این اتفاق در حالی بود که انتظار میرفت آنها در صحنه سیاسی کشور بتوانند راهنمای بسیاری از مردم باشند اما از مردم فرسنگها عقب ماندند. همین امر بود که مردم در تظاهرات و راهپیماییهای خود عنوان «خواص ورشکسته» یا «ساکتین فتنه» را به آنها دادند. اکنون و ۱۶سال پس ازفتنه۸۸ که آمریکاییها و دشمنان قسم خورده ایران تلاش میکردند در ارتباط با آن بهصورت مستقیم موضعگیری نکنند و با حمایتهای پشت پرده اردوکشیهای خیابانی را هدایت کنند، غائلهای با موجسواری روی اعتراضات اقتصادی و بحق مردم ایجاد شد که اسم رمز آن رسما از واشنگتن و تلآویو صادر گشت.
رئیسجمهور آمریکا با صراحت این اسم رمز را فریاد زد که کشته شدن مردم در خیابانهای ایران رسما به اقدام نظامی و مداخله این کشور کمک خواهد کرد. حسابهای رسمی موساد و وزارت امور خارجه رژیمصهیونیستی و پمپئو وزیر امور خارجه پیشین آمریکا رسما اعلام کردند نیروهای موساد در خیابانهای ایران صحنهگردان اصلی ماجرا هستند و چه کسی است که نداند وقتی بازیگران بینالمللی بیگانه و استعمارگران سابق بنای مداخله مستقیم در کشور را گذاشتهاند به چیزی کمتر از نابودی ایران و حتی تجزیه کشور به نفع منافع یکجانبه خود راضی نخواهند شد.
این هدف ضدایرانی که درجنگ ۱۲ روزه پیگیری شد با وحدت معجزهگون مردم ایران و نقشآفرینی خواص و قدرتنمایی نیروهای نظامی کشورمان به شکست انجامید و دشمن را در حسرت تکهتکه کردن این سرزمین گذاشت.
پس از این، آمریکا و رژیمصهیونیستی طی یک برنامهریزی حساب شده و با تسلیح و آموزش مزدوران خود تلاش کردند تا روز سیزدهم جنگ علیه ایران را متفاوت از نبرد ۱۲روزه رقم بزنند.این برنامهریزی دقیق به یک اقدام تروریستی سازماندهی شده در روز هجدهم دیماه منجر شد که با سوءاستفاده ازاحساسات برخی جوانها و نارضایتی اقتصادی مردم، آنها را به سوخت ماشین کشتهسازی دشمن تبدیل کرد. چند هزار نفر طعمه این سناریوی آمریکایی و صهیونیستی شده و در خون خود غلتیدند. حجم گسترده تلفات، خسارتهای عظیم به زیرساختهای کشور و اماکن دولتی و مذهبی، سر بریدن نیروهای انتظامی، بسیجی و حتی آتش زدن آنها و جسارت به مقدسات مردم همه ایرانیان را در یک شوک بزرگ فرو برد. این حیرت بودکه حتی طبقه معترضی که تصور میکرد احقاق حقوق اقتصادیاش ازمسیرخیابان میگذردرااز اغتشاشگران و تروریستها جدا کرد و یکبار دیگر همه مردم با عقاید و دیدگاههای گوناگون را دور هم جمع کرد تا یومالله ۲۲دیماه را رقم بزند. اینبار نیز برخی چهرههای مطرح در جامعه که باید پیشوایان سیاسی مردم در روزهای سخت باشند در مارپیچ سکوتگیر افتاده و رسالت تاریخی خود را فراموش کردند و یکبار دیگر از مردم عقب ماندند؛ با این تفاوت که صحنه ۱۴۰۴ از صحنه ۱۳۸۸ بهمراتب واضحتر است، چراکه دشمن نقاب از چهره انداخته و رسما به آن اعتراف میکند.
مردم کمر فتنه را در ۲۲ دیماه شکستند اما پایان سکوت برخی از روسای قوای پیشین کشور، چهرههای حوزوی، دانشگاهی، فعالان سیاسی و صاحبان تریبون است که میتواند انسجام ملی برای شکستن کمتر فتنهگر بزرگ را تکمیل کند. آمریکا همچنان دچار سوءمحاسبه در ارتباط با ایران است؛ خواص باید در سمت درست تاریخ بایستند قبل از آنکه نام آنها به ننگ در ذهن ایرانیان ثبت شود.