در دهه ۱۳۷۰ و اوایل ۱۳۸۰، ارزش صادرات سالانه فرش دستباف ایران به بیش از دو میلیارد دلار میرسید و ایران با سهم بیش از ۳۰ درصد از بازار جهانی، برترین صادرکننده بود. این کالا نهتنها منبع درآمد ارزی بود بلکه نماد هویت فرهنگی ایران در جهان بهشمار میآمد و مستقیما برای میلیونها نفر اشتغال ایجاد میکرد اما در دهههای اخیر، وضعیت صادرات فرش دستباف ایران دچار تحولات منفی چشمگیری شده است. براساس آمار رسمی گمرک ایران، در سال ۱۴۰۳ ارزش صادرات فرش دستباف و گبه به حدود ۴۱.۷میلیون دلار رسید که نسبت به سال قبل تنها ۳ درصد رشد داشت. این رقم در هفت ماه نخست سال ۱۴۰۴به ۲۳.۵میلیون دلار محدود شد و پیشبینیها حاکی از آن است که کل صادرات سال ۱۴۰۴ از مرز ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار فراتر نرود. این اعداد در مقایسه با اوج تاریخی، نشاندهنده کاهش بیش از ۹۵ درصدی است و ایران جایگاه نخست خود را به کشورهایی مانند هند (با سهم حدود ۳۱ درصد)، مصر و چین واگذار کرده است.
عوامل اصلی این افول متعدد و ترکیبی هستند. مهمترین عامل خارجی، تحریمهای بینالمللی است. آمریکا که پیش از تحریمها بیش از ۲۵ تا ۷۰ درصد بازار فرش ایرانی را جذب میکرد، از سال ۲۰۱۸ واردات مستقیم را ممنوع کرد و این بازار بزرگ را از ایران گرفت. رقبایی مانند هند و پاکستان با استفاده از طرحهای مشابه ایرانی اما با قیمت پایینتر، جای خالی ایران را پر کردند. همچنین، مشکلات بانکی، انتقال ارز و افزایش هزینههای حملونقل ناشی از تحریمها، صادرکنندگان را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. عوامل داخلی نیز نقش پررنگی دارند. پیمانسپاری ارزی و مقررات سختگیرانه بازگشت ارز صادراتی، انگیزه صادرکنندگان رسمی را کاهش داد و به خروج بسیاری از فعالان از بازار منجر شد. افزایش هزینههای تولید به دلیل تورم، نوسانات ارزی و کمبود مواد اولیه، قیمت تمامشده را بالا برد و رقابتپذیری را کم کرد. علاوهبر این، ضعف در بازاریابی جهانی، عدم تبلیغات کافی و عدم تطبیق طرحها با سلیقه مدرن بازارهای هدف، باعث شد تقاضا کاهش یابد. رکود جهانی مصرف فرش دستباف و رقابت با کفپوشهای ماشینی و ارزان نیز بر این وضعیت افزوده است.
