«ناممکنِ تاریخی؛ سرنگونیِ نظامِ شیعی، خیالی خام»

کد خبر: ۱۵۴۰۶۳۶
نویسنده دکتر محمد جواد نجفي | دکتر محمد مهدی اسماعیلی

۱. تقارنِ معنادارِ تقویم و تقارنِ معنادارِ قدرت

 

در روز‌هایی که دشمنانِ خارجی و معارضانِ وابسته بار دیگر سودای «سرنگونی» نظامِ سیاسیِ ایران را در سر می‌پرورانند، یک حقیقتِ بنیادین را یا نمی‌فهمند یا عامدانه انکار می‌کنند:

نظامِ سیاسیِ ایران با اجتماعِ دینیِ شیعه، نسبتِ «ائتلافِ موقت» ندارد؛ نسبتِ «ریشه و درخت» دارد.

 

این پیوند، صرفاً یک وابستگیِ مذهبی یا احساسی نیست؛ بلکه منظومه‌ای تاریخی از معرفت، ارزش، ایدئولوژی، سازمان اجتماعی، نهادسازی و سازوکارهایِ خودحفاظتی است که طی قرن‌ها شکل گرفته و خود را بازتولید کرده است. تشیع، فقط یک مذهب نیست؛ یک «اجتماعِ تاریخیِ مقاوم» است که هم تجربه‌ی سرکوب دارد، هم حافظه‌ی جمعی، هم مرجعیت، هم شبکه‌ی انسانی، و هم قدرتِ بسیج در لحظه‌ی خطر.

 

درختی با چنین ریشه‌ای را نمی‌توان برید، مگر آن‌که ریشه‌اش را از خاکِ تاریخِ این ملت بیرون کشید؛ کاری که نه خلافتِ عباسی از عهده‌اش برآمد و نه امپراتوریِ آمریکا؛ و امروز، در افقِ ۲۰۳۰، این کار نه ممکن‌تر، بلکه ناممکن‌تر از همیشه است.

 

 

---

 

۲. «گرفتنِ آتش»؛ رسالتِ زنده‌ی امروز

 

مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی نقل می‌کند که امام سجاد (ع) می‌فرمودند:

«مَنْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ؟»

کدام‌یک از شما حاضر است آتش را در کفِ دست بگیرد؟

 

امام خمینی (ره) پاسخِ عملی به این پرسش بود؛ آتشی که پانزده سال نامش شاه و ساواک بود، در دست گرفته شد تا سرد شود. بعد، آتشِ صدام؛ و امروز، آتشِ آمریکا و اسرائیل.

 

این آتش، بی‌هزینه نیست:

سوختگیِ دست دارد.

شهید دارد.

جانباز دارد.

زندان و فشار دارد.

 

اما هیچ‌کس حق ندارد این آتش را زمین بگذارد. نه از سر احساسات، بلکه از سر مسئولیت تاریخی. در منطقِ تشیع، زمین‌گذاشتنِ آتشِ حق در میانه‌ی راه، خیانت به زنجیره‌ای است که قرن‌ها با خون و صبر حفظ شده است.

 

 

---

 

۳. فتوایِ دفاعی؛ سلاحِ نامرئیِ اجتماعِ شیعی

 

حساسیتِ این نظام، محدود به جغرافیای ایران نیست. هشدار مرجعیتِ شیعه در نجف درباره‌ی هدف قرار دادنِ رهبریِ دینی در ایران، نشانه‌ی یک واقعیتِ عمیق‌تر است:

نهادِ دینیِ شیعه، نظامِ ایران را برآمده از خود و ابزارِ نخستِ حفاظت از موجودیتِ تاریخیِ تشیع می‌داند.

 

در چنین ساختاری، «فتوای دفاعی» صرفاً یک موضع فقهی نیست؛ یک سلاحِ راهبردیِ نامرئی است.

اگر دشمن بتواند پانصد هزار معترضِ مسلح سازمان دهد، یک فتوای دفاعی می‌تواند ده‌ها میلیون انسانِ عادی، مسالمت‌آمیز، اما آماده را به صحنه بیاورد؛ جمعیتی که تهدید را به فرصت و نقطه‌ی فشار را به نقطه‌ی انفجارِ معادله‌ی دشمن بدل می‌کند.

 

این ظرفیت، نه با پول ساخته می‌شود، نه با رسانه، و نه با عملیات روانی. این، محصولِ «اجتماعِ دینیِ شیعه» است؛ واقعیتی که هیچ مدلِ امنیتیِ غربی قادر به محاسبه‌ی دقیق آن نیست.

 

 

---

 

۴. آتشِ استکبار سرد می‌شود

 

سال‌هاست گفته‌ایم:

این نظام سقوط نخواهد کرد.

تجزیه نخواهد شد.

و از درون فرو نخواهد پاشید.

 

این گزاره، ادعای غیبی نیست؛ نتیجه‌ی یک خوانشِ واقع‌گرایانه از ساختارِ قدرت در اجتماعِ شیعی است. آمریکا و اسرائیل یا این واقعیت را نمی‌شناسند، یا می‌شناسند و نادیده می‌گیرند. در هر دو حالت، نتیجه یکی است: شکست.

 

ما در «دورانِ میان‌ریختگی» هستیم؛ دوره‌ای که آتشِ استکبار آرام‌آرام سرد می‌شود؛ همان‌گونه که آتشِ شاه سرد شد، همان‌گونه که آتشِ صدام خاموش شد.

سوختنِ پرچمِ آمریکا در خیابان‌هایِ جهان، نشانه‌ی فروپاشیِ هژمونی است، نه یک حرکت نمادین ساده.

 

کسی که این آتش را پیش از سرد شدن زمین بگذارد، بارِ مسئولیتِ تاریخیِ سنگینی را بر دوش خواهد داشت؛ و آنان که ایستاده‌اند، ایستاده‌اند تا آتش سرد شود.

و با سرد شدنش، وعده‌ی ظهور نزدیک‌تر گردد.

 

ان‌شاءالله.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها