لهجه، خانواده و طنز؛ سه ضلع بهار شیراز

«بهار شیراز» یک مجموعه تلویزیونی است که داستان خود را از بستر فرهنگی شهر شیراز الهام گرفته. این سریال به نویسندگی و کارگردانی حسن وارسته و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری سعی دارد با خلق لحظاتی شاد و دراماتیک در قالب طنز، نگاهی به زندگی خانواده «نادر معدل» داشته باشد. نادر معدل فرهنگی بازنشسته و معلمی دلسوز است که از طریق تعاملاتش با خانواده، دانش‌آموزان، همکاران قدیمی و اهالی شهر، داستان‌هایی از زندگی روزمره و واقعی مردم شیراز را روایت می‌کند.
«بهار شیراز» یک مجموعه تلویزیونی است که داستان خود را از بستر فرهنگی شهر شیراز الهام گرفته. این سریال به نویسندگی و کارگردانی حسن وارسته و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری سعی دارد با خلق لحظاتی شاد و دراماتیک در قالب طنز، نگاهی به زندگی خانواده «نادر معدل» داشته باشد. نادر معدل فرهنگی بازنشسته و معلمی دلسوز است که از طریق تعاملاتش با خانواده، دانش‌آموزان، همکاران قدیمی و اهالی شهر، داستان‌هایی از زندگی روزمره و واقعی مردم شیراز را روایت می‌کند.
کد خبر: ۱۵۴۰۹۳۰
نویسنده زهرا عباسی - گروه رسانه
 
این نوع روایت‌ها، همواره با استقبال مخاطبان روبه‌رو بوده و تجربه‌های مشابهی در سریال‌هایی مانند «همسران»، «پایتخت»، «دودکش» و «نون خ» دیده‌ایم که شخصیت‌هایی ماندگار مانند «آقا ماشاء‌الله»، «فیروز مشتاق»، «نقی معمولی» و «نورالدین خانزاده» را در ذهن تماشاگران به یادگار گذاشته‌اند. به همین بهانه، جام‌جم با قربان نجفی، بازیگر نقش نادر معدل گفت‌وگویی انجام داده تا از تجربه منحصربه‌فرد او در این نقش و جزئیات جذاب و چالش‌هایی که در فرآیند خلق و بازی خود داشته بشنویم. 

شما را بیشتر در نقش‌های خاکستری و منفی دیده‌ایم. با توجه به تجربه‌ای که در سریال طنز و خانواده‌محور «بهار شیراز» کسب کرده‌اید، تفاوت بازی در این دو قالب را چگونه دیدید و برآورد اولیه‌تان از مواجهه با پیشنهاد بازی در این سریال چه بود؟ 
باید گفت ذات بازیگری در توانایی تطبیق با ژانرهای مختلف است. بنابراین تفاوت بنیادینی بین ایفای نقش دراماتیک، خاکستری و کمدی وجود ندارد. چالش اصلی و در عین حال جذابیت این حرفه در شیوه اجرا و نحوه ارائه آن شخصیت است. بازیگر همچون ابزاری است که باید بتواند خود را با نیازهای هر نقش هماهنگ کند. همواره به طنزی علاقه داشته‌ام که از موقعیت برآمده باشد، نه صرفا از حرکات یا دیالوگ‌های اغراق‌شده. تجربه کار تئاتر نیز این فرصت را به من داد تا با طنز موقعیت‌محور بیشتر آشنا شوم. اگرچه پیش از این در سریال‌های کمدی تلویزیونی حضور نداشته‌ام اما به توانایی خودم در این عرصه اطمینان داشتم و در انتظار فرصتی مناسب بودم تا در یک پروژه با بنیان طنزی قوی مشارکت کنم. 
نگاهم به طنز، نگاهی موقعیت‌محور است. به باور من خنده باید از دل موقعیت‌های باورپذیر و رفتاری که به‌طور طبیعی از آن موقعیت نشأت می‌گیرد؛ زاده شود، نه از تیکه‌های کلیشه‌ای یا اداهای صرفا خنده‌دار. در تئاتر بارها نقش‌های کمیک و جذابی را تجربه کرده‌ام؛ بنابراین برایم هیچ تضادی بین بازی در نقش جدی و طنز وجود ندارد. آنچه را که نمی‌پسندم، دسته‌بندی‌های سفت و سخت و محدودکننده است. این‌که گفته شود فلان بازیگر فقط برای نقش منفی یا فقط برای نقش‌های کمدی ساخته شده، دیدگاهی کوته‌فکرانه به هنر بازیگری است. یک بازیگر حرفه‌ای باید بتواند در همه عرصه‌ها خود را محک بزند و نقش‌آفرینی کند. پیشنهاد نقش اصلی در بهارشیراز نه‌تنها مرا غافلگیر نکرد بلکه آن را فرصتی ارزشمند برای تجربه‌ای دانستم که مدت‌ها در انتظارش بودم.
 
نقشی که بازی می‌کنید (نادر معدل) یک ریسک یا ریزه‌کاری برای پرداخت شخصیتی در سریال کمدی دارد. شما باید نقش معلمی را ایفا می‌کردید که جایگاه اجتماعی این حرفه و نگاه جامعه به آن، اجرای کمدی را دشوار می‌سازد. چگونه با این چالش روبه‌رو شدید؟

این سؤال به یکی از چالش‌های اصلی پرداخت نقش نادر معدل اشاره می‌کند. بله، ایفای نقش یک معلم در بستر یک کمدی خانوادگی، چالشی دوگانه به وجود می‌آورد؛ اما مشکل عمده، نه خود مفهوم «احترام» که بار مسئولیت و الگو بودن ذاتی این شغل است. معلم در جامعه ما تنها یک شغل نیست؛ او نماد آموزش، تربیت و یک الگوی رفتاری است که دانش‌آموزان و حتی جامعه از او انتظار دارند. این نما از انتظار، به‌طورطبیعی فضای مانور بازیگر را برای خلق موقعیت‌های طنز محدود می‌کند، زیرا هر حرکت یا دیالوگ باید در عین خنده‌دار بودن، حرمت این جایگاه را نیز حفظ کند. جالب اینجاست که گاهی همین احترام و شأن می‌تواند به خودی خود بستر طنز شود. طنزی ظریف که از تضاد موقعیت یا واکنش‌های رسمی در شرایط غیررسمی به‌وجود می‌آید. بااین‌حال، وقتی پای الگو بودن برای دانش‌آموز به میان می‌آید، خط قرمزها حساس‌تر می‌شوند. شما نمی‌توانید رفتاری از یک معلم نشان دهید که قابل تعمیم به کلاس درس و تربیت نسل باشد اما در باطن طنز نامناسبی را القا کند. این دقیقا مرز باریک و سختی بود که در طول بازی مجبور بودیم مدام آن را رعایت‌کنیم.
 
چگونه بر این مرز باریک جایگاه اجتماعی و طنز فائق آمدید؟

در مراحل اولیه این پیشنهاد مطرح شد که شغل نادر معدل تغییر کند تا دست بازیگر و نویسنده برای خلق موقعیت‌های طنازانه بازتر باشد اما از آنجا که شاکله اصلی داستان و ارتباطات روایی حول محور شخصیت معلم شکل گرفته بود، امکان تغییر وجود نداشت. بنابراین مجبور شدیم درون همین چارچوب محدود، به جست‌وجوی طنز بپردازیم؛ طنزی که از دل دغدغه‌های یک معلم دلسوز، درگیری‌های خانوادگی او و موقعیت‌های اجتماعی‌اش بیرون می‌آید، بدون آن‌که به کرامت و جایگاه معلمی خدشه‌ای وارد کند. این خود به تنهایی یک تمرین هنری دشوار و درعین‌حال ارزشمند بود.
 
متولداستان فارس هستیدوطبیعتا با لهجه این خطه آشنایید.این موضوع چقدر دررسیدن به شخصیت نادر معدل و درآوردن لهجه شیرازی به شما کمک کرد؟

تجربه‌ای که در مسیر بازیگری داشتم باعث شده به این نتیجه برسم که بومی‌بودن به‌تنهایی امتیاز تعیین‌کننده‌ای برای انجام چنین نقش‌هایی محسوب نمی‌شود، اما نکته این است که وقتی صحبت از اجرای یک لهجه خاص - مثلا لهجه شیرازی - به میان می‌آید، ما با ظرافت‌های بسیار ریزی روبه‌رو هستیم. آن‌هم این‌که خود استان فارس و حتی حوالی شیراز، دارای تنوع لهجه‌ای قابل‌توجهی است؛ لهجه‌هایی که برای گوش غیربومی ممکن است شبیه به نظر برسند اما کاملا متمایز‌ هستند‌. بنابراین، مساله فقط لهجه شیرازی نیست بلکه باید دقیقا مشخص باشد که شخصیت به کدام بخش تعلق دارد و لهجه تا‌چه‌حد به منطقه مورد نظر نزدیک است. این دقت‌طلبی، کار را حتی برای یک بازیگر بومی نیز می‌تواند دشوار کند، زیرا ممکن است لهجه شخصی او با لهجه مورد نیاز برای نقش، تفاوت‌های جزئی اما مهمی داشته باشد. 
اما به‌طور کلی، مساله لهجه برای من به‌عنوان یک بازیگر، یک چالش فنی و البته قابل یادگیری است. من لهجه را بخشی از ابزار کاراکترسازی می‌دانم. اگر نقش نیاز به لهجه شیرازی داشته باشد، من به‌اندازه‌ای که برای تسلط بر یک لهجه گیلانی، ترکی، کردی یا حتی افغانی زمان و تمرین صرف می‌کنم، برای لهجه شیرازی نیز سرمایه‌گذاری می‌کنم. خوشبختانه حس زبانی و گوش موسیقایی نسبتا خوبی دارم که به من در تقلید و درونی‌کردن آهنگ کلام و تلفظ لهجه‌های مختلف کمک می‌کند. پیش از این نیز در نقش‌هایی با لهجه‌های متفاوت ظاهر شده‌ام و این برایم یک تمرین شناخته‌شده است.
 
تجربه بازی در استان مادری(فارس) برای‌تان چه حس و تجربه‌ای به‌همراه داشت؟

باید اعتراف کنم احساس خاص و شیرینی دارد که در یک اثر با رنگ‌و‌بوی زادگاه خود بازی کنی.این حس،بیشتر یک ارتباط عاطفی و نوستالژیک است تا یک کمک فنی. این‌که بدانی داستانی که بازی می‌کنی درجغرافیای آشنا اتفاق می‌افتد و مخاطبانش ممکن است هم‌محلی‌های خودت باشند، بار مسئولیت ودقت راافزایش می‌دهد تا تصویری اصیل و قابل قبول ارائه دهی. این احساس، انگیزه مضاعفی برای تلاش و دقت در تمام جزئیات، از جمله همان ظرافت‌های لهجه، ایجاد می‌کند.
 
بهار شیرازتلاش کرده تا دربسترطنز،پرداختی از کنش‌های خانواده داشته باشد.برای خودشما به عنوان بازیگری که نقش اصلی را هم بر عهده داشته، چقدررسیدن به این قالب ازخانواده اهمیت داشته وفکرمی‌کنید درپرداخت چقدرموفق بوده‌اید؟

در بررسی کیفیت پرداخت به مقوله خانواده در مجموعه بهار شیراز‌، می‌توان اذعان کرد که این اثر تلاش قابل تقدیری در جهت ترسیم فضای صمیمی و روابط مبتنی بر احترام در کانون خانواده‌ایرانی دارد. خلق فضایی گرم وباورپذیر در خانواده شخصیت اصلی و نمایش تعاملاتی که در عین سادگی، بازتاب‌دهنده بخشی از واقعیات و دغدغه‌های خانوادگی امروز است، از نقاط قوت این مجموعه به‌شمار می‌رود اما در پاسخ به میزان رضایت شخصی نسبت به خروجی تولید، باید بگویم بدیهی است هر اثر نمایشی در فرآیند تولید وپخش باملاحظات وشرایط مختلفی روبه‌رو می‌شود که برخروجی پروژه اثر می‌گذارد. شبکه دوی سیما نیز با رویکرد و مخاطبان خاص خود، بستری برای ارائه آثاری با مضامین خاص و خانوادگی است.  قطعا گسترش اطلاع‌رسانی و معرفی بیشتر آثار ارزشمند در همه شبکه‌ها می‌تواند به دیده‌شدن و تاثیرگذاری بیشتر آنها کمک کند. امیدواریم با بازخوردهای دریافتی و توجه به نظرات مخاطبان، شاهد ارتقای کیفی و افزایش اثربخشی چنین آثاری در آینده باشیم.
newsQrCode
برچسب ها: رسانه ملی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها