در حال حاضر شرایط هسته ای به گونه ای است که دو پرونده متفاوت در دو مکان مختلف باز شده است ، پرونده ای در وین و پرونده ای در نیویورک.
کد خبر: ۱۵۰۵۹۷
همانطور که مشخص است ماهیت پرونده وین ، ماهیتی حقوقی فنی و ماهیت پرونده نیویورک ماهیتی سیاسی امنیتی است. به نظر نگارنده ، آژانس در مقطعی که نتوانست به لحاظ فنی حقوقی در پرونده هسته ای ایران مدیریت موردنظر برخی کشورها را اعمال کند و لذا توانایی دفاع مناسب از عملکرد خود را نداشت ، این پرونده را به نیویورک فرستاد و قطعنامه 1696 نخستین ثمره این حرکت آژانس بود.حقیقت آن است که در جریان بررسی پرونده ایران پس از انتقال موضوع به شورای امنیت به لحاظ حقوقی فنی اساسا آنچه رخ داد یک اشتباه ریشه ای بود این سخن به آن معناست که براساس مقررات آژانس ، زمانی یک پرونده از آژانس خارج می شود که این نهاد بین المللی دیگر توانایی راستی آزمایی درباره مقاصد آن را نداشته باشد اما در حالی شاهد ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بودیم که مدیرکل آژانس صریحا بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران تاکید می کند.با انتقال پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت بخش قابل توجهی از مقاصد تعدادی از کشورهای غربی محقق شد، چرا که در این روند صدور هر قطعنامه بار معنایی جدیدی یافته و به عنوان مثال اگر در قطعنامه 1696 محور موضوعات ، فعالیت های هسته ای ایران بود، در قطعنامه 1747 ، فعالیت های موشکی ، امنیتی و نظامی کشورمان نیز به آن افزوده شده است . روند و علل قطع همکاری های داوطلبانه ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی در مقطع ارجاع پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت ، پس از یک دوره توقف تعامل داوطلبانه ایران با آژانس و درنتیجه تصمیمات کارشناسی و دقیقی که اتخاذ شد، روند بازسازی مجدد وین را در پی داشت و بنا شد تا در چارچوب احیای یک توافق فنی حقوقی جدید با دیده بان هسته ای سازمان ملل ، روند اصلی مربوط به موضوع هسته ای ایران ، بازسازی شود.برخی کشورهای غربی به دلایل مختلف با روند احیای تعاملات حقوقی فنی ایران و آژانس که خود به خود به احیای وین محوری در جریان پرونده هسته ای ایران می انجامید، مخالف بودند. با احیای مجدد این مسیر علی رغم مخالفت ها و سنگ اندازی های گسترده ای که شد، ایران موفق شد ادعای واشنگتن مبنی بر وجود اجماع در جامعه جهانی علیه فعالیت های هسته ای اش را بشکند.در این بین ایران توانست در جریان احیای مسیر مذکور، اشتباه بودن تعریف جامعه جهانی که مورد تاکید امریکا و چند کشور دیگر قرار می گرفت را به اثبات برساند؛ جامعه جهانی موردنظر این چند کشور همان گروه G8
بودند و طرفهای اصلی ایران در بحث هسته ای هم 7 کشور حاضر در این گروه بوده و هستند و در این مسیر هر تصمیمی که در شورای امنیت اتخاذ شده است با اطلاع سران این کشورها بوده است ، به این معنا که تصمیمات ضد ایرانی ابتدا در G8 اتخاذ شده و سپس در شورای امنیت حقوقی می شود. اهمیت گفتگوهای اخیر ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی در عین حال که اهمیت خود را دارد اما نباید فراموش کنیم که آنچه در این مسیر تعیین کننده است ، روند روبه رشد فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران است که به نظر، تعیین کننده نهایی در این ماجرا و پیشرفت در این زمینه خواهد بود. در قطعنامه جدید باید موضوع را به نوعی تغییر موقعیت دهند ؛ یعنی به عنوان مثال آن را به ماده 42 منشور منتقل نمایند در آن صورت شرایط به گونه ای دیگر خواهد بود اما در وضعیت کنونی اگر این کشورها همچنان روند دیپلماتیک براساس فصل 7 و ماده 41 منشور را درباره ایران در پی گرفته و پیش بروند برای تغییر موقعیت دادن موضوع ، محتاج اجماعی جدید هستند که باتوجه به روند سازنده مذاکرات با آژانس تحقق چنین اجماعی هر چند غیرممکن نیست ولی بعید به نظر می رسد. اصلی ترین مشکل نظامی آنها در این خصوص گستردگی سرزمین ایران است که امکان انجام هرگونه عملیات اشغالی یا زمینی را غیرممکن می سازد مگر این که تمام کشورها در این خصوص به اتحادی جامع دست یابند که آن هم عملا غیرممکن است . نکته قابل توجه دیگر این است که واشنگتن خود هم می داند که با اقدام نظامی علیه ایران تنها می تواند اهداف تهران را به تعویق اندازد، چراکه علمی که در کشوری بومی شود دیگر قابل بمباران نخواهد بود. به لحاظ سیاسی امریکایی ها معتقدند پرونده هسته ای ایران زمانی به طور قطع بسته می شود که حکومت ایران با دست خود این کار را انجام دهد و به این جمع بندی برسد که باید این فناوری را کنار بگذارد؛ اصرار بی اندازه ای که برای تصویب پروتکل الحاقی می کنند در همین چارچوب قابل ارزیابی است .سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک هم نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران در دولت نهم یک سیاست خارجی فعال را در پیش گرفته که از طریق حضور جدی در مجامع بین المللی و طرح دیدگاه های نظام قابل پیگیری است . رویه مذکور در دستگاه دیپلماسی نه به عنوان یک رویکرد دفاعی و نه تهاجمی بلکه به شکل «اقدامی رو به جلو» در طرح حق و حقوق خود در دستور قرار گرفته و در این راستا حضور دکتر احمدی نژاد در نیویورک ، فضایی مناسب برای طرح ایده های تهران و یادآوری حقوق مسلم کشورمان در مجامع جهانی را ایجاد کرده است . اظهارات توهین آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا هم در حضور رئیس جمهور ایران ، در اصل تلاشی بود که اصولا سخنرانی دکتر احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا انجام نشود اظهارات رئیس این دانشگاه یک سری اعلام نظرات شخصی نمی توانست باشد البته آن سخنان تحت تاثیر رسانه های امریکایی هم نبود بلکه بیش از هر چیز ردپای لابی صهیونیستی در آن دیده می شد. پس نفس حضور در مجامع بین المللی برای کشوری چون ایران ، امری ضروری است ، چراکه باید حقمان را برای همه اثبات کنیم و در جهت استیفای آن تلاش نماییم که حضور دکتر احمدی نژاد در امریکا و برنامه های سفر ایشان ، اقدامی موثر در این راستاست.