با توجه به فتنههای رخ داده در طول چهار دهه گذشته از وقوع انقلاب اسلامی چه تحلیلی از دلایل و چرایی این ابتلائات و فتن میتوان ارائه کرد؟
نظام آفرینش ذیل سنتهای الهی اداره میشود. عالم مجموعهای از حوادث پراکنده نیست که آرایشهایشان در طول زمان و تحولات دگرگون شود بلکه تاریخ، حساب و کتاب و سنت دارد. از سنتهای مهم تاریخ همانا سنت حق و باطل است که از روز ازل یا روز سجده تا انتهای آخرالزمان دو جریان حق و باطل با هم درگیر بوده و خواهند بود.
سنت ابتلا یا فتنه از دیگر سنتهای مهم تاریخ است اما تحلیل این مهم؟
اگر گروهی برآن باشند که جریان حق را به نتیجه برسانند بیشک سنت الهی ابتلا شامل حالشان میشود. سوره عنکبوت با همین هشدار آغاز میشود که خداوند شما را میآزماید بهویژه اگر ادعای باور و ایمان کنید. ما بالاخره برآن شدیم همان قوم برگزیده آخرالزمانی باشیم که میخواهد آرزوی هزاران ساله پیامبران را برآورده سازد و اگر این اتفاق بیفتد که در جریان انقلاب واقعا افتاده است، بیشک سختی پیش میآید. زیرا کنشگران درمعرض آزمون وابتلا قرارمیگیرند. این سنت الهی است که بیآزمون نمیشود به رشد و شکوفایی رسید. باید خدا را شکر کنیم در دوره و دورانی هستیم که این روند مهم را تجربه میکنیم. مردم ما پرچمی را برافراشتند تا جبهه آخرالزمانی حق را تشکیل بدهند.
ویژگی چنین کنشگری مهم و تاریخسازی به گفته شما همین است که در معرض ابتلا و فتنه قرار گیرند تا کار به انجام برسد. پس جایگاه جریان باطل ابلیس در این روند چیست؟
حریف تمرینی هستند برای رساندن ما به بهشت؛ نه اینکه حریف تمرینی باشند چون مجبورند. این واکنش آنها به قیمت بدبختی خودشان تمام میشود. انقلاب اسلامی ما اگر میخواهد مأموریتش را به انجام برساند، قاعدتا باید بتواند از حلقه ابتلائات و فتنهها بگذرد.

پس سیر تاریخی ابتلا و فتنههای انقلاب را از آغاز تحلیل میکنید؟
از همان آغاز فتنههای خلق عرب، آذربایجان، خلق ترکمن و برنامههای امیدوارانه ساواک برای بازگشت تا فتنه بزرگ جنگ... بهویژه جنگ رژیم بعث عراق با ایران که امروز روشن است نبرد جهان مستکبر با ما بود. هشت سال در حالی درگیر این فتنه عظمی بودیم که فتنه و آزمون داخلی کم نبود. در چنان شرایطی رئیسجمهور ما جاسوس بیگانه بود و ما در برابر او از نخست وزیری حمایت میکردیم که سال ۸۸ خودش منشا فتنه شد.
شرایط خیلی سختی را گذراندیم.
ولی چقدر قدرتمند شدیم. همین قدرت صنایع موشکی ما نتیجه ابتلائات جنگ و... است. فتنهها سازنده است. مقام معظم رهبری پیشتر فرمودند دشمن برای ما دهه به دهه برنامههای براندازیاش را طراحی میکند و ما نیز هر دهه به فتنهای درگیر میشویم و درست به همان دلیل خدا نیز هر ۱۰ سال به ۱۰ سال ما را با دست دشمنان به جلو میبرد.
حدیث داریم که خدا گاهی کارش را با دست دشمنش راه میاندازد و پیش میبرد.
ما هر دهه رشد میکنیم و با فتنهها آمادهتر میشویم و خدا نیز دشمن را حریف تمرینی ما میسازد تا با پیروزی بر او رشد کرده و به جلو برویم. این تجربه را در جریان انقلاب داشتهایم.
در ادامه سیر تاریخی؟
۱۰ سال نخست انواع فتنهها را از سر گذراندیم که اوج آن ارتحال امام (ره) بود که خودش ابتلای بسیار سنگینی بود. خدا میخواست ما را بیازماید که آیا میتوانیم پای ولایت بایستیم. این مهمترین مفهومی بود که در آن ابتلا با آن دست به گریبان بودیم اما جوانان و ملت نشان دادند پای آرمانهای امام(ره) ایستادهاند.
از دهه ۵۸ تا ۶۸؟
۵۸ یعنی نخستین روز قدس و آغاز رویارویی ما با رژیم اشغالگر که شروع فتنههاست. در این روند مردم ما واقعا پیروز شدند. گرچه خواص در این ابتلائات شکست خوردند اما مردم آماده ورود به دهه دوم شدند.
چرا؟
باید با یک ولی جدید کار را پی میگرفتند تا این ادعا که ایران به خاطر کاریزمای امام (ره) پیروز شد و بدون ایشان، انقلاب زمین میماند باطل شود. خدا با این ابتلا ما را شایسته دید.
از ۱۳۶۸تا ۱۳۷۸؟
دوره ابتلای ۱۰ ساله دیگری را از سر گذراندیم. دوران سختیهای پس از جنگ که مردم از لحاظ روحیات ارزشی آمادگی داشتند تا قدس پیش بتازند. گرچه ممکن بود باز هم از برخی بزرگان کوتاهی ببینند. در آن دوران به اصطلاح سازندگی، ارزشها کمرنگ شد. تنها ارزشی که بهصورت نمادین به حزباللهیها و مردم امید میداد همان چفیهای بود که بر دوش رهبری دیده میشد که نشان میداد هنوز انقلاب زنده است و حزباللهیها نیز با آن امید آن فضای صبر و سکوت را تاب آوردند. سال ۷۸ با فتنه کوی دانشگاه که در ۱۸ تیر آغاز شد و با راهپیمایی ۲۳ تیر و حضور مردم آن فتنه به پایان رسید. درواقع حضور مردمی بیشک کلید حل فتنههاست.
آزمون بعدی انگار دورانی خوشایند بود؟
از آن دوران به ظاهر گشایشها آغاز شد. از شورای شهر و مجلس تا ریاستجمهوری و واقعا مردم انقلابی تصور میکردند از دوران سختیها دیگر گذشتهایم. در اوج این خوشی سال ۸۸ دوره دوم انتخابات ریاستجمهوری باز فتنه سنگینی آغاز شد که هشت ماه به درازا کشید اما با عاشورا و حضور مردم جمع شد.
به نظر میرسد که در این سه دهه مردم نشان دادند پای ولایت ایستادهاند.
از این پس دشمن انگار بهشدت بههم ریخت؛ دیگر برنامههای طولانی و مدتدار طراحی نکرد و به برنامههای سستتری با سرعت بالاتر روی آورد. سال ۱۴۰۱ فتنه سنگینی طراحی کرد اما برای ما به نحو مثبتی به پایان رسید؛ زیرا همچنان موضوع ولایت در میان ما قویتر و انسجام مردم بیشتر شد.
اوج آن را در دفاعمقدس ۱۲ روزه دیدیم با پیروزی ما و انسجام بسیار بالای ملت.
پیروزی ایرانیان و همگرایی جهان با ما نتیجه جنگ ۱۲ روزه بود اما در شش ماه بعد شاهد فتنه اغتشاشات هستیم که درواقع ادامه همان فتنه و آزمون دفاعمقدس ۱۲ روزه است. به عبارتی فاز جنگ و دفاعمقدس ما فقط تغییر کرده است.
اینکه یک گروهی متأسفانه تشخیص ندهند این ادامه جنگ و ماجراست یعنی چه؟
انسان را به یاد صدر اسلام میاندازد که از جریان غدیر فقط دو ماه گذشت که ماجرای سقیفه پیش آمد. همیشه در اینباره میاندیشیدم چگونه حوزه افکار عمومی با چنان سرعتی دچارفراموشی میشودکه الان به روشنی شاهدچنان رخدادی هستیم. واقعیت این است که به مردم، فراموشی دست نداد. این یک ابتلای روشن وسنگین جنگی ونظامی بود که هیچ ربطی به مردم نداشته وندارد.فتنه اغتشاشات نه به مردم معترض نه حتی مردم مخالف نظام مقدس ماهیچ ارتباطی ندارد. این جریانی مانند داعش بودکه درطراحی دشمن برایش زمان منظورنشده بود. برای هر کدام از فتنهها به طراحی۱۰ ساله میپرداختند.
تحلیل شما از اغتشاشات چیست؟
نشانگر آن است که دشمنان واقعا مردم ما را نشناختند. در جریان فتنه۱۴۰۱ حضرت آقا فرمودند طراحی اینها بسیار دقیق بود ولی نقطه ضعفشان در طراحی همین بود که شناخت واقعی از مردم ما نداشتند. درجریان دفاعمقدس شش ماه پیش نیز همین نکته بارز است که مردم ما را نشناخته بودند و روی چند مزدور، وطنفروش و...حساب باز کرده بودند که هرکدام بخشی از مردم را به صحنه خواهند آورد. هرچقدر این جریانهای پیش میرود میبینیم مردم ما همنواتر میشوند و انسجام ملی بهشدت افزایش مییابد و مردم با این فتنهگران همسو وهمصدا نمیشوند. این آتش جدید اصلا به آتشافروزان نشان نمیدادکه درظرف چندروز به یک راهپیمایی سراسری ضداغتشاشات بدلمیشود.آنهم پس ازحضورخودجوش شبانهروزی مردم در گردهماییهایی بر ضد اغتشاشگران و بهویژه مجازاتشان. یعنی مردم پیش از فراخوان، کار خودشان را کردهاند که شکر خدا نشان میدهد نیروهای الهی در این روند ابتلائات به رشد دادن ما پرداخته و میپردازند وماداریم شایسته همان عنوانی میشویم که درطول تاریخ آرمان همه پیامبران بوده است.یعنی قوم برگزیده تمدنساز که آخرالزمان را رقم میزند.