی خط مقدم می‌شود. پس از یافتن او، تازه از زبان فرمانده -که دوست برادرش است- درمی‌یابد برادرش شهید شده و درست در همین نقطه است که فیلم به‌طور ناگهانی همه سرنوشت‌ها را رقم می‌زند: خانواده، نوزاد را به‌جای پسرشان می‌پذیرند‌؛ وضعیت برادر قهرمان روشن می‌شود و نوجوان، که حالا متحول شده، تصمیم می‌گیرد در جبهه بماند. 

در مجموع، «پل» در نگاه اول تلاش می‌کند با استفاده از پیرنگ کلاسیک و الگوی «سفر قهرمان»، شخصیت اصلی‌اش را وارد مسیری ماجراجویانه کند‌؛ سفری که در آن قهرمان با شخصیت‌های مختلف مواجه می‌شود، تحت تاثیر قرار می‌گیرد، دچار تحول می‌شود و در نهایت به رستگاری می‌رسد اما خرده‌پیرنگ‌های پراکنده، نه‌تنها به این مسیر کمک نمی‌کنند، بلکه قهرمان را دچار سردرگمی می‌سازند و او را از هدف اصلی دور می‌کنند‌؛ تا جایی که در پرده پایانی، همه‌چیز ناگهان به یک پایان خوش می‌رسد. پایانی که با توجه به روند فیلم، می‌توانست بسیار زودتر اتفاق بیفتد و هم زمان روایت را کوتاه‌تر کند و هم هزینه‌های تولید را کاهش دهد. 

newsQrCode
برچسب ها: فیلم پل
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها