مرد جوانی که به انگیزه سرقت ، مرد سالخورده ای را در یکی از محله های کرج به قتل رسانده بود و با وعده های دروغین به یک زندانی قصد داشت راز قاتل بودن خود را پنهان کند
کد خبر: ۱۵۲۷۹۹
، با هوشیاری ماموران اداره علمیات ویژه استان تهران ناکام ماند.
ساعت 15.45 هفتم آذرماه سال گذشته مردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 کرج تماس گرفت و از به قتل رسیدن عمویش به نام عزیزح (72 ساله) در منزلی واقع گوهردشت اطلاع داد.به دنبال این تماس ماموران کلانتری 15 رجایی شهر کرج همراه بازپرس احمدی کشیک ویژه قتل به محل حادثه اعزام و جسد مرد مقتول به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات از اهالی محل حادثه و اقوام مقتول آغاز شد. خواهر مقتول در اظهاراتش به پلیس گفت: همسر و فرزندان برادرم (مقتول) مقیم هلند هستند و وی که کارمند بازنشسته بود، به تنهایی در منزلش زندگی می کرد. من دائم برای دیدن وی به منزلش می رفتم و با او در تماس بودم. از 2 هفته قبل چند مرتبه به منزلش تلفن کردم ، اما جوابی نداد تا این که پسرش از هلند با من تماس گرفت و سراغ پدرش را گرفت. به دنبال این تماس ، دلم برای برادرم شور زد و همراه یکی از برادرزاده هایم که در تهران بود، به منزل وی در کرج مراجعه کردیم. وقتی در را باز نکرد، به ماجرا مشکوک شدیم و سراغ وی را از همسایه ها گرفتیم که آنها اظهار بی اطلاعی کردند. بنابراین ، برادرزاده ام قفل در ورودی منزل وی را شکست و وارد آنجا شدیم و متاسفانه با جسد برادرم که روی مبل افتاده و وسایل منزل بهم ریخته بود، مواجه شدیم.
ردپای یک آشنا در قتل
به این ترتیب ، ماموران جنایی اداره آگاهی استان تهران ، تحقیقات گسترده ای را برای یافتن قاتل یا قاتلان آغاز کردند تا این که پی بردند، مقتول در آخرین مرتبه با یکی از آشنایانش تلفنی مکالمه داشته است. با به دست آمدن این اطلاعات ، فرد آشنا برای ادامه تحقیقات در اختیار مرکز پلیس قرار گرفت و منکر هرگونه جرمی شد. به این ترتیب ماموران در ادامه تحقیقات خود پی بردند که مردی به نام مسعود که مکانیک است ، چند مرتبه با مقتول درگیری داشته و حتی پس از مشاجره با وی ، او را با چاقو مجروح و تهدید به قتل کرده است ، با به دست آمدن این سرنخ ، مسعود به عنوان مظنون در قتل تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد.
اظهارات دروغین مرد قاچاقچی راز گشود
با انتقال وی به مرکز پلیس او مورد بازجویی قرار گرفت و منکر هرگونه دخالت در مرگ مرد سالخورده کرجی شد و با قرار قانونی بازداشت و روانه زندان شد. چند روز پس از بازداشت این مرد، مرد زندانی ای به نام محمد که از اعضای باند فروشندگان شیشه بود، وقتی برای تحقیقات پرونده اش به مرکز پلیس منتقل شده بود، ادعا کرد که قاتل مرد سالخورده را می شناسد و نام چند مرد را در اختیار ماموران قرار داد، بنابراین ماموران تحقیقات خود را روی این چند مرد متمرکز کردند و پی بردند که آنها هیچ گونه دخالتی در مرگ مقتول نداشته اند و مرد زندانی دروغ می گوید. بنابراین ماموران اداره عملیات ویژه استان تهران به تحقیق مجدد از مرد زندانی پرداختند که وی اعتراف کرد مسعود مظنون به قتل مرد سالخورده او را به بهانه پرداخت پول ، مواد مخدر و آزادی زودهنگام فریب داده است تا مسیر تحقیقات پلیسی را تغییر دهد. با فاش شدن راز پنهان مرد متهم ، وی 2 روز پیش برای ادامه تحقیقات از زندان به اداره عملیات ویژه استان تهران انتقال یافت و مورد بازجویی قرار گرفت. متهم به قتل وقتی راز خود را فاش شده دید، سکوت 11 ماهه خود را شکست و به قتل مرد سالخورده اعتراف کرد و گفت: با مراجعه به منزل مقتول از او خواستم مبلغ 2 میلیون تومان برای تعمیر تریلی ام به من قرض دهد که شروع به جر و بحث با من کرد که با هم درگیر شدیم و ناخواسته او را هل دادم که روی مبل افتاد و بعد کراواتش را به دور گردنش انداختم و کشیدم که خفه شد و من هم از ترس بی آن که چیزی سرقت کنم ، متواری شدم و با فریب یک زندانی قصد داشتم راز خود را پنهان کنم که ناکام ماندم.