اقدامات خصمانه

واشنگتن نه تنها با حمله به عراق ، بلکه همچنین از طریق تقویت قوای تهاجمی اسرائیل به ایرانیان نشان داده است که به یک نیروی بازدارنده قوی نیازمندند.
کد خبر: ۱۵۱۱۱۷

اسرائیل هم اکنون به صدها سلاح اتمی مجهز است و نیروهای مسلح و هوایی آن به استثنای امریکا، بزرگتر و پیشرفته تر از تمامی نیروهای ناتو است. از سال 2004 به بعد، ایالات متحده ، بزرگترین محموله جت های بمب افکن در طول تاریخ را به اسرائیل ارسال کرده است. این هواپیماها همان گونه که به طور علنی اعلام شد، به بمبهای دارای قابلیت نفوذ بالا و تسلیحات ویژه ناشناخته مجهز و نیز از قدرت بمباران کردن ایران ، برخوردارند. البته این احتمال هم وجود دارد که ارعاب های واشنگتن نشانه ای از به راه انداختن قریب الوقوع جنگ نباشد و این تهدیدها درباره تهاجمی در آینده نزدیک هشدار ندهد.
شاید نقشه واشنگتن این باشد که رهبران ایران را به اتخاذ سیاست های سرکوبگرانه تحریک کند. اینچنین سیاست هایی می تواند باعث آشوب های داخلی در ایران شود و شاید ایران را به قدری تضعیف کند تا ایالات متحده بتواند به اقدام نظامی دست بزند. واشنگتن مدتهاست تلاش می کند بر متحدان خود فشار آورد تا ایران را در انزوا قرار دهند. این تلاش ، از بعضی جهات موثر بوده است. بعضی شرکتهای مهم اروپایی مانند غول نفتی انگلیس «bp» از ترس تحریم های دولت امریکا و دیگر اقدامات تهاجمی ایالات متحده ، از سرمایه گذاری های بزرگ در ایران پا پس کشیده اند. گفته می شود فشارهای ایالات متحده موجب شده است ژاپن از برنامه های خود برای توسعه یک میدان نفتی بزرگ در ایران عقب نشینی کند.
البته ایران نیز در عرصه مسائل جهانی ، چندان هم دست خالی نیست و گزینه هایی برای تاثیرگذاری در روندهای بین المللی دارد که در جای خود به آن اشاره خواهیم کرد. مک گوایر دلایلی را که از ایران انتظار می رود تا یک بازدارنده هسته ای ایجاد کند، چنین برمی شمارد: اقدامات خصمانه واشنگتن ، تهدید ایران ، محاصره عملی ایران از سوی ابرقدرت جهان و رژیم های وابسته به آن و اقدامات مشابه دیگر قدرتهای مسلح به سلاحهای هسته ای اگر بدیهیات اولیه اخلاقی و منطقی اهمیت داشته باشند، دولتهای امریکا و انگلیس و دیگر حامیان دکترین دفاع پیشدستانه ، انگیزه ای برای ایران فراهم می آورند تا یک بازدارنده هسته ای تولید کند.
این ادعا که ایران ممکن است جنگی اتمی به راه اندازد، چندان قابل پذیرش نیست ، مگر این که ایران به دنبال خودکشی فوری باشد، مطمئنا ایران با تهدیداتی از جانب ایالات متحده و اسرائیل مواجه است که به مراتب جدی و قریب الوقوع هستند و واشنگتن و لندن نیز به طور علنی ، این تهدیدات را یادآوری می کنند. v البته که همگان آرزو دارند راهی پیدا شود تا از برنامه ایجاد سلاح هسته ای از سوی ایران ممانعت شود. تنها راه قابل پذیرش ، که به خودی خود یک هدف نیز محسوب می شود، عملی کردن طرحهای البرادعی است و توجه جدی به کاهش (و نه افزایش) تهدیداتی که طبق معیارهای امریکا و انگلیس ، ایران را به ایجاد بازدارنده ای هسته ای و در حقیقت برای دوری از تهدیدات عینی مجبور می کند.
همان گونه که بارها گفته شده است ، کره شمالی نیز با چنین تهدیداتی روبه رو بوده است. مطابق گفته های رئیس جمهور کره شمالی ، رو مو هیون ، «کره شمالی ادعا دارد قابلیت های اتمی ، نوعی بازدارنده برای دفاع از آن در برابر تهاجمات خارجی است». در این مورد خاص ، کاملا صحیح و غیرقابل انکار است که عنصر قابل توجهی از عقلانیت در این ادعای کره شمالی وجود دارد.
اقدامات دیگر ایالات متحده نیز پیامدهای مشابهی داشته اند. جان میراشمایر، کارشناس مسائل سیاسی به این نتیجه رسیده که عزم هند برای گسترش یک بازدارنده هسته ای پس از جنگ خلیج فارس در 1991 و بمباران صربستان در 1999 جزم تر شده است. اگر دشمن از سلاحهای هسته ای برخوردار باشد، ایالات متحده به جنگ روی نخواهد آورد، درسی که هند آن را فراموش نکرده است چرا که در مورد هر دو جنگ مذکور، بویژه در صربستان گزینه های صلح آمیز وجود داشتند.
حمایت بوش از برنامه سلاحهای هسته ای هند، به تضعیف بیشتر ان.پی.تی منجر شد. لاورنس کرب ، تحلیلگر امنیت ملی ، اشاره می کند که هند حتی برای متوقف کردن تولید مواد شکافت پذیر برای سلاحهای بیشتر نیز مجبور نشد، زیرا که بوش از مخالفت هند با ان.پی.تی پشتیبانی می کرد. وی افزود: این جریان گرچه خطرناک است ، ولی تعجب آور نیست ، زیرا دولت بوش در طول سالهای گذشته نشان داده است معتقد نیست ان.پی.تی ارزش محافظت دارد. دولت بوش با اعزام یک مامور دون پایه وزارت خارجه به کنفرانس مهم سالانه ان.پی.تی ، بی اعتنایی خود نسبت به آن را نشان داد.
علی رغم تمرکز بر ایران و کره شمالی ، دلیل اصلی عدم موفقیت ان.پی.تی این است که قدرتهای هسته ای از عمل به تعهدات خود طبق ماده 6 برای انجام اقدامات صادقانه در راستای محو سلاحهای هسته ای ، خودداری می کنند. دادگاه جهانی در رای خود در سال 1996 که به اتفاق آرا صادر شد، با الزام قانونی قدرتهای هسته ای به انجام مذاکرات نهایی برای خلع سلاح هسته ای در تمامی ابعاد و تحت نظارت شدید و موثر بین المللی ، بر این امر صحه گذاشت. تا زمانی که قدرتهای هسته ای از انجام تعهدات خود امتناع می کنند، امکان حفظ معاهده ان.پی.تی نیز غیرممکن است. البرادعی با تاکید بر این که اکراه یکی از طرفین برای انجام تعهداتش ، موجب اکراه دیگران نیز می شود، صرفا بدیهیات را تکرار می کند.
ایالات متحده ، پیشگام دیگران در مورد عدم انجام تعهدات در قبال ماده 6 معاهده بوده و در زمان دولت بوش ، امریکا تنها کشوری است که توافق همگان در کنفرانس سال 2000 برای تحقق نابودسازی کامل زرادخانه هسته ای کشورهای اتمی و نیز سیزده گام مشخص شده برای این کار را قاطعانه رد می کند. در حالی که هیچ کدام از کشورهای اتمی ، تعهدات خود را عملی نمی سازند ولی دولت بوش به مراتب بدترین سابقه و موضع گیری در مخالفت صریح با ماده 6 معاهده ان.پی.تی را دارد.
در کنفرانس سالانه ان.پی.تی در سال 2005 ، دولت بوش اعلام کرد ایالات متحده تعهدات خویش در چارچوب ماده 6 معاهده را در برابر استلزامات خود برای حفظ امنیت خود و امنیت کشورهای وابسته به خود مورد تعدیل قرار می دهد. در اختتامیه این کنفرانس ، ریچارد گرنل ، سخنگوی هیات نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل ، کار را به جایی رساند که گفت: «با آن که معاهده ان.پی.تی ، تعهداتی را در بر دارد ولی ایده نابودسازی سلاحهای اتمی ، یک خطای فاحش است.»


اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی وروجنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها