بیماری های قلبی عروقی ازجمله مشکلات بشر در طول تاریخ بوده است که البته در عصر صنعت و زندگی ماشینی ، این معضل بیش از پیش خودنمایی می کند ، به طوری که امروزه در کشورهای پیشرفته اولین عامل مرگ و میر محسوب می شود.
کد خبر: ۱۵۱۶۲۴
در کشور ما نیز به دلیل بالا بودن شیوع عوامل خطر، بیماری های قلبی عروقی نخستین علت مرگ و میر است که متاسفانه سن ابتلا به آن در حال کاهش است و به دلیل از کار افتادگی فرد مبتلا، بیماری بار اقتصادی هنگفتی بر جامعه تحمیل می کند.سکته قلبی یا در اصطلاح علمی انفارکتوس میوکارد عبارت است از آسیب عضله قلب بر اثر نرسیدن اکسیژن کافی که بیشتر به خاطر تنگی عروق قلبی یا آترواسکلروز (ایجاد برآمدگی هایی در جداره داخلی شریان ها ناشی از رسوب برخی مواد ازجمله کلسترول) اتفاق می افتد یا این که بر اثر تشکیل لخته های خونی ، عبور خون در عروقی که به ماهیچه های قلب ، خون حاوی اکسیژن را می رسانند دچار اختلال شده و بیمار احساس درد و فشار در قفسه سینه می کند. این علائم می تواند همراه با تهوع و استفراغ یا عرق کردن نیز باشد. درد می تواند به دست چپ ، شانه چپ یا آرواره بیمار کشیده شود و متعاقب آن بیمار احساس تنگی نفس کند.پیشرفت های دهه های اخیر در امکانات و اقدامات درمانی باعث کاهش چشمگیری در مرگ و میر زودرس این بیماران شده است . اقدامات درمانی در سکته قلبی را می توان در 3 قسمت متفاوت در نظر گرفت بخش اول اقدامات که در مرحله حاد بیماری انجام می شوند استفاده از داروهایی برای از میان بردن لخته ها و افزایش اکسیژن رسانی و کاهش درد است که بیشتر از نوع درمان به امکاناتی همچون وجود سامانه های اورژانس وابسته است . در مرحله بعدی ، درمان هایی جای گرفته اند که بیشتر برای بازسایی مسیرهای خون رسانی از آنها استفاده می شود که از آن جمله می توان به استفاده از داروها، گذاشتن بالن یا استنت ، جراحی باز قلب و پیوند رگ کرونر اشاره کرد. بالاخره اقدامات درمانی پیشگیرانه برای جلوگیری از عود مجدد بیماری بخش سوم اقدامات درمانی برای بهبود بیماران دچار سکته قلبی را تشکیل می دهد؛ اما آنچه تاکنون توجه کمتری را به خود معطوف داشته جایگزینی و ترمیم عضله یا رگهای آسیب دیده در این بیماران برای پیشگیری از نارسایی قلبی متعاقب سکته ، قلبی است که یکی از علل شایع مرگ و میر در بیماری های قلبی است .بیمارانی که دچار سکته قلبی می شوند قسمت زیادی از ماهیچه های قلبی شان از بین می رود و به دنبال آن به نارسایی های حاد قلبی مبتلا می شوند. یکی از روشهای درمانی در این زمینه ، جایگزین کردن بافتهای پیوندی است ، ولی این کار مشکلاتی را ایجاد می کند ازجمله این که ماهیچه قلبی خاصیت انقباض دارد، در حالی که بافت پیوندی این قابلیت را ندارد. روش دیگر، پیوند قلب است که همواره با مشکلاتی ازجمله هزینه سنگین و کمبود افراد دهنده عضو مواجه است . استفاده از سلولهای بنیادی در درمان بیماری های مختلف یکی از مباحث نوین است به طوری که در تمام دنیا استفاده از سلولهای بنیادی به عنوان روشی جدید مطرح شده است . از فناوری سلولهای بنیادی به عنوان دومین انقلاب در زیست شناسی و پزشکی پس از فناوری زیستی یاد می شود و این امید وجود دارد که طی یک دهه آینده سلول درمانی جایگزین دارو درمانی شود. بدون شک سلول درمانی تحولی بزرگ درعلم پزشکی ایجاد خواهد کرد.سلول بنیادی ، سلول اولیه و پر توان با توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف سلولها و بافتها مانند سلولهای قلبی و عروقی ، عصبی ، چشمی ، غضروفی ، و دیگر سلولهاست که با 2مشخصه توان نوسازی برای تکثیر نامحدود و پر توانی برای تمایز با دیگر سلولها از سلولهای دیگر متمایز می شوند. این توانایی ها محور اصلی توجه به سلولهای بنیادی است و به نظر می رسد این سلولها در بازسازی وترمیم بافتهای آسیب دیده موثرند و می توانند در بافتهای آسیب دیده ای که بخش عمده سلولهای آنها از بین رفته است ، پیوند شوند تا جایگزین سلولهای آسیب دیده و موجب ترمیم آنها شوند. سلولهای بنیادی را بر اساس ویژگی و منشا به 3دسته سلولهای بنیادی جنینی ، بزرگسالان و خون بند ناف تقسیم می کنند. سلولهای بنیادی جنینی که از توده سلولی داخلی جنین گرفته می شوند، توانایی ساخت همه بافتها و اندام های بدن یک فرد کامل را دارا هستند. سلولهای بنیادی بالغ که از بافت مغز استخوان ، خون محیطی ، مغز، نخاع ، پالپ دندان ، عروق خونی ، ماهیچه اسکلتی و اپی تلیوم پوست قابل جداسازی هستند امروزه به عنوان نامزد اصلی در درمان های ترمیم بافتی مطرح اند. سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزاد که پس از تولد از طریق بند ناف و جفت در دسترس هستند، علاوه بر سلولهای خونی منبع غنی از سلولهای بنیادی خونساز است با توانایی تمایز به انواع مختلف سلولها هستند.در همین خصوص کشورهای مختلف دنیا و از جمله ایران در زمینه سلولهای بنیادی فعالیت هایی را آغاز کرده اند تا با این روش درمانی جدید، شانس بهتری برای درمان ، افزایش بقا و کیفیت زندگی بیماران فراهم شود؛ هر چند در این راه موفقیت هایی نیز کسب شده است ، ولی باید توجه داشت که این روش درمانی هنوز در آغاز راه است و افزایش کارایی آن به مطالعات گسترده تری نیاز دارد.تحقیق و مطالعه در مورد نقش سلولهای بنیادی در درمان نارسایی های قلبی از سال 2001 شروع و تاکنون مطالعات بیشماری در این ارتباط انجام شده است . این مطالعات در چندسال اخیر به اوج خود رسیده ، به طوری که امروز شاهد چاپ مقالات متعددی فقط در ارتباط با پیوند سلولهای بنیادی به عضله قلبی هستیم . برای استفاده از سلولهای بنیادی در درمان بیماری های قلبی ، ابتدا سلولهای بنیادی از مغز استخوان یا از گردش خون توسط پزشک متخصص و شرایط مشخص جمع آوری می شود. سپس نمونه مغز استخوان تحت شرایط مناسب و در کیف مخصوص به آزمایشگاه برای فرآوری منتقل و سلولهای بنیادی از آن جدا می شود. سلولهای بنیادی پس از جمع آوری و فرآوری تا زمان پیوند به قلب ذخیره می شوند. در مرحله بعدی سلولهای بنیادی پس از آماده شدن در آزمایشگاه اختصاصی ، حین عمل جراحی باز قلب یا بالن و استنت گذاری در محل سکته قلبی تزریق می شود و به بدن بیمار برمی گردد که به این عمل اغلب پیوند می گویند. طی دو سه هفته پس از پیوند زدن ، سلولهای بنیادی در محل دچار انفارکتوس جایگزین و به سلولهای قلبی یا رگ تبدیل می شوند.