مسندهای عطاردی ، جامع ترین مسانید احادیث اهل بیت ع

استاد عزیزالله عطاردی با بیش از نیم قرن تلاش خستگی ناپذیر علمی ، در جهت اعتلای فرهنگ تشیع در ایران ، کارنامه ای درخشان در عرصه پژوهش ، تالیف ، تصحیح و ترجمه دارد
کد خبر: ۱۵۱۶۳۴
استاد عزیزالله عطاردی با بیش از نیم قرن تلاش خستگی ناپذیر علمی ، در جهت اعتلای فرهنگ تشیع در ایران ، کارنامه ای درخشان در عرصه پژوهش ، تالیف ، تصحیح و ترجمه داردو با بیش از 50 عنوان اثر در یکصد مجلد، از نوادر روزگار به شمار می رود.
فعالیت ایشان در حوزه حدیث مرتبط با قرآن است که در واقع استخراج روایات تفسیری اهل بیت در کتاب مسانید است . کارهایی که ایشان در این مسند و دیگر مسانید انجام داده اند ، در حوزه تصحیح احادیث قرآنی است. استاد عطاردی در اصل یک مورخ و شخصیت نگار است و در کتاب تاریخ رجال خراسان و دیگر کتب تاریخی که به مناسبت های مختلف نوشته اند؛ مثل تاریخ آستان قدس ، تاریخ مشهد رضوی و... با رویکرد تاریخ دین به نگارش پرداخته و شخصیت های رجال دینی را معرفی کرده است.
آنچه در پی می آید گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین محمدکاظم رحمان ستایش درباره اهمیت تحقیقات و آثار استاد عطاردی است.


دیدگاه شما درباره تجلیل از شخصیت های علمی چیست؛
مطالب بنده درباره بزرگداشت شخصیت ها در چند نکته است : نکته نخست این که روحیه تقدیر و تجلیل از شخصیت های علمی در جامعه ما، بسیار خوب است و باید ادامه پیدا کند؛ چراکه بزرگداشت عالم ، بزرگداشت علم و دانش است اما مطلب قابل توجه درباره ارزیابی شخصیت ها، این است نمراتی که به اشخاص و کارهایشان داده می شود، فقط نمره صفر یا 20نیست بلکه نمرات دیگری هم هست. اگر بنای ما بر این باشد که هر شخصیتی صفر یا بیست باشد، قطعا این رویکرد، ظالمانه است . بسیاری از خوبی های افرادی که به آنها صفر داده ایم ، نادیده گرفته شده و بسیاری از بدی های افرادی که به آنها 20داده ایم را نیز نادیده می گیریم و در هر دو صورت این برخورد ظالمانه است . هر کس براساس ظرفیت وجودی و علمی اش و در حد خدماتش ، فعالیت هایی انجام داده و در حد خدماتش باید ارج گذاشته و تقدیر شود. این روایت شریف «اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیئ» معنایش همین است که هر کسی جایگاه وجودی خودش را دارد و هیچ کس دیگر جایگزین او نیست . هر عالم جدیدی ، جای خودش است نه جای عالمان دیگر. این روایت هم معنایش این است که خللی در اسلام به وجود می آید که قابل پرشدن نیست ؛ لذا در تکریم ها و تجلیل ها جهت دهی باید بررسی شود و در این برنامه ها آنچه باید به نسل جوان خودمان منتقل کنیم ، این است که این مطالب بتواند انگیزه ها و رهنمون هایی برای آنها باشد. بارها دیده ام جوانان وقتی شرح حال زندگی انسان موفقی را می خوانند، به صورت جدی تحت تاثیر قرار می گیرند و نسبت به خودشان و اتلاف وقت شان ، پشیمان می شوند که از این جهت بسیار متناسب است . نکته دیگر این است که علم ، مرز و جنس و قومیت ندارد، هرگاه از بزرگی تکریم شود، تکریم معلمی برای بشریت است ، نه صرفا تکریم اسلام و مسلمین . کسانی که در تاریخ و جغرافیای کشورهای اسلامی کار کرده اند، اگرچه مسلمان نبوده اند، اما خدماتشان از حیث معلم بودن باید تکریم و تقدیر شود. همه آموزگاران بشریت نیز باید همانند معلمان آموزش و پرورش مورد تقدیر قرار گیرند. امروزه بسیاری از نهادهای جهانی ، بدون در نظر گرفتن این نکته که شخص دارای چه ملیت ، قومیت مذهب و... است ، نگاه انسانی به شخص و فعالیت هایش می کنند و او را تکریم می کنند. ما هم می توانیم چنین نگرشی داشته باشیم.

مسندنویسی چیست و چگونه امکان پذیر است؛
مسندنویسی ، بین مسلمانان است . در نگارش حدیث ، 2شیوه مورد استفاده قرار گرفت که از لحاظ زمانی ، به این ترتیب ظهور کرد؛ شیوه نخست این بود که احادیث بدون در نظر گرفتن موضوع و محتوا بررسی می شد یعنی با در کنار هم قرار دادن احادیثی که یک نفر نقل کرده است ، آن را دسته بندی و نگارش کرده اند که به این شیوه مسندنویسی می گفته اند. در این شیوه ملاک قرار گرفتن روایات ، راوی آن روایت است نه محتوای آن . براساس معنای اولیه ، اصطلاح مسند این است که به مجموعه روایاتی که همراه با سند از پیامبر نقل می شود، مسند گفته می شود. کتابهای جامعی که در حوزه سند نوشته می شد، روایات مختلف راویان متعدد را کنار هم قرار داد و کتابهای جامعی به عنوان مسند ارائه کرد. این شیوه ، اولین شیوه تالیفی در تدوین حدیث در حوزه حدیثی است . به این ترتیب که بسیاری از نویسندگان کتب حدیث ، روایات یک راوی را جمع کرده ، گاه این روایات به عنوان یک جز حدیثی شناخته می شد. جزئ حدیثی به مجموعه احادیثی که فقط در یک موضوع یا از یک راوی نقل می کنند، گفته می شود. در عصر اول تدوین حدیث در دوره عمر بن عبدالعزیز، با کنار هم قرار گرفتن این اجزا ، کتابهای مسند تشکیل شد. این مسندها با وجود پیشرفت در جهت تدوین حدیث ، دارای مشکلی اساسی بود و آن این که کسانی که به دنبال یک حدیث ، در موضوع خاص بودند، باید هر حدیثی را جستجو می کردند. طریق یافتن حدیث در کتابهای مسند در مرحله اول شناخت راوی بود و در مرحله بعد، جستجو در مسند آن راوی بود که این شیوه نیز مشکل بود؛ مثلا اگر برای یک موضوع خاص 10روایت از 10راوی موجود بود، باید برای هر روایت در یک کتاب جستجو می کرد؛ لذا در عصر بعد از مسندنگاری های جدی این تبویب و تنظیم موضوعی کتب حدیث هم متداول شد تا آنجا که منابع حدیثی مهم بین شیعه و اهل سنت ، براساس تبویب موضوعی تدوین شده است . برخی از مسانید بین مسندنویسی و موضوع نگاری جمع کرده اند که قدیمی ترین مسندی که به این سبک نوشته شده ، مسند «بقی بن مخلد» است . این کتاب هم مسند است و هم تبویب موضوعی را حفظ کرده است . این کتاب بزرگترین کتاب مسند با ویژگی های خاص خودش بوده که از دست رفته ، اما مطالب آن موجود است . نکته قابل توجه این است که هم در میان شیعه و هم اهل سنت ، به لحاظ تاریخی اول مسندنگاری و بعد موضوع نویسی متداول شده است ، اگر چه نام آن متفاوت است . در شیعه ، به آن جزئها اصل می گفتند و به مجموعه ای از این اصول ، کتاب گفته می شد و کتاب به مطالبی که به صورت موضوعی و منظم و مبوب می شد، می گفتند. در عصر پس از ائمه ، این کتابها کنار هم قرار گرفت و جوامع حدیثی نوشته شد؛ لذا وقتی به جوامع حدیثی مثل «کافی» مراجعه می کنید، ابواب آنها را تحت عنوان «کتاب» می بینید مانند کتاب العقل و الجهل ، کتاب العلم و کتاب التوحید. البته کتاب هم بین شیعه و هم اهل سنت متداول بوده است.

ما در دوره ای ، از مسندنویسی به موضوع نگاری روی آوردیم و سوال این است که چرا بعد از چند قرن ، دوباره به مسندنویسی بازگشته ایم و چه فایده ای دارد و آیا این کار عقب گرد نیست؛
در پاسخ ، باید این نکته را متذکر شوم ، اگرچه مسندها به لحاظ کاربرد عمومی دارای مشکلاتی هستند ولی به لحاظ علمی ، فوایدی نیز دارد. موارد متعددی از کاربردهای علمی مسندنویسی در عصر حاضر را در مقاله ای به نام «نیم نگاهی به مسانید اهل بیت» در یادنامه استاد عطاردی نوشته ام.

فواید مسندنویسی چیست؛
فایده اول این که ما در حوزه مطالعه اندیشه های مطرح در عصر هر یک از ائمه ، نیازمند مطالعه هستیم یعنی باید توجه داشته باشیم که امام علی (ع) در چه شرایطی این مطالب را درباره توحید یا عجایب خلقت طاووس گفته است . بخش عمده این مطالب را با مطالعه زمان ، شرایط اندیشه و فرهنگ آن زمان می تواند پاسخ دهد، شناخت این فرهنگ ، در صورتی که ما به صورت جامع ، کلمات یک امام را در اختیار داشته باشیم ، بسیار راحت تر و مناسب تر است ؛ مثلا وقتی می بینید اشخاص متعددی مساله ای را درباره یک موضوع از امامی پرسیده اند ولی از امام قبلی و بعدی آن نپرسیده اند، مثلا درباره جبر و تفویض در کلمات ائمه اول کسی را که در این زمینه بصراحت پرسیده و پاسخ گرفته باشد، نداریم اما در دوره ای خاص در زمان امام هادی ، خود حضرت رساله ای درباره جبر و تفویض می نویسد این مساله وابسته به شناخت فرهنگی و اندیشه های مطرح در عصر هر یک از ائمه است . شرایط سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در شناخت مفهوم روایات موثر است ؛ لذا مسندها می تواند ابزاری جدی در مطالعه ، اندیشه ها و دیدگاه های مطرح آن زمان ایجاد کند. به عنوان نمونه به مناسبت انتشار مسند امام علی (ع) مطلبی را که شاید تعجب آور هم باشد، عرض کنم و آن هم سوالی است که از امام علی (ع) کرده اند که آیا کدو ذبح می شود یا نه؛ این سوال برای ما مضحک و خنده آور است ، ولی وقتی مطالعه می کنید می بینید که عمروعاص در یکی از اقداماتش به معاویه می گوید: این مردم شام بسیار جاهلند و همه چیز را باور می کنند و برای امتحان کردن آنها به آنها گفت «الکدو یذبح». بعد از این ماجرا، مردی در کوفه خدمت امام علی (ع) آمد و پرسید: آیا کدو ذبح می شود و حضرت پاسخ دادند: خیر و در آنجا مطلب طولانی را در این زمینه فرمودند. فایده دوم این است که در اسناد و روایات منقول از ائمه ، راویانی هستند که به عنوان اصحاب روایت امام شناخته می شود. امروز با توجه به مسندهای موجود می توانیم رجال جدیدی را که دارای روایت و از اصحاب امام هستند، بنویسیم و نه تعدادی اسامی که معلوم نیست اینها کجا هستند، روایت دارند و یا نه و چه وضعیت رجالی دارند. مرحوم شیخ طوسی در کتاب رجالش اسامی راویان هر امام را آورده است اما امروز با جستجو متوجه می شویم که برخی از این افراد روایتی در کتب روایی ما ندارند. از سوی دیگر، نام همه راویانی که روایتی را نقل کرده اند در کتب رجال نیامده است به معنای دیگر، آنچه ما به عنوان کتب رجالی داریم ، به صورت کامل منطبق با راویان موجود در روایات نیست . با تالیف مسندها کسانی که واقعا راوی هستند، مشخص می شوند پس فایده دوم این است که ما با این کار رجالی کارآمد داریم و فوایدی را که از آن نیاز داریم ، به ما می رساند و نه اسامی بی مناسبت . فایده سوم مسندنگاری این است که ما وقتی زندگی ائمه و خصوصیات هر امام را مطالعه می کنیم ، متوجه می شویم که بخشی اطلاعات تاریخی در کتب تاریخی آمده است . ولی نکته مورد توجه این است که زاویه دید امام را ببینیم . ما معتقدیم که «ائمه کلهم نور واحد» هستند و یک نورند اما این نور تجلیات متعدد دارد و این نور در امام علی (ع)، امام حسین (ع)، امام صادق (ع) و هر کدام از ائمه به نحوی تجلی کرده است . با شناخت این تجلیات ، متوجه خصوصیاتی که در عملکرد هر امام وجود دارد، می شویم که با یکدیگر متفاوت هستند و در واقع می توانیم امام شناسی کنیم و زاویه عملکرد هر امامی را به طور منسجم پیدا کنیم . دلیل وجود شبهات درباره عملکرد هر یک از ائمه این است که تصور می کنیم روایاتی که از ائمه شنیده ایم مانند یکدیگرند و جزئیات و ویژگی های مطالب را در نظر نگرفته ایم اما اگر عملکرد هر امام را تشریح کنیم ، بسیاری از شبهات قابل رفع و حل است ؛ مثلا در زمان امام صادق (ع) شخصی به امام اعتراض کرد که چرا علیه ظلم قیام نمی کنید؛ امام با توجه به گوسفندانی که در آن نزدیکی بودند، پاسخ دادند که اگر من به تعداد این گوسفندان یاور داشتم ، قیام می کردم . وقتی گوسفندها را شمارش کردند متوجه شدند که 17 گوسفند است یعنی حضرت می خواستند بگویند که اگر 17 تا یار وفادار داشتم ، قیام می کردم . دلیل بسیاری از عملکردهای امام صادق (ع) را متوجه می شویم که به عنوان مثال چرا امام صادق (ع) ، قیام نکرد و حتی با حکومت نیز ارتباط داشته است و منصور امام را فرا می خوانده و با ایشان صحبت می کرده است؛ یا این نکته که چرا امام صادق (ع) ، نام منصور دوانیقی را در فهرست اوصیائشان ، به عنوان یک وصی می آورد؛ با مطالعه جامع روایات امام صادق (ع ) متوجه می شویم که امام صادق (ع) خواستند با این روش تقیه کرده و وصی واقعی خودشان را مخفی کنند تا جان سالم به در ببرند. ایشان به شکلی در حکومت جنبش می کردند که همه می دانستند منصور عباسی وصی واقعی حضرت نیست اما لابه لای این جمع ، اسم او را هم آوردند تا این چنین قلمداد نشود که این فهرست اوصیا ، فهرست کسانی است که سرکردگان فکر تشیع در آن عصرند و در واقع این بود که حضرت اگر این تمهید را نمی کردند، انگار فهرست یاران واقعی خود را در اختیار حکومت قرار داده اند و این کار خلاف احتیاط بود و این از فواید مسندنگاری است.

مسندهایی که از سوی استاد عطاردی تالیف شده ، مشتمل بر چند بخش است و از چه ویژگی ها و امتیازاتی برخوردار است؛
نکته دیگر در مسندنگاری این است که در زمان قدیم حدیث مسند ، حدیثی را می گفتند که با سند از پیامبر (ص) نقل شود. اما بعدها درایه نگاران اهل سنت و شیعه از حدیث مسند تعریف دیگری را ارائه کردند و مسندنگاران به حدیثی مسند می گفتند که سندش متصل بود حتی اگر این اتصال به صحابی می رسید و این مطلب در مسند احمد بن حنبل که از مسندهای مهم است وجود دارد و در واقع نوعی عدول از تعریف آن است.

فرهنگ نامه موضوعی اندیشه های استاد عطاردی به زودی منتشر می شود


«فرهنگ نامه موضوعی اندیشه های استاد عطاردی» سومین جلد از مجموعه آثار همایش گرامیداشت استاد عزیزالله عطاردی بزودی چاپ و منتشر می شود.

در ماه ذیقعده سال گذشته همایشی جهت تکریم از آثار و شخصیت استاد عطاردی در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) برگزار شد و در آن مراسم دو جلد کتاب ، مشتمل بر خلاصه مقالات ، مصاحبه ها و شرح حال استاد عطاردی به ایشان و شرکت کنندگان این همایش اهدا شد که کتاب مذکور جلد سوم این مجموعه به نام «فرهنگ نامه موضوعی اندیشه های استاد عطاردی» و مشتمل بر تمام صحبت های ناگفته در آن همایش است و جهت ویراستاری در اختیار پژوهشگران حوزه قرار دارد و به زودی چاپ و منتشر خواهد شد.
این مجموعه کار جمعی از فضلای نوآور حوزه و دانشگاه و قاموسی برای آثار استاد عطاردی است که هدف از تالیف آن عرضه دیدگاه های علمی ، نگاه های ظریف ، گزارش ها و نوشته های ایشان در یک جلد است تا نسل کنونی و نسل های آتی مسلمان و شیعه با ایشان بهتر و بیشتر آشنا شوند و پژوهشگران کنونی بتوانند به سهولت نیازهای خود را پاسخ گیرند.
وی درباره شیوه گردآوری مطالب این اثر گفت : ابتدا تمامی آثار، مصاحبه ها و حتی مقالات کوتاه ایشان مطالعه شده است سپس موضوعات مهم و کلیدی از لابه لای آثار ایشان استخراج شده و ذیل کلیدواژه هایی به روش مضبوط نظام مند شده است.
فرهنگ نامه نویسی موضوعی در کشور کاری نو، ابتکاری ، آکادمیک و دانشگاهی است که در عرصه پژوهش های دینی راه یافته است.
این جلد با نگرش موضوعی و با دسته بندی دقیق علمی به صورت دایره المعارف تدوین شده است و می توان از طریق آن به راحتی به مطالب مورد نیاز دست یافت و نکته قابل توجه این است که در گذشته از این نوع کار در کشور تنها یکی دو بار انجام شده است.

در واقع مسند را به حدیث متصل نازل داده اند و تفاوت این دو این است که مسند احادیثی است که با سند متصل از پیامبر (ص) نقل شود اما حدیث متصل آن است که در سند اتصال داشته باشد و فرقی نمی کند که از چه کسی نقل شده باشد. اما با وجود این توسعه در نگرش ، ذکر احادیثی درباره آن فردی که مسند وی را می نویسیم ، جزئی از مسند نیست . در مسندهای آقای عطاردی این مطلب وجود دارد که ادعایی درباره صحت روایات نشده است اما نوعی گزینش در کار ایشان دیده می شود و مواردی را که به وضوح غیر واقعی بودن آن معلوم است ، نیاورده است .در مسندهایی که ایشان تالیف کرده اند ، 3 خش وجود دارد: بخش اول آنچه که مربوط به تاریخ امام و ویژگی های آن امام است ، بخش دوم روایاتی که آن امام فرموده اند، بخش سوم رجالی که به عنوان اصحاب ائمه آن روایات را نقل کرده اند. بخش اول روایاتی درباره امامت ، خصوصیات و ویژگی های آن امام است که به صورت مستقیم جزو مسند نیست ، ولی مطالبی است که از کتب تاریخ و حدیث درباره حضرت نقل شده است ؛ به عنوان مثال در مسند امام رضا (ع) شاید روایاتی را از پیامبر (ص) درباره امام رضا ببینید یا از سایر ائمه درباره امام بعدی ، آنجا که می خواهند تصریح به امامت امام بعدی کنند و آقای عطاردی این روایات را در مسندی آورده که درباره آن امام صحبت می کند و اگر امام صادق (ع) درباره امام کاظم (ع) مطلبی را گفته اند این باید در مسند امام صادق (ع) باشد، اما ایشان به تناسب این که هم شخصیت و هم روایات و هم راویان هر امام را در هر یک از مسندها جمع کند، این کار را انجام داده است که این سه بخش را تنظیم کند. امتیاز دیگر مسانید ایشان ، توسعه ایشان در نقل از کتابهای تاریخ است ، در حالی که کتابهای تاریخ به صورت رسمی به عنوان منبع مسند شناخته نمی شود و نمی توانیم آنها را در این مجموعه بگنجانیم اما به تناسب آورده شده است . مسند به اصطلاح رسمی ، فقط بخش دوم کتاب ایشان است که روایاتی است که از آن امام نقل شده است . نکته دیگر در رابطه با اعتبار روایات مسندهاست که در مسندها، صحت روایات شرط نشده است یعنی ؛ مسندنگار در هیچ جا جز در موارد خاص متعهد نیست که روایات را ارزیابی کرده و بعد آن روایات را نقل کند. در مسندهای آقای عطاردی این مطلب وجود دارد که ادعایی درباره صحت روایات نشده است و لکن نوعی گزینش در کار ایشان دیده می شود و مواردی را که به وضوح غیر واقعی بودن آن معلوم است ، نیاورده است و مطالبی را که احتمال صدق آنها وجود دارد در کتابهایش نقل می کند. در خصوص مسند امام علی (ع) نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که ما نوعی از مسند را در اختیار داریم که وسیع تر از مسند است و تعریف مسند بر آن صادق نیست و بیشتر به نهج البلاغه شباهت دارد. نهج البلاغه ای که امروزه در اختیار داریم در واقع جمع آوری منتخبی از روایات امام علی (ع) است که از نظر بلاغت در درجه بالایی بوده و از سوی سیدرضی گردآوری شده است . همیشه این بحث مطرح بوده است که متن اصلی این خطبه ها، نامه ها و حکمت ها به صورت کامل در کجا قرار دارد. این بحث از سالیان دور مورد توجه قرار گرفته است حتی یکی از محققان معاصر آقای سید صادق موسوی ، کتابی به نام «تمام نهج البلاغه» تالیف کرده است و متن هایی را که از داخل آنها گزینش کرده به صورت کامل آورده است. مرحوم «عبدالزهرا الحسینی الخطیب» نیز کتاب «مصادر نهج البلاغه» را نوشته است . آقای عطاردی در مسند به صورت پراکنده این کار را انجام داده است ، یعنی تمامی کلماتی که به صورت خطبه ، نامه یا کلمه قصار از حضرت نقل می شده را جمع آوری کرده و هنگام این جمع آوری متن کامل را آورده است بنابراین در دل مسند امام علی (ع) ، مستدرک نهج البلاغه وجود دارد که از نظر محتوا در اینجا نقل شده است. ناگفته نماند که شیخ «محمدباقر محمودی» با زحمت فراوان ، کتاب «مستدرک نهج البلاغه» را نوشته اند و آقای عطاردی در ضمن آوردن مطالب این کتاب ، مطالب جدیدی را هم یافته و به این محتوا افزوده است.

مشکلات مسندنویسی چیست؛
مسندنویسی شاید ابتدا کاری ساده به نظر بیاید ولی مشکلات زیادی دارد، یکی از مشکلات برای مسندنویس این است که کتابها و منابع متعددی را باید تفحص کند برخی از مسندها کم حجمند. آقای عطاردی تقریبا 80 منبع دارد، منظورم از آوردن عدد این است که برخی از عناوین دارای مجلدات زیاد است . این منابع درباره مسند امام علی (ع) بیشتر هم می شود. با وجود این که ایشان اکنون هنوز کتابنامه مسند امام علی (ع) را چاپ نکرده اند قطعا پس از چاپ ، چند برابر خواهد شد. به این دلیل که از حضرت علی (ع) روایات فراوانی از شیعه و اهل سنت نقل شده است و مقدار زیادی از این روایات در منابع اهل سنت پراکنده است اما از برخی ائمه در منابع اهل سنت روایتی نقل نشده است . علی القاعده تتبع موردی و صفحه به صفحه روایات یک امام و پس از آن استخراج موارد تکراری یعنی روایاتی که با سندهای مختلف از یک امام نقل شده است و ذکر مصدر اول و رها کردن بقیه مصادر، از مشکلات است . به بیان دیگر در تالیف هر یک از مسانید اگر 80 مصدر را در هزار صفحه با توجه به تعداد صفحه ضرب کنیم باید 80هزار صفحه را مورد تفحص و جستجو قرار دهیم تا احادیث استخراج شود پس از استخراج ، مساله بعدی ، بحث فقه الحدیث و فهم حدیث مطرح می شود و بعد تبویب ، موضوعی به این معنا که هر موضوع در جای خودش قرار بگیرد و بعد در مجموعه مسند در باب مناسب با خودش ذکر شود. این مسیری است که باید برای تدوین یک مسند طی کرد، بنابراین در مرحله تتبع نیاز به دقت فراوانی داریم که ممکن است آسیب های زیادی هم داشته باشد، مثلا در مسیر فقه الحدیث و فهم حدیث باید دقتهای بسیاری صورت بگیرد در تبویب و چینش و همه مراحل امکان اشتباه وجود دارد. نکته دیگری که از سختی های این کار است در بخش سوم رجال آورده شده . آقای عطاردی فقط به اطلاعات شیعه اکتفا نکرده اند، بلکه اطلاعات مختصر و مفیدی را از هر راوی از شیعه و اهل سنت هر دو نقل کرده است که این از نکات مهم است . در مواردی زیادی راویانی با اسامی متعدد از آنها یاد شده است که ایشان در این موارد همه اسامی را به یک اسم برگردانده و شرح حال موجز و جامعی را از راوی ارائه کرده است . در این بخش کتاب رجال طوسی برای ایشان یک مصدر به کار برده می شده است ، اما تتبعات بیشتر ایشان در شناسایی راویان زیادی مفید است . نکته آخر درباره مسانید این است که خطای متعارفی در کتابهای مسند دیده می شود که آن خطا درباره کسانی از ائمه که دارای کنیه های مشترک هستند، مثل امامانی که دارای کنیه ابوالحسن که مشترک بین 3 نفر و ابوجعفر که مشترک بین 2 نفر و... وجود دارد و مواردی که این کنیه ها اشتباهاتی را ایجاد می کرد که کدام یک مورد نظر بوده است . ما در کتابهایی که به صورت مسند درباره ائمه در این اواخر نوشته شده است به اشتباهات زیادی ازاین قبیل برمی خوریم که روایات امامی را به دلیل اشتراک کینه ، جابه جا کرده اند، آقای عطاردی انصافا از این نظر کمترین اشتباه را انجام داده اند که این با استفاده از اطلاعات رجالی میسر است و این از زحمات ایشان است . نکته ای که خود ایشان متعدد تصریح کرده اند، این است که ایشان حدیث نگار نبوده اند و اساسا قصد حدیث نویسی نداشته اند و صرفا برای خراسان پژوهشی خودشان به تعبیرشان از قبر امام رضا شروع کردند و تحقیقاتشان را تا تمامی خراسان توسعه دادند و در ابتدای امر به همین جهت روایات امام رضا (ع) را در حوزه فرهنگ خراسان جمع آوری کرده اند و اساسا قصد مسندنویسی به شکلی جامع را نداشته اند و بعد با تشویق های دیگران مسند اهل بیت را نوشتند. با وجود این که نوشتن مسانید یک تقدیر الهی بوده است ، این مشکل ایجاد می شود که از ابتدا طرح جامع و کاملی مدنظر نبوده است که تتبع انجام شود شاید بسیاری از زحمت هایی که در این جهت کشیده اند ناشی از این امر بوده است و اگر دوره ای غیر از آن دوره ایشان کار کرده بودند می توانستند وسیع تر و دقیق تر از آنچه که موجود است را ارائه کنند. در هر صورت این ادعا را می توانیم بکنیم که امروزه به این شکل ، بدیلی از کتب شیعه به صورت جامع نداریم و این کار فواید خودش را رسانده و خواهد رساند.

آیا مسند امام علی (ع) اثر استاد عطاردی ، مشابهی هم دارد؛
درخصوص مسند امام علی (ع) تذکر این نکته لازم است که 2 مسند امام علی (ع) دیگر نیز به غیر از کتابهایی که داخل مسندهای اهل سنت وجود دارد، موجود است ؛ یکی مسند امام علی (ع) تالیف سیدحسن قبانچی که توسط انتشارات اسوه منتشر شده است و یکی نیز مسند امام علی (ع) تالیف یوسف اوزبک که از اهل سنت است و روایات امام علی (ع) را نیز از کتب اهل سنت جمع کرده است . با وجود این که تعداد و حجم روایات آن کتابها بالاست ، تنها کاری که مولف کرده ، تهیه فیش هایی از خود کتابها بوده است به طوری که خطوط هم خاص همان کتاب است و متن همان کتاب را زیراکس کرده است و در یک صفحه ، شما خطوط متعددی را می بیند، چراکه از اصل کتابها بریده است . در هر صورت امروزه مسند جامعی نداریم و مسند آقای عطاردی از نظر جامعیت بر مسند آقای قبانچی با وجود محاسنش (با توجه به نکته ای که خود مولف در ابتدای آن گفته و آن کنارگذاشتن برخی از مصادر است) افضلیت دارد. کارهای عطاردی را باید با خراسان مرتبط کرد. اگر «الغارات» را ترجمه کرده یا شرح نهج البلاغه ای را که از سوی نویسنده ناشناخته ای نوشته شده ، تصحیح کرده است ، دلیلش این است که با خراسان مرتبط بوده است.

منبع : ایکنا
زینب فروزنده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها