ویروس قدرت بر دولتمردان

سرپیچی موفقیت آمیز کوبا، تنها دلیلی نبود که منجر شد دولت کندی ، مردم این کشور مجرم را تنبیه کند.
کد خبر: ۱۵۳۹۶۱

از سوی دیگر، این ترس وجود داشت که کوبا نیز از جمله نمونه های واگیردار مانند شیلی و دیگر قربانیان فراوان براندازی ، تهاجم و تروریسم بین المللی باشد. آرتور اشلسینگر، کارشناس امریکای لاتین به رئیس جمهور تازه وارد، جان اف کندی ، هشدار داد که استقلال طلبی کوبا ممکن است دیگران را نیز ترغیب کند و آنان را با اندیشه در دست گرفتن اختیار امور که از سوی کاسترو اشاعه می شد، آلوده کند.
آیزنهاور، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده ، قبلا نگرانی خود را از این موضوع اعلام کرده بود که کاسترو، پرستیژ زیادی در امریکای لاتین به دست آورده است و این موضوع به این معناست که حکومت های دیگر نمی توانند به راحتی با کاسترو مخالفت کنند، چرا که آنان با توجه به احتمال اقدامات توده های کشور خود که مجذوب عوامفریبی های کاسترو شده اند، متزلزل به نظر می رسند.
اشلسینگر خلاصه کرد که این خطرات بسیار جدی هستند، چون تقسیم زمین و دیگر اشکال ثروت ملی ، مورد استقبال فقرا، محرومان و حتی طبقه زمیندار شده که با انقلاب کوبا برانگیخته شده و هم اینک خواستار فرصت های یک زندگی مطلوب هستند. اگر ایده در اختیار گرفتن زمام امور به خارج از کوبا گسترش یابد، ممکن است کل نظام سلطه از هم پاشیده شود.
اداره اطلاعات انگلیس نیز با بهره گیری از تجربه غنی اش درباره سرپیچی ملل با این عقیده ، موافق بود. در ژوئن 1961 ، کمیته اطلاعاتی مشترک هشدار داد که کاستروئیسم هنوز هم بخش زیادی از جاذبه عمومی اش را حفظ کرده است. اگر در طولانی مدت ، انقلاب کوبا بتواند با تحقق آرمان های طبقات محروم به نظامی باثبات تبدیل شود، این خطر جدی ایجاد خواهد شد که ممکن است انقلاب های مشابهی در دیگر جاهای امریکای لاتین به وقوع بپیوندند.
این تهدیدات هولناک پی در پی ناکامی بزرگی برای برنامه ریزانی خواهد بود که خود را وقف ترویج دموکراسی کرده اند، ایده ای که هم اکنون درباره ونزوئلا و در واقع ، بخش اعظمی از امریکای جنوبی ، باب شده است.
نگرانی راجع به ویروس ها و آلودگی که ممکن است شیوع یابد، مضمونی همیشگی در بین قدرت های بزرگ است. دولتمردان خردمند اروپایی ، از این می ترسیدند که ویروس انقلاب امریکا، منتشر شود و نظم جهان متمدن را مسموم کند. پس از این که هائیتی در سال 1804 پس از مبارزه ای خونین با نیروهای متحد تمدن (انگلیس ، فرانسه و ایالات متحده) اولین کشور آزاد در این نیمکره نام گرفت . این واکنش ها خشن تر نیز شد.
آزادی هائیتی بویژه برای همسایه شمالی آن که حتی تا سال 1862 ، از به رسمیت شناختن آن امتناع می کرد، هولناک بود. سالی که این کشور لیبریا را نیز به رسمیت شناخت و هر دو کشور را جاهای مناسبی برای اخراج بردگان آزاد شده می دانست. در سالهای بعد ایالات متحده ، جایگزین فرانسه برای آزار و اذیت کردن هائیتی شد و آن نقش را تاکنون به عهده داشته است.


اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها