خفّت اروپایی

استراتژی امانوئل مکرون، رئیس‎جمهور فرانسه برای مهار توسعه‌‎طلبی‌‎های آمریکا در عصر ترامپ را شاید بتوان در جمله معروف «دوستت را نزدیک نگه‎دار؛ دشمنانت را نزدیک‌تر» تفسیر کرد. ساکن کاخ الیزه به‌‎رغم رویکرد تحقیر‎محور همتای آمریکایی طی یک سال گذشته، خود را در نقش «دوستی دلسوز» برای ترامپ جا زده اما برخلاف امیدواری مکرون، نه‌‎تنها موفق به ‎تعدیل مواضع ضدجریان اصلی آمریکا نشده بلکه آبروی خویش را نیز از کف داده است.
استراتژی امانوئل مکرون، رئیس‎جمهور فرانسه برای مهار توسعه‌‎طلبی‌‎های آمریکا در عصر ترامپ را شاید بتوان در جمله معروف «دوستت را نزدیک نگه‎دار؛ دشمنانت را نزدیک‌تر» تفسیر کرد. ساکن کاخ الیزه به‌‎رغم رویکرد تحقیر‎محور همتای آمریکایی طی یک سال گذشته، خود را در نقش «دوستی دلسوز» برای ترامپ جا زده اما برخلاف امیدواری مکرون، نه‌‎تنها موفق به ‎تعدیل مواضع ضدجریان اصلی آمریکا نشده بلکه آبروی خویش را نیز از کف داده است.
کد خبر: ۱۵۳۹۳۳۲
نویسنده سید رضا حسینی - گروه بین‌الملل
 
درهمین راستا، رئیس‎‌جمهور آمریکا این گفت‎‌وگوی خصوصی را به‎شکل کامل برای عموم منتشرکرد‌تاضمن تحقیر فرانسه، نشان دهد با این طراحی مخالف است. مکرون با لحنی ملتمسانه نوشته بود: «ما می‌تونیم کارای بزرگی تو سوریه و ایران انجام بدیم، چه‌کار به گرینلند داری، بیا بریم یک شامی بخوریم در پاریس، جلسه G۷ را هم در پاریس برگزار می‌کنیم و اوکراینی‌ها، سوری‌ها و روسی‌ها رو هم دعوت می‌کنم.»
همزمان با انتشار این مطلب، اکانت شخصی ترامپ تصویری از رئیس‎جمهور و معاون آمریکا در حال برافراشتن پرچم ایالات‎متحده برفراز سرزمین قطبی گرینلند منتشر کرد که گویی حاوی پیام پیروزی سکاندار کاخ‎سفید بر منازعه با متحدان دیرینه است. اختلافات آتلانتیکی‎ها به ابعاد بی‌سابقه‎ای طی یک‎سال اخیر رسیده، تروئیکای قاره سبز بارها تلاش کردند که با چانه‎زنی، امیال امپریالیستی آمریکا را تحدید کنند اما کاخ‎سفید بی‎توجه به هشت‌دهه شراکت راهبردی، یکجانبه‎گرایی خطرناکی را علیه نظام بین‎‌الملل اتخاذ کرده است.

آناتومی یک رابطه نابرابر
جمهوری پنجم فرانسه از زمان تاسیس توسط ژنرال شارل دوگل در ۵ اکتبر ۱۹۵۸ خواهان رویکرد استقلال‎طلبانه نسبت‎ به جهان‎بینی واشنگتن بود. این ژست «سیاست‎خارجی منحصربه‎فرد» و «داعیه رهبری اروپا» همچنان در محافل تصمیم‎گیری پاریس طرفدارانی دارد. به‎همین دلیل، مکرون داوطلب مهار یکجانبه‎گرایی واشنگتن به‌عنوان نماینده خود‎خوانده قاره سبز شد.با وجود این، رئیس‎جمهور فرانسه درک نکرده است که در منظومه فکری ترامپ، دوستی شخصی بدون پشتوانه قوی میسر نیست.
تا به‌‎امروز، چهل‎وهفتمین رئیس‎جمهور آمریکا فقط رهبران چین و روسیه را برابر با خویش دانسته که این نوع نگاه خروجی اقتصاد قدرتمند، نیروی نظامی وسیع همچنین وسعت سرزمینی قابل توجه است. در برابر قدرت‎های فوق، کشورهای اروپایی به‌واسطه فقدان هم‎بستگی و اتحاد نیرومند شریک برابری برای واشنگتن قلمداد نمی‎شوند.
فرانسه در مقایسه با آمریکا، روسیه و چین از نظر امنیتی قدرتی متوسط اما دارای فناوری محسوب می‌شود. گرچه کاخ‎الیزه زرادخانه هسته‌ای مستقل و ارتش حرفه‌ای دارد اما در مقیاس توان نظامی و بودجه دفاعی با برتری جهانی آمریکا و ظرفیت سخت‌افزاری گسترده روسیه و چین فاصله دارد. از منظر اقتصادی نیز پاریس با اقتصادی پیشرفته، متنوع و مبتنی بر خدمات و صنعت، جایگاهی باثبات در میان اقتصادهای بزرگ جهان دارد اما از نظر اندازه بازار، نفوذ مالی و نقش ارز ملی، پایین‌تر از اقتصادهای عظیم آمریکا و چین قرار می‌گیرد.

پایانی بر ملاحظات هنجاری
از سوی دیگر ظهور ترامپ با رویکرد تهاجمی افولی بر حقوق بین‎الملل و پیش‎بینی‌پذیری سیاست جهانی است. با مرگ نهادهای چندجانبه‎گرا نظیر سازمان ملل متحد، بازیگران سطوح اعتمادشان به‎یکدیگر کاهش قابل‌توجهی پیدا خواهد کرد. دنیای زورآزمایی به جنگلی عریان برای بازیگران کوچک و متوسط تبدیل خواهد شد که اتحادیه اروپا بیشتر نقش قربانی را خواهد داشت.در راستای همین زورگویی قدرت‎های بزرگ، رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ، باردیگر برای پیشبرد اهداف خود به ابزار تهدید متوسل شد و گفت که احتمالا تعرفه‌ای ۲۰۰ درصدی برای مشروبات الکلی فرانسه وضع خواهد کرد تا رئیس‌جمهور این کشور اروپایی امانوئل مکرون را وادار کند تا از تصمیم اولیه مبنی بر عدم پیوستن به «شورای صلح» غزه منصرف کند.
​​​​​​​سکاندار کاخ‎سفید در ادامه اظهارات خصمانه علیه مکرون افزود که هیچ‌کس او را نمی‌خواهد و او به‌زودی از سمتش برکنار خواهد شد. پیش تر رئیس‎جمهور فرانسه خواهان ترتیب نشستی در روز پنجشنبه آینده با محوریت ایران، سوریه، اوکراین و گرینلند در پاریس با حضور همتای‌ آمریکایی بود که باتوجه به واکنش تند کاخ‎سفید فعلا به‎محاق رفته است. باتوجه به مجادلات فوق، شکاف عمیق آتلانتیکی‎ها به‎سمت جدایی کامل طرفین یا پذیرش استیلای تمام‎عیار آمریکا در حال حرکت ارزیابی می‎شود. 

نارضایتی از فرامین دیکتاتور
رویارویی متحدان دیرینه در دیوانسالاری ایالات‎متحده را به‎نگرانی قابل‌توجهی درباه حراست از منافع مشترک جهان غرب سوق داده؛ جنگ داخلی زمینه گسترش نفوذ چین و روسیه در شطرنج جهانی را تقویت خواهد کرد و برخی چهره‎های دولت ترامپ نگران این موضوع هستند. در راستای همین روند، شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی گفت: «در حالی که تیم ترامپ تا حد زیادی بر سر اهمیت کنترل آمریکا بر گرینلند به دلایل امنیتی با او همسوست، بسیاری از مشاوران ارشد او درباره بهترین روش انجام دادن این کار با او موافق نیستند.»
برخلاف مواضع رئیس‎ جمهور آمریکا یکی از مشاوران ارشد ترامپ به سی‎ان‎ان خاطرنشان کرد: «ما نمی‌خواهیم گرینلند را به یکی از ایالت‌های‌مان تبدیل کنیم اما تردیدی درباره این نیست که به دنبال اتحاد با آنها هستیم.» رسانه انگلیسی «آی‌پیپر» به‎نقل‎از منابع امنیتی در دو سوی اقیانوس اطلس همچنین افزود که روابط امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و انگلیس به پایین‌ترین سطح خود از دهه ۱۹۵۰ میلادی رسیده و این وضعیت، امنیت اروپا را در معرض تهدید قرار داده است.
بنابر حقایق میدان، رهبران قاره سبز برای مقابله با ترامپ درحال وارسی تجهیزات اقتصادی‌شان هستند؛ روزنامه وال‌استریت ژورنال با پرداختن به گزینه‌های پیش روی کشورهای اروپایی برای مقابله با این فشار اقتصادی در عین حفظ مواضع خود درباره استقلال گرینلند در گزارشی تصریح کرد: «با وجود این‌که کشورهای اروپایی به صورت جداگانه توان مقابله با تعرفه‌های ۱۰ درصدی آمریکا را ندارند، اتحادیه اروپا می‌تواند با استفاده از فهرست کالاهای آمریکایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای تعرفه‌های متقابل، یا حتی تعلیق بخش‌های کلیدی توافق تجاری با آمریکا، هزینه این اقدامات را افزایش دهد.» درواقع، لشکرکشی تعرفه‎ای برادران آتلانتیکی، مهر پایانی بر اتمام آینده مشترک جهان غرب در تحولات آتی نظام پرآشوب جهانی است.

نقطه صفر نظم جهانی جدید
در نگاه اول، دلیل پافشاری کاخ‎سفید بر تصاحب گرینلند به اندازه گسست راهبردی با اروپا ارزشمند به نظر نمی‎آید اما گرینلند به نقطه صفر یک نظم جهانی جدید تبدیل شده؛ جایی که قدرت‌های بزرگ حوزه‌های سلطه‌شان را تعریف می‌کنند، اگر هوشیار نباشیم. کشور‌های اروپایی اکنون دریافته‌اند که این روند برای کشور‌های کوچک‌تر فاجعه‌بار است.» ترامپ تلاش برای تصاحب گرینلند و پیش از آن ونزوئلا را زیر چتر «دفاع نیمکره‌ای» پنهان کرده و مدعی است که ایالات متحده برای امنیت خود به کنترل کامل قاره آمریکا نیاز دارد؛ ادعایی که در استراتژی امنیت ملی جدیدش نیز تکرار شده است. این نگاه، قطب شمال را از منطقه‌ای برای همکاری مشترک به عرصه‌ای رقابتی و پرتنش تبدیل می‌کند؛ فضایی شبیه به «بازی بزرگ» دوران استعماری، جایی که ابرقدرت‌ها از فراز قطب شمال با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند.
گرینلند دروازه اصلی دفاع نیمکره‌ای است. مسأله فقط ذوب شدن یخ‌ها نیست؛ مشکل این است که آیا می‌توان به یک کشور کوچک در آن‌سوی جهان اعتماد کرد تا امنیت ورودی اصلی آمریکا را تضمین کند. این ریسک برای آمریکا بیش از حد بالاست. یکی از چالش‌های بزرگ این است که شورای قطب شمال نهادی که با دادن صدای برابر به هشت کشور قطبی، آرامش منطقه را حفظ کرده بود اکنون عملا از کار افتاده است؛ همکاری با روسیه پس از تهاجم گسترده این کشور به اوکراین در سال ۲۰۲۲ معلق شد. یک دیپلمات از یکی از کشور‌های قطبی گفت: «این وضعیت به وضوح چشم‌انداز ما از یک قطب شمال آرام را تهدید می‌کند، زیرا ابزار اصلی این چشم‌انداز دیگر کار نمی‌کند.»
newsQrCode
برچسب ها: ترامپ
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها