این مرکز که به عنوان الگویی موفق برای سایردانشگاهها شناخته میشدو تاریخ را از دریچه ابزارهای علمی، دستاوردهای پژوهشی و اسناد مدیریتی روایت میکرد، اکنون خود به موضوعی برای تاریخ بدل شده است. حادثه اخیر پرسشهایی جدی را درباره امنیت مراکز فرهنگی در بحبوحههای آشوب اجتماعی و انگیزههای پشتپرده چنین تخریبهایی بهمیان میآورد. سوختن بخشی از این بنای فرهنگی، زنگ خطری است که ضرورت توجه بیش از پیش به حفاظت از گنجینههای علمی و معنوی کشور را یادآور میشود. بهمنظور بررسی دقیق ابعاد این واقعه، از چرایی و چگونگی وقوع آن گرفته تا میزان خسارات و آینده این گنجینه ارزشمند، با دکتر مرتضی دانشیار، عضو هیات علمی دانشگاه و رئیس موزه و مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد، به گفتوگو نشستهایم.
جناب آقای دکتر دانشیار، پیش از ورود به بحث حادثه اخیر، برای مخاطبانی که شاید کمتر با پیشینه موزه دانشگاه فردوسی آشنا باشند، لطفا درباره تاریخچه شکلگیری این مرکز و جایگاه آن در فضای دانشگاهی کشور توضیح دهید.
برای درک جایگاه این موزه باید نگاهی به تاریخچه خود دانشگاه داشته باشیم. دانشگاه فردوسی مشهد در نخستین گامهای خود در سال ۱۳۲۸ با تاسیس دانشکده پزشکی آغاز بهکار کرد و در سال ۱۳۳۴ رسما تاسیس شد. اما ایده و اقدام برای تاسیس موزه دانشگاه به سال ۱۳۸۳ بازمیگردد، هرچند از آن سال تا سال ۱۳۹۷ فعالیت موزه با فرازونشیبهایی همراه بود و شاید آن شهرت لازم را در سطح کشور نداشت. نقطه عطف فعالیتهای موزه به سال ۱۳۹۷ و دوران ریاست آقای دکتر ساکت بازمیگردد. در این دوره با فعالسازی جدی و برنامهریزیشده، موزه دانشگاه فردوسی در همان ۳-۲ سال نخست توانست به یکی از معروفترین و معتبرترین موزههای دانشگاهی در سطح کشور تبدیل شود، بهطوری که به الگویی برای سایر دانشگاهها بدل شد.

اشاره کردید که این مجموعه شامل بخش آرشیو واسناد نیز میشود. دقیقا چه نوع اسناد و مدارکی در این مرکز نگهداری میشود و حجم این گنجینه چقدر است؟
بله، همزمان با راهاندازی موزه در سال ۱۳۸۳، بخش آرشیو دانشگاه نیز در کنار آن تاسیس شد. هدف ما گردآوری و حفظ تمامی اسناد مرتبط با دانشگاه از بدو تاسیس (سال ۱۳۲۸) تا سالهای اخیر بود. این اسناد طیف وسیعی را شامل میشوند؛ از پروندههای کاری و علمی استادان گرفته تا مکاتبات مهم دانشگاه با وزارت فرهنگ (در دورانی که هنوز وزارت علوم تاسیس نشده بود) و سپس با وزارت علوم. همچنین اسناد مربوط به برگزاری همایشها، کنفرانسها و رویدادهای علمی در این آرشیو نگهداری میشود. بخش مهمی از گنجینه ما شامل اسناد شخصی استادان است؛ نامهنگاریهای علمی، همکاریهای پژوهشی و حتی کتابهای نفیس و نسخ خطی ارزشمندی که توسط خود استادان به مرکز اهدا شده است. در حال حاضر بالغ بر ۱۲۰ هزار برگ سند در این مرکز طبقهبندی و نگهداری میشود. البته ما برنامهای برای افزودن بخشی از پروندههای دانشجویان (شامل اسناد پذیرش، کارنامهها و سوابق تحصیلی) هم داریم که با اجرای آن، پیشبینی میکنیم طی دو سال آینده حجم اسناد ما به حدود ۵۰۰ هزار برگ افزایش یابد.
در بخش اشیای موزهای چطور؟ چه اقلامی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار داشته و ارزش تاریخی آنها در چیست؟
در بخش موزه، ما میزبان حدود ۵۰ هزار شیء هستیم که بخش قابلتوجهی از آنها اهدایی است. این اشیا توسط استادان دانشگاه فردوسی یا خود دانشگاه به موزه تقدیم شدهاند. تنوع این اشیا بسیار زیاد است و روایتی ملموس از تاریخ علم و آموزش را ارائه میدهد. برای مثال، ما جامهای قهرمانی مسابقات ورزشی قدیمی، لوحهای افتخار همایشهای ملی و بینالمللی، و تجهیزات منحصربهفرد آزمایشگاهی و آموزشی را داریم. دوربینهای قدیمی، دستگاههای آزمایشگاهی که در دهههای گذشته مورد استفاده قرار میگرفتندو اکنون از رده خارج شده و ارزش موزهای یافتهاند و حتی نخستین کامپیوترهایی که وارد دانشگاه شدهاند، در این بخش نگهداری میشوند. درواقع هر وسیله آموزشی یا پژوهشی که کارکرد روزمرهاش را از دست داده و به بخشی از تاریخ دانشگاه تبدیل شده، در اینجا حفاظت میشود.
به بحث اصلی و متأسفانه تلخ این روزها بپردازیم. در شامگاه جمعه ۱۹ دیماه خبری مبنی بر آتشسوزی در این مجموعه منتشر شد. لطفا شرح دقیقی از آنچه رخ داد و بخشهایی که دچار حریق شدند، ارائه بفرمایید.
حادثه حدود ساعت ۱۰ شب جمعه ۱۹ دیماه رخ داد. ساختمان اداری موزه چسبیده به ساختمان اصلی نمایشگاه و آرشیو است. متأسفانه در جریان این آتشسوزی، بخش اداری که شامل دو اتاق و یک راهرو بود، بهشدت آسیب دید و تقریبا در آتش سوخت اما نکته بسیار مهم و حیاتی اینجاست که خوشبختانه آتش به بخش نمایشگاهی موزه و مخزن آرشیو سرایت نکرد. دلیل این امر تا حد زیادی رعایت برخی مسائل ایمنی در ساختار موزه بود. هرچند که متأسفانه نکات ایمنی به صورت کامل و ایدهآل در کل ساختمان رعایت نشده بود اما همان میزان تمهیدات اندیشیدهشده، مانع از نفوذ زبانههای آتش به گنجینه اصلی شد. البته دود ناشی از سوختن بخش اداری به صحن نمایشگاه و اتاق آرشیو نفوذ کرد و باعث دودآلودگی اشیا واسنادشد،البته تأکیدمیکنم که هیچگونه آسیب فیزیکی ناشی ازسوختگی به اسناد تاریخی یااشیای موزه وارد نشده است.
میزان خسارت در بخش اداری چقدر بوده است؟آیا اسناد یا اقلام ارزشمندی دراین بخش وجود داشت که ازبین رفته باشد؟
بخش اداری ما تقریبا به طور کامل از بین رفت. تجهیزات موجود در این بخش شامل ۸-۷دستگاه کامپیوتر، چندین دستگاه پرینتر واسکنر، دوربینهاومبلمان اداری بودکه همگی درآتش سوختند.دردناکترازتجهیزات سختافزاری،ازبین رفتن برخی کتابهاومنابع موجوددراتاقهای اداریبود.برای مثال یک دوره کامل لغتنامه دهخدا،کتابهای تخصصی حوزه موزهداری، دو دوره مجله (ازجمله مجله بخارا) و وسایل شخصی کارکنان در آتش سوخت. تصاویری که در خبرگزاریها از کتابهای سوخته منتشر شد، مربوط به همین اقلام موجود دربخش اداری بود،نه اسناد آرشیوی.تنها سند اداری که سوخت،یک پرونده جاری مربوط به دانشکده ادبیات بود که روی میزکار قرار داشت و جزو اسناد تاریخی محسوب نمیشد.
برآورد مالی دانشگاه از خسارات وارده چه میزان است؟
برآورد دقیق کارشناسی انجام شده است. خسارت وارده به ساختمان موزه (بخش ابنیه) حدود شش میلیارد تومان و خسارت وارده به تجهیزات و وسایل اداری حدود ۵.۵میلیارد تومان تخمین زده شده است. بنابراین در مجموع ما با خسارتی بالغ بر ۱۱.۵میلیارد تومان مواجه هستیم؛ البته این هزینه صرفا برای بازسازی وضعیت قبلی است؛ اگر بخواهیم ساختمان را با استانداردهای ایمنی بالاتر و مثلا پنجرههای دارای روکش نسوز بازسازی کنیم تا از حوادث مشابه پیشگیری شود قطعا هزینهها متفاوت خواهد بود.
گمانهزنیهایی درباره علت حمله به این ساختمان وجود دارد. با توجه به موقعیت مکانی موزه، تحلیل شما از انگیزه عاملان آتشسوزی چیست؟
تحلیل ما و شواهد موجود نشان میدهد که احتمالا یک اشتباه در تشخیص هدف رخ داده است. ساختمان موزه دقیقا در مجاورت شعبه بانک رفاه قرار دارد. اغتشاشگران ابتدا باجه بانک رفاه را به آتش کشیدند و سپس سراغ بخش اداری موزه آمدند. ساختار بخش اداری موزه بهگونهای بود که از بیرون، با دیدن میز و صندلیها و چیدمان اداری، شباهت زیادی به ادامه ساختمان بانک داشت. به نظر میرسد مهاجمان تصور کردهاند که این بخش نیز متعلق به بانک است. دلیل این استدلال ما این است که انباری موزه که دیوارهای شیشهای دارد و آتش زدن آن بسیار سادهتر بود، دقیقا در همان محدوده و در دیدرس قرار داشت اما هیچ آسیبی ندید. اگر هدف آنها آسیب زدن به خود موزه بود، حمله به آن انبار شیشهای یا بخشهای دیگر بسیار راحتتر انجام میشد. بنابراین حدس قوی این است که قربانی همجواری با بانک شدیم.
با توجه به حجم خسارات و دوده گرفتن فضای موزه، فکرمیکنید بازسازی وبازگشایی مجددمجموعه چه مدت زمان ببرد؟
پاسخ به این سؤال نیازمند برآورد دقیق مهندسی و معماری است اما اراده ما بر این است که هر چه سریعتر کار را شروع کنیم. اگر دانشگاه از همین فردا عملیات احیا و پاکسازی را آغاز کندوحمایتهای لازم صورت گیرد، میتوان امیدوار بود. در اینجا لازم است درخواستی از وزارت محترم علوم داشته باشم.با توجه به جایگاه ملی این موزه،اگر شخص وزیر محترم علوم عنایت داشته باشند و بازدیدی بهعمل آورند و همتی برای کمک به بازسازی صورت گیرد، روند کار بسیار تسریع خواهد شد.فراموش نکنیم که این مکان صرفا یک دفتراداری نیست؛بلکه هویت تاریخی آموزش عالی در شرق کشور است.
در صحبتهایتان اشاره کردید که این موزه الگوی سایر دانشگاهها بوده است. لطفا کمی بیشتر درباره جایگاه اجتماعی و فرهنگی موزه و مخاطبان آن توضیح دهید.
بله، دقیقا همینطور است. شما اگر جستوجو کنید، میبینید که دانشگاههای معتبری مانند دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه حکیم سبزواری و دانشگاه تبریز برای راهاندازی یا توسعه موزههای خود باما تماس میگرفتندوالگو و مشورت میخواستند. این نشاندهنده اعتبار و استانداردهای بالای موزه دانشگاه فردوسی است. از نظر استقبال مخاطبان نیز ما وضعیت بسیار مطلوبی داشتیم. بازدیدهای روزانه ما شامل طیف وسیعی ازاقشار بود؛ دانشجویان دانشگاه معمولا دستکم یک بار در طول تحصیل به صورت گروهی از موزه بازدید میکردند. مدارس سطح استان خراسان بهطور منظم و هفتگی (چهار تا پنج بازدید در هفته) دانشآموزان را به اینجا میآوردند. علاوه بر این، بازدیدهای عمومی برای شهروندان و گردشگرانی که از سایر نقاط کشور میآمدند نیز برقرار بود. تقریبا هیچ شخصیت کشوری یا مقام مسئولی نبود که به دانشگاه فردوسی بیاید و بازدید از موزه جزو اولین برنامههایش نباشد.