این شیوه کشت که در استانهایی مثل سیستان وبلوچستان،هرمزگان، بوشهر وخوزستان شکوفاشده وسبزیجات و صیفیجات مورد نیاز سفرههای ایرانی را در سردترین روزهای سال تأمین میکند، برای توسعه بیشتر و بهرهوری بالاتر، نیازمند مدیریت هوشمندانه منابع و فناوریهای نوین است. کارشناسان میگویند درحال حاضر این فعالیت حیاتی که نقش مهمی در تنظیم بازار، کاهش وابستگی به واردات و ارزآوری دارد، دربرابر چالشهای ساختاری متعددی ازجمله محدودیتهای شدید منابع آبی، نوسانات قیمت و ضعف زیرساختهای لجستیکی قرار گرفته است. بررسی وضعیت کنونی کشت خارج از فصل نشان میدهد چگونه میتوان با رفع موانع، این بخش را از یک مزیت فصلی به موتور محرکه اقتصادی دائمی و پایدار تبدیل کرد.کشت خارج از فصل بهمعنای تولید محصول کشاورزی در ماههایی است که بهطور طبیعی بهدلیل شرایط اقلیمی مثل سرمای شدید یا گرمای بیش از حد امکانپذیر نیست. دراقلیم ایران، این مفهوم بهمعنای اصلی خود یعنی تولید سبزیجات و صیفیجات در پاییز و زمستان با بهرهگیری از آب و هوای معتدل و آفتابی استانهای جنوبی تعریف میشود.
به گفته کارشناسان، اهمیت این نوع کشت چندوجهی است. در سطح ملی، تأمین گوجه فرنگی، صیفیجات، خیار، فلفل و سایر محصولات در ماههای سرد سال، وابستگی شدید به واردات فصلی را از بین میبرد و به تثبیت قیمتها در بازار داخلی کمک میکند. از منظر اقتصادی این فعالیت، جریان نقدینگی را در مناطقی که سایر بخشهای اقتصادی ضعیف هستند حفظ میکند و اشتغال فصلی قابل توجهی ایجاد میکند. همچنین با توجه به صادراتمحور بودن بسیاری از محصولات، این روش بهعنوان یک منبع پایدار ارزآور در شرایط تحریم مطرح است.
محصولات شاخص، استانهای پیشرو
به گفته فرهاد آشیقلو کارشناس کشاورزی، موفقیت کشت خارج از فصل به توزیع جغرافیایی خاصی وابسته است که عموما در کمربند جنوبی ایران متمرکز شدهاند.
وی با بیان اینکه از محصولات شاخص در کشتهای خارج از فصل میتوان به گوجه فرنگی، فلفل، بادمجان، هندوانه، خیار، سبزیجات برگی، سیبزمینی، پیاز و انواع صیفیجات اشاره کرد، ادامه میدهد: حتی برخی مرکبات در مناطقی با دمای کنترلشده مثل استان فارس تولید میشود.
وی در توضیح میگوید: محصولات غالب مثل گوجه فرنگی، بادمجان، فلفل، خیار و تا حدی سیبزمینی و پیاز بیشترین سهم را در سبد صادراتی فصلی کشاورزی ایران به خود اختصاص میدهند.
آشیقلو به نقش محصولات خارج از فصل در امنیت غذایی و تنظیم بازار داخلی اشاره میکند و توضیح میدهد: اگر تصور کنیم چنین کشتهایی وجود نداشته باشد، کشور در ماههای آذر تا فروردین با کمبود جدی در تأمین صیفیجات روبهرو میشود که افزایش ناگزیر واردات و التهاب شدید قیمتها را درپی دارد. به همین خاطر کشت متمرکز در جنوب، نقش یک تنظیمکننده طبیعی بازار را ایفا میکند. تولید انبوه در این دوره بهخصوص گوجه فرنگی که مصرف بالایی دارد، از نوسانات شدید قیمتی جلوگیری کرده و دسترسی اقشار کمدرآمد به میوهها و سبزیجات تازه را تضمین میکند.
این کارشناس کشاورزی میگوید: برآوردها نشان میدهد سهم محصولات تولیدی در فصول سرد میتواند بیش از ۷۰درصد نیاز داخلی را بدون نیاز به واردات تأمین کند.
صادرات و ارزآوری منطقهای
بازار هدف اصلی محصولات خارج از فصل ایران، کشورهای همسایه هستند. عراق بهعنوان بزرگترین واردکننده، سهم عمدهای در مصرف محصولات تولیدی دارد. همچنین روسیه بهدلیل نزدیکی جغرافیایی و نیاز شدید به محصولات تازه در زمستان، یک هدف کلیدی محسوب میشود. کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند امارات و قطر نیز بهدلیل تقاضای بالا برای محصولات کیفی، بازارهای سودآوری هستند. در سالهای اخیر، کشورهای آسیای میانه از جمله قزاقستان و ترکمنستان هم بهدلیل بهبود روابط تجاری، به مشتریان جدید ایران تبدیل شدهاند.
تخمینهای درآمدزایی نشان میدهد ارزش صادرات محصولات فقط در فصول پاییز و زمستان میتواند سالانه بیش از یک میلیارد دلار باشد، مشروط بر اینکه موانع لجستیکی و تعرفهای برداشته شوند. موفقیت در بازارهای روسیه و عراق، وابستگی به کشورهای حاشیه خلیج فارس را کاهش داده و سهم کشاورزی در تراز تجاری مثبت را افزایش میدهد.
آشیقلو معتقداست باوجود پتانسیل عظیم،بخش کشتخارج ازفصل باموانع عمیق وساختاری متفاوتی دست وپنجه نرم میکند.
وی با اشاره به بحران منابع آب و محدودیت کشت ادامه میدهد: بزرگترین چالش، کمبود مزمن آب در استانهای جنوبی است. کشت محصولات آببر مانند هندوانه و صیفیجات در مناطق خشک، پایداری بلندمدت این بخش رازیرسؤال میبرد.
کشاورزان مجبور به استفاده از منابع آب زیرزمینی باهزینههای سنگین انرژی درعین افزایش شوری خاک هستند. همچنین نرخ بالای کودهای شیمیایی، سموم و بهویژه قیمت انرژی مورد نیاز برای پمپاژ آب و گلخانهها، حاشیه سود کشاورز را بهشدت کاهش داده است. این افزایش هزینه بهطور مستقیم بر قیمت نهایی محصول اثر میگذارد.
این کارشناس کشاورزی نبود الگوی کشت منسجم را از دیگر مشکلات عنوان کرده وتصریح می کند:عدم وجود یک برنامه جامع ملی که مشخص کند در هر منطقه چه محصولی، با چه حجمی و با چه قیمتی باید کشت شود، منجر به «تولید بیش از حد انتظار» در یک سال و «کمبود فاجعهبار» در سال بعد میشود؛ پدیدهای که به «کرونای محصول» معروف است. البته نوسان قیمت و دلالی هم کشاورزان را دلسرد میکند. کشاورز محصول را در اوج تولید با قیمتی پایین به واسطهها میفروشد و این دلالان هستند که بیشترین سود را از صادرات یا توزیع در بازار داخلی کسب میکنند. عدم توسعه زنجیره تأمین مستقیم، این مشکل را تشدید کرده است.
آشیقلو تأکید میکند: زیرساختهای صادراتی ولجستیک نیاز اول محصولات خارج فصل هستند اما ضعف در سردخانههای استاندارد و حمل و نقل جادهای مناسب و فقدان پایانههای مرزی تخصصی برای محصولات کشاورزی بهویژه در مرزهای شرقی و غربی، موجب فساد محصول و تأخیر در رسیدن به بازار میشود. این در شرایطی است که سیاستهای ناپایدار و تغییرات ناگهانی در سیاستهای حمایتی، نرخ ارز و قوانین صادراتی، برنامهریزی کشاورز را مختل کرده و ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد.