به این ترتیب ، ماموران جنایی اداره آگاهی استان تهران ، تحقیقات گسترده ای را برای یافتن قاتل یا قاتلان آغاز کردند تا این که پی بردند، مقتول در آخرین مرتبه با یکی از آشنایانش تلفنی مکالمه داشته است. با به دست آمدن این اطلاعات ، فرد آشنا برای ادامه تحقیقات در اختیار مرکز پلیس قرار گرفت و منکر هرگونه جرمی شد.
به این ترتیب ماموران در ادامه تحقیقات خود پی بردند که مردی به نام مسعود که مکانیک است ، چند مرتبه با مقتول درگیری داشته و حتی پس از مشاجره با وی ، او را با چاقو مجروح و تهدید به قتل کرده است ، با به دست آمدن این سرنخ ، مسعود به عنوان مظنون در قتل تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد.
اظهارات دروغین مرد قاچاقچی راز گشود
با انتقال وی به مرکز پلیس او مورد بازجویی قرار گرفت و منکر هرگونه دخالت در مرگ مرد سالخورده کرجی شد و با قرار قانونی بازداشت و روانه زندان شد. چند روز پس از بازداشت این مرد، مرد زندانی ای به نام محمد که از اعضای باند فروشندگان شیشه بود، وقتی برای تحقیقات پرونده اش به مرکز پلیس منتقل شده بود، ادعا کرد که قاتل مرد سالخورده را می شناسد و نام چند مرد را در اختیار ماموران قرار داد، بنابراین ماموران تحقیقات خود را روی این چند مرد متمرکز کردند و پی بردند که آنها هیچ گونه دخالتی در مرگ مقتول نداشته اند و مرد زندانی دروغ می گوید. بنابراین ماموران اداره عملیات ویژه استان تهران به تحقیق مجدد از مرد زندانی پرداختند که وی اعتراف کرد مسعود مظنون به قتل مرد سالخورده او را به بهانه پرداخت پول ، مواد مخدر و آزادی زودهنگام فریب داده است تا مسیر تحقیقات پلیسی را تغییر دهد.
با فاش شدن راز پنهان مرد متهم ، وی 2 روز پیش برای ادامه تحقیقات از زندان به اداره عملیات ویژه استان تهران انتقال یافت و مورد بازجویی قرار گرفت. متهم به قتل وقتی راز خود را فاش شده دید، سکوت 11 ماهه خود را شکست و به قتل مرد سالخورده اعتراف کرد و گفت: با مراجعه به منزل مقتول از او خواستم مبلغ 2 میلیون تومان برای تعمیر تریلی ام به من قرض دهد که شروع به جر و بحث با من کرد که با هم درگیر شدیم و ناخواسته او را هل دادم که روی مبل افتاد و بعد کراواتش را به دور گردنش انداختم و کشیدم که خفه شد و من هم از ترس بی آن که چیزی سرقت کنم ، متواری شدم و با فریب یک زندانی قصد داشتم راز خود را پنهان کنم که ناکام ماندم.