«جام‌جم» در گفت‌وگو با پژوهشگر مطالعات زنان واکاوی کرد

ازدواج آسان را احیا کنید

کاهش آمار ازدواج در کشور مسأله‌ای است که این روزها بیشتر کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. اما آنچه در نگاه اول به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی به مسائل روز گره خورده، ریشه‌های عمیقی در تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌های دهه‌های گذشته دارد. دهه ‌شصتی‌هایی که روزی به‌عنوان سازندگان آینده کشور شناخته می‌شدند، حالا از سن ازدواج عبور کرده و خیلی از آنها دیگر تمایلی به این امر نشان نمی‌دهند.
کاهش آمار ازدواج در کشور مسأله‌ای است که این روزها بیشتر کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. اما آنچه در نگاه اول به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی به مسائل روز گره خورده، ریشه‌های عمیقی در تصمیم‌ها و سیاست‌گذاری‌های دهه‌های گذشته دارد. دهه ‌شصتی‌هایی که روزی به‌عنوان سازندگان آینده کشور شناخته می‌شدند، حالا از سن ازدواج عبور کرده و خیلی از آنها دیگر تمایلی به این امر نشان نمی‌دهند.
کد خبر: ۱۵۳۹۳۶۱
نویسنده تهمینه سبحانی شاد - گروه جامعه
 
درهمین زمینه فرزانه حکیم‌زاده، پژوهشگر مطالعات زنان و مدیر گروه تاریخ جامعه‌الزهرا(س) در گفت‌وگویی با روزنامه جام‌جم روایتی متفاوت از تحولات اجتماعی چند دهه اخیر درحوزه ازدواج راارائه می‌دهد. اودراین گپ‌وگفت با نقد فرهنگ مصرف‌گرایی، راهکارهایی را برای بازگشت به فرهنگ بومی و اسلامی مطرح می‌کند.

برای تحلیل دقیق علل کاهش آمار ازدواج چه مسائلی را باید در نظر گرفت؟
پیش از هر اقدامی، برای برون‌رفت از وضعیت موجود و حل معضل کاهش آمار ازدواج، واکاوی دقیق ریشه‌ها و عوامل آن ضروری است. این پدیده ریشه در سال‌های دور دارد و محصول یکی دو سال اخیر نیست؛ درواقع روندی تدریجی است که در طول دهه‌های گذشته شکل گرفته است. شواهد حاکی از آن است که برخی جوانان، به‌ویژه متولدین دهه ۶۰ که سن ازدواج را پشت سر گذاشته‌اند تمایلی به ازدواج ندارند. بنابراین، باید با نگاهی تحلیلی بررسی کنیم که از دهه ۶۰ تاکنون چه اتفاقاتی برای کشور رخ داده است.

دراین خصوص به چه اتفاقاتی باید توجه داشت؟
در دهه ۶۰ شاهد سال‌های دفاع‌مقدس بودیم؛ جنگی تحمیلی که ضربات جبران‌ناپذیری به کشور زد. پس از آن، دوران سازندگی آغاز شد. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، اگرچه در این برهه دستاوردهایی حاصل شد، اما متاسفانه توسعه و پیشرفت آن زمان بر پایه الگوی بومی و اسلامی نبود، بلکه تقلیدی از مدل‌های غربی و غیربومی به نظر می‌رسید. در این نوع نگاه توسعه، عدالت و رفع تبعیض نادیده گرفته شد و تمرکز صرفا بر رشد کمی در برخی حوزه‌ها قرار گرفت.

تقلید از مدل‌های غربی به چه مسائلی دامن زده است؟
توسعه فرهنگی، یکی از حوزه‌هایی است که متاسفانه در آن هیچ توجهی به فرهنگ ایرانی ــ اسلامی نشده. آنچه رخ‌داد، تاسیس گسترده و بی‌ضابطه دانشگاه بود؛ اقدامی که باعث شد افراد در همه سطوح به دانشگاه راه یابند. در این میان، حجم بالای ورودی دختران و عدم همخوانی این تعداد با بازار کار و اشتغالی که باید در آینده برای پسران ایجاد می‌شد، اصلا مورد توجه قرار نگرفت. حتی بسیاری از دختران در رشته‌هایی که برخی از آنها ذاتا مخصوص پسران بودند، ثبت‌نام کردند. نتیجه این ورود گسترده آن شد که تعداد زیادی از دختران صاحب مدارک تحصیلی بالا شدند، درحالی‌که پسران از نظر تحصیلی کمتر رشد کرده و عقب ماندند. از سوی دیگر، دختران جویای کار بودند و پسران نیز برای تأمین معاش آینده خود به شغل نیاز داشتند؛ اما درنهایت، نه برای این دختران تحصیلکرده که جوانی خود را در دانشگاه‌ها سپری کرده بودند کار مناسبی یافت شد و نه پسران فاقد مدرک و تحصیلات لازم توانستند جایگاهی در بازار کار پیدا کنند.

تفاوت از نظر سطح تحصیلات و شغل چگونه آمار ازدواج را کمرنگ کرد؟
 دختران در این شرایط دریافتند باید با پسرانی ازدواج کنند که هم از نظر تحصیلی از آنها پایین‌ترند و هم شغل و درآمد مناسبی ندارند. به عبارت دیگر اکنون در جامعه دخترانی هستند که مدارک تحصیلی بالا و مشاغل مناسب دارند، اما در سوی دیگر، پسرانی هستند که نهایتا تا مقطع فوق‌دیپلم یا کارشناسی تحصیل کرده‌اند. در نتیجه، آنها هم از نظر تحصیلی پایین‌تر از دختران هستند و هم از نظر شغلی درآمد بالایی ندارند. در این شرایط بسیاری از دختران اعلام می‌کنند برای‌شان دشوار است با چنین پسرانی ازدواج کنند. این موارد برای کاهش آمار ازدواج دست به دست هم داده و زمینه آن هم از سال‌ها قبل فراهم شده است. 
 
به مسائل فرهنگی اشاره کردید. در این بین نقش تجمل‌گرایی و چشم‌وهم‌چشمی را چگونه تحلیل می‌کنید؟

فرهنگ‌سازی غلطی در جامعه شکل گرفته که مردم رابه‌دنبال تامین رفاه، چشم‌ وهم‌چشمی والزام داشتن زندگی‌ای در سطح بالا سوق داده است. این مسأله باعث شده افراد تلاش‌های بیشتری انجام دهند تا مثلا جهیزیه آنچنانی تهیه کرده و مراسمی مجلل برگزار کنند؛ آداب و رسومی که گسترش یافته و در وضعیت اقتصادی و تورمی کنونی، بلای جان مردم شده است. همیشه این مشکل وجود دارد که بسیاری از مردم می‌گویند با توجه به شرایط اقتصادی روز، نمی‌توانند آنچه را می‌خواهند به‌دست‌آورند؛ زیرا این فرهنگ را پذیرفته‌اند که حتما باید فلان مراسم و فلان خرید آنچنانی برای عروس و داماد فراهم شود. وقتی ما این فرهنگ را در جامعه رواج دادیم و فرزندان‌مان با این تفکر بزرگ شدند که برای دوست‌داشته‌شدن باید تمام نیازهای‌شان برآورده شود و والدین خود را به آب و آتش بزنند. درواقع فرزندان، این رویکردها را نشانه علاقه والدین به آنها دانستند. به عبارت دیگر در آنها این توقع را ایجاد کرده‌ایم که تنها زمانی دوست‌شان داریم که هرچه را خواستند، برای‌شان فراهم کنیم. 

با توجه به این مسائل برای بهبود شرایط چه باید کرد؟
برای بهبود شرایط، ما نمی‌توانیم اشتباهات گذشته را جبران کنیم. برای نمونه بحث مدرک‌گرایی دیگر قابل تغییر نیست؛ اما از این به بعد شاید بتوانیم به اصلاح برخی امور بپردازیم. ما باید به فرهنگ بومی و اسلامی کشور بازگردیم؛ فرهنگی که در آن ارزش‌های انسان را ناشی از مسائل مادی نداند. در این فرهنگ، مهریه بیشتر، جهیزیه سنگین‌تر و مراسم مفصل‌تر، معیار و ملاک ارزش و خوشبختی نیست. خانواده‌ها باید به این فرهنگ بازگردند و انعطاف در برابر شرایط را به‌طور عملی به فرزندان خود بیاموزند. باید به بچه‌ها یاد بدهیم که در هر زمان و عصری، مطابق با امکانات و موقعیت‌مان عمل کنیم. به عبارت دیگر، با توجه به توانایی‌مان مراسم ازدواج برگزار کنیم، نه این‌که اصل ازدواج را کنار بگذاریم؛ چراکه نیازهای انسان، مانند  تشکیل خانواده که با ازدواج برآورده می‌شود، در صورت تحقق‌نیافتن، او را به مسیری انحرافی می‌کشاند.خانواده‌ها باید این فرهنگ صحیح را جایگزین و به سمت ازدواج آسان حرکت کنند؛ ازدواجی که حتی در برخی از کشورهای غربی نیز وجود دارد و مراسمی بسیار ساده و بدون تشریفات و تجملات در کلیسا برگزار می‌کنند. 

درواقع باید واقع‌بینانه عمل کنیم؟
خانواده‌ها باید برخی شرایط را بپذیرند. اگر آنها نمی‌توانند همه مراسم و امکانات را مهیا کنند، نباید اصل ازدواج را رها کنند. باید به ازدواج آسان باور داشته باشند و آن را به جوانان توصیه کنند.
newsQrCode
برچسب ها: ازدواج آسان
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها