صنعتی که پول می سازد اگر....

کشور ما به لحاظ جاذبه های گردشگری در رتبه دهم جهان قرار گرفته است و در میان کشورهای جهان سوم دارای ویژگی ها و آثار تاریخی بیشماری است که می توان با برنامه ریزی درست زمینه جذب
کد خبر: ۱۵۰۸۶۱
تعداد زیادی گردشگر را به کشور فراهم کرد.
همچنین ایران به دلیل تنوع زیست محیطی و طبیعت بکر، حیات وحش ، گونه های مختلف گیاهی و... هر سال طبیعت گردان زیادی را به سوی خود می خواند. اما آنچه صنعت توریسم در حال حاضر از آن رنج می برد نبود نگاه آینده نگر به این صنعت است که نقش آن در توسعه اقتصادی ، اشتغالزایی وحل مشکل بیکاری و... بر هیچ کس پوشیده نیست.


صنعت گردشگری در قرن بیستم به گزاره ای قابل توجه برای کنترل و کاهش رشد بیکاری تبدیل شده است. این صنعت ، در عین دارا بودن توان فراگیر خود در عرصه اشتغال ضامن به وجود آمدن مشاغل وابسته فراوانی شده است . به عبارت دیگر، بسیاری از مشاغل هستند که به گونه مستقیم با این صنعت در ارتباط قرار نمی گیرند، اما با رشد صنعت گردشگری مشاغل غیروابسته به وفور پدیدار می شوند. حال اگر معتقد به نگاه مطرح شده باشیم ، چاره ای جز پذیرفتن وجود برنامه برای رشد و توسعه صنعت جهانگردی نداریم و کارکرد هر برنامه توسعه ای بدون تدوین برنامه منسجم و هدفدار معنا و مفهوم نمی یابد.چه زمانی می توانیم ادعا کنیم که یکی از 10 کشور مطرح جهانگردی در عرصه جهانی هستیم ؛ این نخستین پرسشی بود که در برابر محمدمهدی کتابچی ، مدرس دانشگاه و کارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار گرفت . اگر چه این پرسش می توانست در خلال گفتگو با وی مطرح شود، ولی پاسخ شفاف او در تبیین جایگاه و دورنمای صنعت گردشگری ورودی خوبی محسوب می شد. کتابچی پیش از آن که به طور دقیق پاسخگوی پرسش باشد به مولفه های مورد نیاز برای دست یافتن به جایگاه و رتبه مناسب اشاره کرد. «ساختارهای سازمانی که در تمام جهان طراحی و کارکردی شده اند بدون مفاهیم اصلی خود بی اعتبارند» مفاهیم اصلی و زیربنایی ساختارها بدون شک برگرفته از یک فرآیند علمی و تجربی است . کارشناسان صنعتی و بویژه صنعت جهانگردی با درک مفاهیم اصلی مترتب بر این صنعت پیش از آن که به طراحی مدلی واقعی از وضعیت موجود خود اقدام کنند، به زیربنایی ترین مفهوم معطوف شدند. کتابچی ضمن سیرتاریخ جهانگردی در دوران مدرن تاکید می کند «برنامه ریزی آن جانمایه اصلی رشد صنعت گردشگری در کشورهای مطرح است . آنها برنامه های خود را در 3بخش کوتاه ، میان و بلند مدت تنظیم کرده اند. سپس آنچه را که تدوین کرده اند، بدون کم و کاست اجرا می کنند. به آن معنا که میان مبانی برنامه و اصول اجرایی هیچ گونه انحراف یا تغییر ساختاری ایجاد نمی کنند. تن دادن به تمامی فراز و نشیب های برنامه ریزی در اجرا اصل مسلم و پذیرفته شده است».
اگر چه سخن این مدرس دانشگاه حاکی از نوعی انتقاد از نظام برنامه ریزی و اجرا در کشورمان است اما به نکته مهم دیگری هم اشاره می کند. وی در عین حالی که برنامه ریزی را از بنیادی ترین مفاهیم توسعه می داند، به چارچوب پیشینی نیز توجه می کند که شاید در کشورمان توجه چندانی به آن نشده است . بخش مجهول و مغفول برنامه ریزی که مولفه ای نیست جز تحقیق و پژوهش . موضوع بی اهمیتی که تاکنون همچنان وضعیت خود را حفظ کرده است . شواهد چنین مدعایی نیز شرایط کنونی صنعت جهانگردی و گردشگری در ایران است . محمدمهدی کتابچی در این خصوص معتقد است : هنگامی که ندانیم چند جاذبه گردشگری در کشور داریم ، هنگامی که نمی دانیم چه تعداد از جاذبه های موجود قابلیت جهانی شدن دارند و مورد توجه مخاطبان حتی داخلی هستند، چه توقعی برای رشد و تعالی صنعت مذکور باید داشته باشیم . گردشگری علم پیچیده ای نیست که نیازمند فناوری شگفت آوری باشد. تنها باید با یک برنامه مشخص و در فاصله زمانی معین جاذبه های کشور شناسایی و به عبارت دیگر، شناسنامه دار شوند. نوع جاذبه ها و تنوع آنها در کنار بالقوه و بالفعل بودنشان معین شود. چه بسا جاذبه های بالفعلی باشند که نتواند انگیزه های جهانی را برای بازدید ترغیب کند.شاید در کنار ضعف فوق به موضوع بازارهای هدف هم باید توجه کرد. چرا که هر جاذبه بالقوه و بالفعلی باید پاسخگوی بخشی از مخاطبان باشد. اگر به صنعت جهانگردی در چارچوب قوانین بازار تولید و مصرف بنگریم بدون شک بیش از آن که به داشته های خود توجه نشان دهیم ، باید بر نیاز مخاطبان متمرکز شویم . نظام بازار قواعد و قوانین خاص خود را دارد. نمی توان بدون توجه به ذائقه مصرف کننده فقط در اندیشه تولید به سر برد. چنانچه امروزه بیش از آن که به تولید توجه شود، ابتدا فراخوان مشتری ارائه می شود. کالا و یا موضوع مورد نیاز از سوی مشتریان یا مخاطبان سفارش داده می شود. نظام عرضه و تقاضا سالهاست که قوانین سنتی خود را فراموش کرده است. چنان که این مدرس دانشگاه نیز نظر مطرح شده را تایید می کند و می افزاید: «جهانگردی صنعتی است گزینشی . مردم آن را برمی گزینند. چند صباحی اکوتوریسم ، سپس جاذبه های تاریخی و بعد فرهنگی و حتی هنری ، ورزشی و دینی نیز می توانند از جمله ذائقه های مردم باشد. البته در این میان ، متذکر شد مولفه های تعریف شده باید با مقیاس و نگاه جهانی طراحی شوند. برنامه ریزی باید معطوف به بازار جهانی باشد، نه محلی و منطق ای اگر چه می توان موضوع را در دو گزاره برنامه ریزی و تحقیق خلاصه کرد، اما نباید از تفاوت ماهیتی صنعت جهانگردی بردیگر صنایع غافل ماند. صنعت مورد نظر برخلاف دیگر صنایع درآمدزا در جهان پس از مورد مصرف کامل قرار گرفتن قابل ارزیابی است . به عبارت دیگر، جهانگرد یا گردشگر پس از آن که از سفر بازگشت ، می تواند ارزیابی واقعی خود را مطرح کند. این ویژگی مهم شرایط منحصر به فردی را فراهم می کند که با تمام صنایع خدماتی مشابه هم قابل تفکیک و تفاوت خواهد بود. بنابر این باید در فرآیند تدوین برنامه ها و پژوهش کل موضوع را سیال دید نه ایستا و حتی یک بار مصرف ، چرا که هر جهانگرد سبد تبلیغاتی ای خواهد بود برای جذب دیگر جهانگردان . محمدمهدی کتابچی پس از قرار گرفتن در برابر این پرسش که در برابر هجمه تبلیغاتی موجود در دیگر کشورها برای جذب جهانگرد چه باید کرد، می گوید: اگر ابتدا بازار هدف مشخص شد و توانستیم براساس آنچه داریم بازار هدف را تعریف و مشخص کنیم ، آنگاه می توانیم به صورت معین و مشخص ابزار تبلیغاتی استخدام کنیم . مکانیسم رسانه های تبلیغاتی از مجموعه راهبردها و تاکتیک هایی فراهم آمده است که باید قواعد بازار را رعایت کنند. حال اگر اعتقاد وی را بپذیریم و به قواعد بازار تن در دهیم ، در مقابل پدیده ای قرار می گیریم که گاه با معیارهای بومی تضاد دارند. پدیده مورد نظر تفاوت های کمی و کیفی فراوانی با معیارهای محلی و بومی دارد از سوی دیگر، جاذبه های موجود در کشوری مانند ایران تنوع و تعدد فراوان دارند. در این زمینه نیز نوعی سردرگمی دیده می شود. به طور نمونه ، ما باید رشد و توسعه اکوتوریسم را هدف اول قرار دهیم یا تنوع جاذبه های هنری و تاریخی را. تکلیف جاذبه های مذهبی و دینی چه می شود؛ کتابچی در خصوص پرسش فوق عنوان می کند: «در حقیقت بازاری بازار هدف است و جاذبه ای کشش جذب مخاطب را دارد که بتواند بالاترین درآمد سرانه را داشته باشد. یعنی توده مردم بتوانند به واسطه آن بیشترین درآمد سرانه را برای خود دست و پا کنند. از سوی دیگر، باید متوجه این نکته هم باشیم که سفر و جهانگردی زمانی تحقق می یابد که نیازهای نخستین انسان برآورده شده باشد. مسکن ، غذا و پوشاک و اندوخته ای بیش از نیاز تامین شود. به عبارت دیگر، قدرت خرید وجود داشته باشد.این مدرس دانشگاه با تاکید مجدد براصل برنامه ریزی و تحقیق می افزاید: اگر بپذیریم تمامی فرآیند فوق و تحقق اهداف براساس برنامه ریزی عینیت می یابد، باید در این میان به نکته مهم دیگری هم توجه کرد. چه بسا در بسیاری از زمانها در تاریخ اداری اجرایی ایران برنامه ها تدوین و وارد فاز اجرایی شده اند، لیکن به دلیل تعلق نداشتن مجریان به برنامه های تدوین شده اجرا متوقف و حکایت بار دیگر از آغاز دفتر سرگرفته می شود. این روند هیچ گاه ما را به سر منزل مقصود رهنمون نمی شود. اگر برنامه ایراد دارد، باید اصلاحات انجام داد. اگر خطایی در آن دیده می شود، نباید کلیت موضوع را زیر سوال برد. به هر ترتیب از حساس ترین بازارهای کسب و کار بازار گردشگری و جهانگردی است».
جمهوری اسلامی ایران کشوری است با اعتقاد خاص مذهبی و ایدئولوژیکی. تمایز بسیار فرهنگ مذهبی مردم ایران با دیگر کشورها گاه شرایطی را موجب شده است که برخی رسانه های فرهنگی جهان به تخاصم با آن برخاسته اند. چنین تخاصمی در بخش صنعت گردشگری بیش از دیگر زمینه های کسب و کار خود را نشان می دهد. محمدمهدی کتابچی در این خصوص معتقد است : «نمی توان تاثیر رسانه های ضدفرهنگی را نادیده گرفت. به دلیل تناقضات بسیار جهانبینی و ایدئولوژی کشورمان با روشهای در پیش گرفته غرب به ناگاه رسانه ها خط تبلیغاتی منفی را پی می گیرند و پس از مدتی هم کاملا در عرصه تبلیغات جهانگردی و گردشگری ایران را فراموش می کنند بنابر این باید نظام تبلیغاتی و برنامه ریزی ما به گونه ای طراحی شود که مخاطبان و کشورهای هدف را خودمان شناسایی کنیم و با کمترین آسیب به جذب گردشگر مبادرت ورزیم . در حقیقت کشورهایی باید مقصد تبلیغاتی ما محسوب شوند که گردشگران آنها دارای فرهنگ متشابه فرهنگ ایرانی و نگرش متناظر با ایرانیان باشند. در این صورت ابتدا تبلیغات مان پاسخ داده می شود و سپس دیگر کشورها با رعایت موازین عرفی و فرهنگی ما براحتی جذب نقاط گردشگری ایران خواهند شد. می توان برای گامهای نخست به کشوری مانند ژاپن اشاره کرد. این کشور دارای کمترین زباله فرهنگی است». حتی اگر به طورکامل دیده گاه کتابچی را بپذیریم ، اما نمی توان از خلائهای موجود کشور از جمله آموزش اندک و گاه نادرست در این زمینه غافل شویم . سالهاست نظام آموزشی ما آنچنان که باید به صنعت گردشگری اهمیت نمی دهد. آموزش های کلاسیک و کوتاه مدت این امکان را فراهم می کند که برنامه ریزان به دلیل ضرورت فراهم کردن ابزارآموزشی ناگزیر از پذیرفتن اصلی هستند که خود حکایت از به میدان آمدن صنعت گردشگری در برنامه ریزی های اجرایی کشور خواهد داشت . نمونه بارز آن تشکیل شورای عالی گردشگری با حضور نهادهای مرتبط است . گامهای این چنینی مناسب اما اندک است . هنوز سرمایه های سرگردان در نظام اقتصادی ایران در جستجوی بازارهای کاذب هستند. اگر بتوانیم صنعت گردشگری را از فراموشی خود خواسته رهایی بخشیم و ظرفیت های موجود را به سرمایه گذاران بشناسانیم و امنیت و سودآوری آن را تضمین کنیم بدون شک بازده متفاوتی نصیبمان می شود.

فرشته مرادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها