بلوفِ جنگ، واقعیتِ بازدارندگی

در روزهای اخیر و همزمان با تشدید لحن تهدیدآمیز دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر فضای رسانه‌ای و سیاسی جهان با سناریوی «یا مذاکره یا جنگ» مواجه شده است.
در روزهای اخیر و همزمان با تشدید لحن تهدیدآمیز دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر فضای رسانه‌ای و سیاسی جهان با سناریوی «یا مذاکره یا جنگ» مواجه شده است.
کد خبر: ۱۵۴۰۷۱۹
نویسنده مرتضی غرقی - تحلیلگر سیاسی

رئیس‌جمهور آمریکا با تکرار ادبیات تهدید و همزمان دعوت به مذاکره، می‌کوشد چنین القا کند که ایران در برابر دو راهی اجتناب‌ناپذیر قرار گرفته؛ حال آن‌که بررسی دقیق‌تر رفتار آمریکا نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از این تهدیدها، بیش از آن‌که واجد ماهیت عملیاتی باشد، در چارچوب جنگ روانی و تبلیغاتی قابل تحلیل است. 

ایالات متحده همزمان با نمایش قدرت نظامی، به‌طور موازی جنگ تبلیغاتی خود را نیز گسترش داده است. اظهارات اخیر نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی درباره «پیروزی در جنگ تبلیغاتی علیه ایران» به‌روشنی بیانگر آن است که محور اصلی فشارها، نه در میدان نظامی بلکه در عرصه ادراک‌سازی و مشروعیت‌سازی دنبال می‌شود. در این چارچوب، اصرار ترامپ بر «دعوت به مذاکره» دقیقا با هدف ایجاد مشروعیت بین‌المللی برای هرگونه اقدام احتمالی صورت می‌گیرد‌؛ به این معنا که آمریکا می‌خواهد خود را طرف خواهان گفت‌وگو و ایران را طرف امتناع‌کننده معرفی کند. 
اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد هر اقدام نظامی آمریکا نیازمند دو پیش‌شرط اساسی است: نخست، اجماع و مشروعیت بین‌المللی و دوم، همراهی متحدان منطقه‌ای. در شرایط کنونی، هیچ‌یک از این دو مؤلفه به‌طور کامل برای واشنگتن فراهم نیست. کشورهای عربی منطقه، از‌جمله عربستان، امارات، قطر و عمان، نه‌تنها تمایلی به ورود به یک درگیری پرهزینه ندارند، بلکه به‌خوبی می‌دانند شعله‌ور شدن جنگ، کل منطقه را با پیامدهای غیرقابل کنترل مواجه خواهد کرد. 

از سوی دیگر، آسیب‌پذیری ابزارهای نظامی آمریکا به‌ویژه ناوهای جنگی، دیگر یک فرض نظری نیست. تجربه درگیری‌های اخیر در منطقه و هدف قرار گرفتن شناورهای آمریکایی توسط نیروهای مقاومت، نشان داده که هیمنه نظامی آمریکا شکننده‌تر از آن چیزی است که تبلیغ می‌شود. همین واقعیت، محاسبات هزینه ــ فایده را برای واشنگتن پیچیده کرده است‌؛ چراکه هرگونه درگیری مستقیم با ایران، می‌تواند تبعاتی سنگین برای منافع آمریکا، متحدانش و حتی اقتصاد جهانی به‌دنبال داشته باشد. بماند که آمریکا پیش‌تر برای سال‌ها چنین ناو و امکاناتی در کنار ما داشته است. از سوی دیگر، در محاسبات غلط آنها این بود که اغتشاشات تداوم خواهد یافت که این‌بار هم طبق معمول محاسبات آنها به مدد الهی و با جانفشانی نیروهای امنیتی و انتظامی و بصیرت مردمی فروکش کرد. حال بخشی از انگیزه ترامپ برای این جابه‌جایی نیرو که قبلا هم صورت می‌گرفت اما این‌بار با تمام توان روی آن تمرکز رسانه‌ای شده است، حیثیت از دست رفته خود در مورد حمایت نظامی از اغتشاشگران را بازتولید کند و شاید هم دوباره امیدوارند مثلا با تداوم و تشدید سایه تهدید جرقه دور دیگری از اغتشاشات را بزند. 

جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته، همواره کوشیده از ورود به جنگ مستقیم با آمریکا پرهیز کند اما این پرهیز به‌معنای عقب‌نشینی از اصول و مؤلفه‌های بازدارندگی نبوده است. امروز ایران به سطحی از توانمندی رسیده که در عین آسیب‌پذیری که طبیعی هر جنگی است، قادر است ضربات جدی و پایداری به طرف مقابل وارد کند. این واقعیت، برای تصمیم‌گیران آمریکایی کاملا روشن است و به همین دلیل، جنگ همچنان در سطح تهدید و فشار روانی متوقف مانده است. 

در حوزه مذاکره نیز باید میان موضوعات تفکیک قائل شد. ایران بارها اعلام کرده که درباره پرونده هسته‌ای و رفع نگرانی‌های ادعایی، آمادگی گفت‌وگو در چارچوب‌های مشخص را دارد‌ اما تجربه کشورهایی مانند لیبی و همچنین تجربه‌های پیشین تعامل با غرب، به‌وضوح نشان می‌دهد خلع سلاح دفاعی و موشکی، خط قرمزی است که عبور از آن به‌معنای به خطر انداختن اصل موجودیت و امنیت ملی کشور خواهد بود‌؛ امری که نه دولت و نه ملت هرگز آن را نخواهند پذیرفت. 

تحولات داخلی اخیر نیز نشان داد که برآورد دشمن از جامعه ایران، بر پایه تصورات نادرست شکل گرفته است. اعتراضاتی که قرار بود به پروژه‌ای فرسایشی و بی‌ثبات‌کننده تبدیل شود، با سرعت فروکش کرد و همین مسأله، یکی از غافلگیری‌های مهم برای آمریکا و رژیم‌صهیونیستی بود. تجربه جنگ‌های نامتقارن و چریکی در منطقه نیز نشان داده است که ایران و محور مقاومت، در این نوع مواجهه‌ها دست برتر را دارند. 

جمع‌بندی آن‌که تهدیدهای اخیر آمریکا، بیش از آن‌که نشانه آمادگی برای جنگ باشد، تلاشی است برای وادارسازی ایران به پذیرش توافقی یک‌طرفه اما واقعیت این است که ایران امروز، نه ایران منزوی و بی‌پشتوانه گذشته است و نه طرفی که بتوان با زبان تهدید، آن را به تسلیم کشاند. تاریخ چهار دهه گذشته نشان داده هرگاه ایستادگی صورت گرفته، طرف مقابل ناگزیر به عقب‌نشینی شده؛ و این‌بار نیز معادله تفاوتی نخواهد داشت. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها