ترامپ، نماد اضمحلال عجولانه آمریکا

آمریکا پس از جایگزینی تدریجی بریتانیا در عرصه نفوذ بر ایران و برخی دیگر از کشور‌های منطقه، به‌جای برقراری پیوندی سازنده و پایدار با ملت ایران، رویکردی ناپخته‌تر و تهاجمی‌تر اتخاذ کرد.
کد خبر: ۱۵۴۱۰۹۷
نویسنده عباس سلیمی‌ نمین - تحلیلگر مسائل سیاسی

بریتانیا در دوران سلطه خود از ابزار‌های متنوع و چندلایه‌ای بهره می‌برد؛ ازجمله تشکیلات پنهان، شبکه‌های فراماسونری و به‌کارگیری نیرو‌های انسانی در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که نشان‌دهنده تجربه و عمق راهبردی آن بود. اما آمریکا به‌دلیل کمبود تجربه تاریخی در شناخت دقیق جامعه ایران و عجله برای جبران عقب‌ماندگی خود در این منطقه، رفتار‌هایی به مراتب زننده‌تر و ناکارآمدتر از بریتانیا بروز داد.

پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تصویر آمریکا در افکار عمومی ایران تا حد زیادی مثبت ارزیابی می‌شد. بسیاری از سیاستمداران و نخبگان ایرانی تمایل داشتند قرارداد‌های نفتی مستقیم با آمریکا منعقد شود و تصور می‌کردند که واشنگتن، برخلاف شیوه استعماری بریتانیا، به انتقادات وارد بر نحوه تعامل با ملت‌ها ــ به‌ویژه ملت ایران ــ پایبند است و رویکردی منصفانه‌تر دارد. اما انتخاب راهبردی آمریکا، اولویت دادن به حفظ منافع بریتانیا به جای ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر احترام متقابل با ملت ایران بود. این انتخاب، نه فقط تصویر مثبت اولیه را مخدوش کرد، بلکه عملکرد آمریکا را در مقایسه با انگلیس بدتر و ناپخته‌تر ساخت.

در دوران معاصر، دونالد ترامپ به‌عنوان فردی که ویژگی‌های نامتعادل، نژادپرستانه و قلدرمآبانه را به نمایش می‌گذارد، صریح‌ترین نماینده این عجله آمریکایی برای جبران عقب‌ماندگی راهبردی ــ به‌ویژه در رقابت با چین ــ است. وی به‌طور علنی از تمایل به کنترل و بهره‌برداری از منابع نفتی ونزوئلا سخن گفته و سیاست خارجی آمریکا را به مرحله‌ای از عریان‌سازی اراده هژمونیک رسانده که پیشتر کمتر دیده شده بود. این رویکرد، ریشه در وضعیت بحرانی بدهی‌های کلان آمریکا، ترس از فروپاشی نظام اقتصادی و سیاسی این کشور در صورت ناکارآمدی ابزار‌های فشار اقتصادی و مالی و احساس فوریت برای احیای برتری جهانی دارد. اگر ابزار‌های سلطه اقتصادی ــ که تاکنون فشار بر دیگر ملت‌ها را ممکن ساخته ــ از کارایی بیفتد، اضمحلال نظام هژمونیک آمریکا با سرعتی بسیار بیشتر رخ خواهد داد.

متأسفانه، برخی رسانه‌ها و روزنامه‌های داخلی ایران که دارای گرایش غرب‌گرایانه یا به تعبیر جلال آل‌احمد «غرب‌زدگی» هستند، در برابر این صراحت بی‌سابقه چشم‌پوشی می‌کنند و هیچ‌گونه نقد یا موضعگیری روشنی نسبت به عملکرد ترامپ ابراز نمی‌دارند. این سکوت در حالی است که اقدامات وی مستقیما منافع ملی ایران را هدف قرار داده و رویکردی فاشیستی، زورگویانه و قانون‌شکن را نمایان ساخته است. چنین رسانه‌هایی که خود را حافظ منافع ملت ایران معرفی می‌کنند، حداقل می‌توانستند در برابر اقدامات ترامپ علیه ایران موضعگیری کنند تا جوانان و افکار عمومی فریب شعار‌های توخالی آمریکا را نخورند. عدم اتخاذ موضع در برابر چنین فردی که آشکارا قلدری و زورگویی را به سیاست خارجی تبدیل کرده، با ادعای صیانت از منافع ملی ایران ناسازگار است.

ایران به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه و استراتژیک خود در حال حاضر بیشترین حجم اقدامات تهاجمی و فشار‌های آمریکا را متحمل می‌شود. هدف اصلی این سیاست، وادار ساختن ایران به انفعال و تسلیم در برابر هژمونی و زورگویی آمریکاست. با این‌حال، تصور واشنگتن مبنی بر این‌که ملت ایران ــ مانند برخی دوره‌های گذشته ــ در برابر تهدید‌ها منفعل خواهد شد یا جا را خالی خواهد کرد، تصوری کودکانه و فاقد درک از واقعیت‌های معاصر ایران است. ملت ایران پس از چند دهه تجربه استقلال و خوداتکایی، هر روز مصمم‌تر و استوارتر در دفاع از حاکمیت و استقلال ملی خود ظاهر می‌شود و به هیچ عنوان زیر بار هژمونی و زورگویی سر خم نخواهد کرد.

این سیاست‌های تهاجمی و چپاولگرانه تنها به ایران محدود نمی‌شود؛ ادعا‌های اخیر ترامپ مبنی بر بازپس‌گیری کنترل کانال پاناما و اظهارات صریح درباره بهره‌برداری از منابع دیگر کشور‌ها نیز بخشی از همین الگوی راهبردی برای جبران عقب‌ماندگی و جلوگیری از فروپاشی هژمونی جهانی است. آمریکا نه فقط ایران، بلکه کل نظام بین‌الملل را هدف قرار داده تا با تسریع چپاول منابع، از بحران عمیق اقتصادی و سیاسی خود بکاهد.

به‌عنوان یک ایرانی، وظیفه اخلاقی و ملی ما آن است که هم از عملکرد مسئولان داخلی انتقاد کنیم و هم در برابر زورگویی‌ها و قانون‌شکنی‌های قدرت‌های جهانی موضعگیری صریح داشته باشیم و ملت را نسبت به ماهیت واقعی این اقدامات آگاه سازیم. سیاست‌های کنونی آمریکا نه بر پایه انضباط حقوقی بین‌المللی استوار است و نه حتی با منافع بلندمدت و پایدار خود این کشور همخوانی دارد. بسیاری از نخبگان و افکار عمومی در خود غرب نیز در برابر این رویکرد ترامپ ایستاده‌اند و آن را محکوم می‌کنند. ایرانیان که در معرض بیشترین حملات و فشار‌های این سیاست قرار دارند، نمی‌توانند منفعل بمانند؛ این انفعال نه فقط جای تأسف دارد، بلکه با روحیه استقلال‌طلبانه و تاریخ مقاومت ملت ایران ناسازگار است. آنچه در حال رخ دادن است، بیش از هر چیز، نشانه بحران عمیق و ساختاری در نظام هژمونیک آمریکاست که با عجله، قلدری و عریان‌سازی اراده سلطه‌جویانه، در تلاش برای احیای موقعیت از دست‌رفته خود است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها