چه عاملی باعث شد پهلوانان ایرانی را دراین نمایشگاه دستمایه کار خود قرار دهید؟
من از دوران کودکی عشق به کشتی و ورزش زورخانه داشتم و ورزش باستانی کار میکردم. بنابراین با اسامی اغلب شخصیتهای برجسته این حیطه از کودکی آشنا بودم. درسالهای گذشته، زمانی که سازمان تربیتبدنی دایر بود و هنوز تبدیل به وزارتخانه نشده بود، یک روز مهندس هاشمیطباء رئیس سازمان در دیداری که با هم داشتیم به این مسأله اشاره کرد که علاقهمند است تصویرسازی پهلوانان معروف ایران را به عهده بگیرم. جالب است پیش از پیشنهاد ایشان، خود من نقاشیهایی از بعضی از این پهلوانان مانند پهلوان صادق بلورفروش، پهلوان میرسیدعلی، پهلوان رزاق و... را که در اخلاق و ورزش سرآمد بودند، انجام داده بودم. بعداز پیشنهاد ایشان، به این نتیجه رسیدم که این موضوع باب میل خودم هست. بنابراین پیگیر شدم و شروع به کار کردم.

ما در نمایشگاه با نقاشیهایی از برخی پهلوانان قدیمی مواجه هستیم که متعلق به دوره اساطیری و شاهنامه هستند. از آنجا که درآن زمان به دلیل نبود دوربین، امکان ثبت مستندات نبوده، احتمالا این چهرهها را براساس تخیل خود کار کردهاید. درست است؟
دقیقا، در واقع تصویر آن دسته از پهلوانان شاهنامه را که مستنداتی از آنها نداشتیم به شکل ذهنی کار کردم و تلاشم این بود که چهرههایشان را طوری تصویر کنم که در حکایتهای تاریخی دربارهشان نوشته شده است. البته عکس تعدادی از پهلوانان دوره قاجار موجود بود و برای آن که بتوانم تصویر دقیقی از آنها در نقاشیهایم بیاورم به زورخانه دژم در قم مراجعه کردم و تعدادی عکس را از این زورخانه به امانت گرفتم. متاسفانه این زورخانه بعدازگذشت چندین سال در مسیر جادهسازی افتاد و تخریب شد.
این آثار مشخصا چه دورههای زمانی را دربرمیگیرد؟
کلید خوردن این ایده از سال ۶۰ شروع شد و تا اوایل دهه ۸۰ ادامه پیدا کرد. سعی کردم دراین پروژه، شخصیتهایی را برای نقاشی انتخاب کنم که فقط در ورزش شهرت نداشته باشند بلکه در تاریخ از آنها به نیکی و جوانمردی نام برده شده بود؛ مثل پوریای ولی که یکی از پهلوانان قرن ششم هجری و متعلق به دوره خوارزم بوده است. او انسانی با کرامت و جوانمرد بود و در ستایش ویژگیهای اخلاقیاش، داستانها نقل شده است. یکی ازاین حکایتها که شاید بازگو کردن آن برای مخاطبان روزنامه شما هم جالب باشد این است که در روزگار گذشته، پادشاه هند تصمیم میگیرد مسابقه پهلوانی در دهلی برگزار کند تا جهانپهلوان انتخاب شود.پوریای ولی هم برای شرکت در این مسابقه به هند میرود. روزی از محلهای میگذرد و پیرزنی را در حال دعاکردن میبیند. وقتی گوش میکند متوجه میشود که پیرزن برای برندهشدن پسرش در مسابقه کشتی مقابل حریف دعا میکند. کنجکاومیشود وازاو پرسوجو میکند.پیرزن میگویدزندگی پسرم درگرو برندهشدن در این مسابقه است و اگر برنده شود میتواند ازحاکم پاداش زیادی دریافت کرده و زندگیاش را بگذراند. روز مسابقه که فرا میرسد، پوریای ولی در مقابل جوان، خود راضعیف نشان میدهد.درنهایت، جوان برنده مسابقه میشود. چند روز بعد حاکم همراه تعدادی از پهلوانان ازجمله پوریای ولی به شکار میرود، اما ناگهان اسب رم میکند و نزدیک است حاکم را به پرتگاه بیندازد. پوریای ولی زیرخم اسب را میگیرد و بلند میکند و اسب و حاکم را یکجا از آن مهلکه نجات میدهد. حاکم که متعجب شده بود از او میپرسد تو با چنین قدرتی چطور دربرابر یک جوان به زانو درآمدی؟ پوریای ولی هم از سر ناچاری ماجرا را تعریف میکند. این مسأله چنان حاکم را تحتتاثیر قرار میدهد که لقب جهانپهلوان را به پوریای ولی میدهد. میخواهم بگویم نقاشیای که از این پهلوانان در این نمایشگاه به چشم میخورد، تماما متعلق به ورزشکارانی است که علاوه بر داشتن مهارت و تسلط در ورزش، صاحب اخلاق و معرفت هم بوده و به ضعفا خدمت کردهاند.
با وجود آنکه اشاره کردید تصویرکردن این آثار دراوایل دهه۸۰به پایان رسید،ولی چرا نمایش آنها اینقدربه تعویق افتاد؟
مهمترین دلیلش کمعنایتی یا بهتر بگویم بیعنایتی نسبت به هنر بوده است. درواقع نگارگری در سالهای گذشته مورد بیمهریهای فراوان قرار گرفت، تاجایی که اخیرا تابلویی با عنوان«برمزارهنر» کشیدهام وروی سنگ قبر آن هم نوشتهام: مرحوم هنر! هرچند در سالهای اخیر این رویه بهتر شده و متولیان فرهنگ در تلاشند به این عرصه توجه بیشتری نشان دهند.یک ماه پیش مسئولان کتابخانه وموزه ملک بامن تماس گرفتند وبه این مسأله اشاره کردند که شنیدهایم شما مجموعه نقاشیهایی در ارتباط با پهلوانان ایرانزمین کار کردهاید. وقتی کارهارا دیدند مشتاق شدند این آثار را در قالب یک نمایشگاه مفصل در موزه ملک به نمایش بگذارند. این نمایشگاه روز نهم دیماه افتتاح شد و بهدلیل استقبال زیاد مخاطبان، قرار است تا پایان این ماه ادامه داشته باشد.
نگارگری هم مثل خوشنویسی همواره با مفاهیم قدسی و معنوی در ارتباط بوده است. چشمانداز کنونی این هنر را چطور ارزیابی میکنید و نسل جدید هنرمندان این حیطه چقدر سعی میکنند از چنین مفاهیمی درآثار خود استفاده کنند؟
خوشبختانه در سالهای اخیر، اغلب کسانی که به فراگیری نگارگری رویآوردهاند جوانان زیر ۳۰سال هستند که این مسأله نشان از بالندگی و اعتلای هنر مذکور دارد. درعینحال، نگارگری همواره هنرمندان را به سمت ادبیات سوق میدهد و از دیرباز تا امروز پیوند تنگاتنگی بین ادبیات و این هنر برقرار بوده است.خوشحالم که دراین سالها توفیق پرورش و آموزش به هنرجویان بسیاری را داشتهام چراکه امروز نهتنها بر تعداد هنرآموزان این رشته افزوده شده بلکه تمام آنها با بهرهگیری از مفاهیم معنوی، قرآنی و دینی و ادبی توانستهاند آثار ارزشمندی ارائه کرده و در راه ماندگاری این هنر پرقدمت نقش داشته باشند. درحالحاضر زیباترین و نفیسترین قرآنها در موزههای بزرگ جهان نگهداری میشود که متعلق به هنرمندان ایرانی از دوران مختلف هستند و این گروه از هنرمندان با عشق به تصویرسازی و تزئین این قرآنها پرداختهاند.
درماههای اخیر خبرهایی مبنی بر برگزاری دوسالانه نگارگری به گوش میرسد، سهم هنرمندان دراین دوره از دوسالانه چقدراست؟
آمادهایم هرزمانی که ادارهکل هنرهای تجسمی برنامه بگذارد، در برپایی دوسالانه سهیم باشیم. در این سالها به قدری بر تعداد هنرمندان مستعد اضافه شده که برای برگزاری چنین رویدادی میتوان ۱۰۰۰ تابلوی تراز اول را به نمایش گذاشت. منتها نظرم این است که مدیرکل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد باید سریعتر نسبت به این مسأله اقدام کند تا بتوانیم دربازه زمانی کوتاهی شاهد برگزاری دوسالانه نگارگری باشیم. البته آقای مهدیزاده بسیار علاقهمند و پیگیر است. حتی یک بار به کرج آمد و از نگارخانه من نیز بازدید کرد. طی روزهای گذشته هم چندین جلسه در ارتباط با نحوه برپایی دوسالانه با یکدیگر داشتیم که امیدوارم این دیدارها زودتر به ثمر بنشیند و بتوانیم آن را در مهرماه برگزار کنیم. در کنار این موضوع، در تکاپوی برگزاری نمایشگاه «صد سال نگارگری ایران» هم هستیم، این نمایشگاه که در نوع خود یکی از فاخرترین رویدادهای نگارگری معاصر به شمارمیرود، آثاری از دوره هادیخان تجویدی تا نگارگری امروز را دربرمیگیرد. این نمایشگاه میتواندصرفنظر ازجذب عامه مخاطبان،آن دسته ازجوانانی که قصد دارندبه این حوزه واردشوندهم تشویق کند.
یعنی اختلافنظرهایی که در سالهای اخیر بین هنرمندان و سیاستگذاران نسبت به برپایی دوسالانه وجود داشت، برطرف شده است؟
این اختلافنظرها مشکلی جدی نیست و به مدد همدلی، رفاقت ودلسوزی دوطرف قابل حل شدن است.چون درنهایت کسانی که به نگارگری عشق دارند، همه از یک خانواده هستند. هنر یعنی کمال. یعنی محبت، آزاداندیشی، خیرخواهی، وجدان و کمک به هرآنچه که مایه سازندگی و خیر و برکت است. بنابراین معتقدم بیش از پرداختن به مسائل حاشیهای، باید خود را معطوف به ماهیت هنر کنیم تا به مقصودی که درذهن داریم، نزدیکتر شویم.
در ماههای اخیر و بهخصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه، پرداختن به مقوله هویت ملی از سوی هنرمندان شاخههای مختلف پررنگتر از پیش شده است. از دید شما این موضوع چقدر میتواند در آثار هنرمندان امروز انعکاس یابد؟
ایران در ردیف معدود کشورهایی است که تاریخ ۱۰هزارساله دارد و از این جهت حتی میتوان گفت ما بنیانگذار تمدن دنیا هستیم. فرهنگوهنر ما گنجینه ارزشمند و بیتکراری است که اگر میخواهیم این میراث نامیرا، باقی بماند باید آن را احیا کرده و به نسلهای بعد انتقال دهیم. چندان که اشاره کردم، جای خوشحالی است که درباره نگارگری تاحدود زیادی این اتفاق افتاده و امروز هنرمندان جوانی به این عرصه وارد شده و به خلق آثاری نو پرداختهاند که در عین معاصرت، دارای ریشه و پشتوانه نیز هستند. کشور ما از منظر فرهنگ وهنر همیشه سربلند بوده و جهانیان به داشتههای ما غبطه میخورند. منتها خودمان هم باید قدر سرمایههایی را که در اختیار داریم بدانیم و نسبت به آن صیانت بیشتری انجام دهیم.