به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده با مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستانهای تهران آغاز شد. در بررسیهای اولیه مشخص شد، او مورد ضرب و جرح قرار گرفته و در حالی که حالش بد بود به بیمارستان منتقل شده اما تلاش پزشکان برای نجات جانش مؤثر واقع نشد. مهران آن روز برای ترک اعتیادش به کمپ ترک اعتیادی در حاشیه تهران منتقل شده بود که در آنجا به شدت کتکش زده بودند.
خانواده مقتول در تحقیقات گفتند؛ مهران اعتیاد شدیدی داشت و چند بار برای ترکش اقدام کرده بودند اما او هربار بعد از خروج از ترک دوباره سمت مواد رفته بود. آن روز هم خانوادهاش از مسئولان کمپ خواسته بودند تا او را به کمپ ببرند که بعد از انتقالش به آنجا این اتفاق برایش رخ داده بود.
پس از تحقیقات در دادسرا برای شش نفر از مسئولان و کارکنان کمپ کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. براساس کیفرخواست، دو نفر از متهمان به مشارکت در قتل و چهار نفر دیگر به معاونت در قتل و همچنین آدمربایی متهم شدهاند. در جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران، اولیایدم مهران برای قاتلان پسرشان درخواست قصاص کردند و گفتند؛ ارتباط ما و پسرمان خوب بود و برای اینکه اعتیادش را ترک کند او را به کمپ فرستادیم که در آنجا جانش را گرفتند.
سپس نوبت به متهمان معاونت در قتل رسید که یکی از آنها گفت: مسئولان کمپ به ما دستور دادند تا مهران را برای ترک به کمپ بیاوریم. او مقاومت میکرد و با او درگیر شدیم اما ضربه مرگباری به او نزدم.
متهم دیگر پرونده با رد اتهامش گفت: پیش از این در این کمپ ترک کرده بودم. آن روز با ماشین به آنجا رفتم تا به دوستانم سر بزنم که مدیر کمپ از من خواست مهران را به بیمارستان برسانم. چون حال مهران بد بود، قبول کردم و همراه یک نفر دیگر او را به بیمارستان رساندیم که در آنجا فوت کرد. حتی آنجا منتظر ماندم تا پدرش آمد.
یکی از متهمان هم به اتهام سرقت در زندان شهر دیگری بود که از طریق ویدئو کنفرانس از خود دفاع کرد و اظهار داشت: برای ترک در کمپ بودم و آن روز فهمیدم جلوی در درگیری رخ داده که به آنجا رفتم. مهران حالش بد بود که گفتم او را به بیمارستان ببرید من نقشی در مرگ او نداشتم.
وقتی نوبت به مدیر کمپ رسید، او هم منکر نقش داشتن در این ماجرا شد.
رئیس دادگاه سپس از دو متهم به مشارکت در قتل خواست دفاع کنند که یکی از آنها گفت: من در جریان ماجرا نبودم و فقط مهران را همراه یکی دیگر از متهمان به بیمارستان رساندم. در ابتدا به مأمور بیمارستان گفتم او در خانه حالش بد شده، تا کمپ را پلمب نکنند اما ۱۰ دقیقه بعد نظرم تغییر کرد و واقعیت را گفتم. به خاطر همین تناقض حالا متهم به قتل شدم.
آخرین متهم هم منکر قتل شد و اظهار داشت: وقتی رفتیم مهران را از خانهاش بیاوریم به من حمله کرد و با چاقو زخمیام کرد. مدیر کمپ گفت او را به آنجا ببریم. حتی پدر مهران در خانهشان زخم مرا بست. به خاطر وضعیتم، حال خودم را نمیفهمیدم یک ساعت بعد دیدم سر و صورت مهران خونی است. او را به بیمارستان بردند اما من به خاطر اینکه حالم خوب نبود، نرفتم.
در ادامه وکلای متهمان به دفاع از آنها پرداخته و اتهام آدمربایی را رد کردند. یکی از وکلا گفت: خانواده مهران درخواست انتقال فرزندشان به کمپ را داشتند و آدمربایی در کار نبوده است.
قضات دادگاه بعد از رسیدگی به این پرونده، برای تصمیمگیری وارد شور شدند.