عقب نشینی ناگهانی

نیویورک تایمز با تایید مخالفت واشنگتن با تصمیمات دادگاه ، آن را جلسه ای خصمانه نامید که واشنگتن را همراه با معمر قذاقی و انور خوجه در انزوای بی اعتنایی به تصمیمات دادگاه جهانی قرار داد
کد خبر: ۱۵۰۵۹۰
؛ گرچه لیبی و آلبانی نهایتا از این احکام ، تبعیت کردند.
سوفائر اعلام کرد که غرض ورزی دادگاه جهانی نسبت به امریکا ، به همه جهان سرایت کرده است. بیشتر جهانیان ، اغلب درخصوص مسائل مهم بین المللی با ایالات متحده ، مخالفت می کنند. بنابراین ما باید حق تصمیم گیری در مسائلی که گاه به صلاحیت داخلی ایالات متحده مربوط است ، برای خود حفظ کنیم . مساله در اینجا تروریسم بین المللی است که عملا کشور مورد تهاجم را ویران ساخت . پیام اصلی سخنان سوفائر به جهانیان را کاندولیزا رایس در دیداری که از مکزیک در مارس 2005 به عمل آورد، توضیح داد. وی بدین منظور به مکزیک سفر کرده بود تا مطمئن شود مکزیکی ها به تعهد خود در معاهده 1944 مبنی بر ارسال آب به امریکا عمل خواهند کرد. مطبوعات مکزیک گزارش دادند که تنها حاصل رسمی سفر 7 ساعته رایس برای مکزیکی ها فرمانبرداری بود. رایس از دیگر موضوع مورد علاقه مکزیکی ها نیز سخن گفت : عقب نشینی ناگهانی واشنگتن از کنوانسیون های وین درباره روابط کنسولی ، پس از آن که دادگاه جهانی درباره پرونده 51 مکزیکی که در امریکا به اعدام محکوم شده بودند علیه ایالات متحده حکم صادر کرد. ایالات متحده حتی حق قانونی افراد مذکور برای مشورت با کنسولگری مکزیک را نیز نقض کرده بود. رایس ادامه داد: ما به اهمیت اعلامیه حقوق کنسولی اعتقاد داریم ، ولی ثابت شده است که صلاحیت قانونی دادگاه های بین المللی برای واشنگتن نامناسب است . مطبوعات مکزیک ، به این جمع بندی رسیدند که رایس به مکزیکی ها می گوید، در حالی که آنان مجبورند از معاهده آب تبعیت کنند ولی ایالات متحده بسادگی می تواند معاهده ای را که قبلا امضاء کرده در صورت نامناسب دانستن ، زیر پا بگذارد. یکی از نتایج سفر رایس به مکزیک ، تاکید دوباره بر این گونه برخوردهای گزینشی بود. پس به نظر می رسد که با وجود این همه قوانین بین المللی ، کشورهای قدرتمند حق دارند به هرگونه که می خواهند با دیگران و شهروندان خود رفتار کنند. از این رو، نه مردمان نیکاراگوئه ، نه مکزیکی ها و نه دیگران ، هیچ گاه نمی توانند امیدی به قوانین بین المللی داشته باشند درسهای تاریخ کهن آنان را کفایت می کند. جالب این است که کنوانسیون های وین را همین ایالات متحده در سال 1963 پیشنهاد کرد که در سال بعد مورد تصویب قرار گرفت . از سوی دیگر، ایالات متحده ، اولین کشوری بود که پیش از همگان ، در جریان شکایت خود به دادگاه بین المللی در سال 1979 در معرض ماجرای گروگان گیری در ایران ، به این کنوانسیون ها استناد کرد. پس قوانین بین المللی و احکام دادگاه خوب هستند ولی فقط زمانی که به نفع ما باشند. در غیر این صورت ، این قوانین از نظر ایالات متحده ، نامناسب هستند. جان بولتون ، سفیر وقت امریکا در سازمان ملل ادعا دارد مشکل اصلی دادگاه جهانی و همه جهانیان این است که آنان قوانین بین المللی را بد تعبیر می کنند. بولتون به عنوان یکی از کارشناسان حقوقی دولت بوش می نویسد: در بقیه نقاط جهان ، قوانین بین المللی و احکام الزام آور آن ، بدیهی پنداشته می شوند ولی چنین مقررات الزام آوری ، شامل ایالات متحده نمی شوند. واقعیت این است که صلاحیت قوانین بین المللی در تضاد با آزادی واشنگتن برای اقدامات دلخواه است که این امر در آینده ، ما را دچار محدودیت های فراوانی خواهد کرد. معاهدات برای ایالات متحده ، نه الزامات حقوقی ، بلکه بیشتر تعهداتی سیاسی محسوب می شوند.بنابراین ، برخلاف آنچه که دیگران به اشتباه می پندارند، کاملا برای واشنگتن مناسب بود تا از پرداخت بدهی های خود به سازمان ملل از دوران زمامداری ریگان تا سال 2001 ، خودداری کند، یعنی تا زمانی که واشنگتن برای نیاز به حمایت بین المللی خط مشی خود را عوض کرد. با ابتکار واشنگتن ، دادگاه جهانی در سال 1962 حکم داد که پرداخت مطالبات سازمان ملل برای تمامی اعضا الزامی است ؛ ولی آن حکم ، برای دشمنان و پیش از آن صادر شد که این دادگاه ، به خاطر مخالفت با واشنگتن ، صلاحیت خود را از دست بدهد. کاری هم نداریم که بدهی های واشنگتن به سازمان ملل ، همیشه کمتر از میزانی بوده است که قدرت اقتصادی ایالات متحده را به درستی نشان دهد. استدلالات واشنگتن ، کاملا واضح است و در هماهنگی کامل با چیزی است که بوش ، فهم جدید از قوانین جنگ می نامد، به این معنا که از نظر وی ، قوانین و معاهدات بین المللی ، مقررات قراردادی اختصاصی هستند که طرف قوی تر آزاد است آن را به کار گیرد و یا هر موقع صلاح دید، زیر پا بگذارد: این قوانین برای تضمین «جهانی امن تر برای سرمایه داران» با تحکم تمام ، تحمیل می شوند ولی زمانی که مانع توسل واشنگتن به تهاجم و دیگر جنایات هستند، عجیب و غریب و قدیمی به شمار می آیند.بهتر است اضافه کنیم که در این موارد، دولت بوش در طیفی قرار دارد که نسبتا باریک است . این فهم جدید از قوانین ابداع یکی از مردان لیبرال منش معروفی است که به دلیل ایجاد نظم مدرن مورد تشویق قرار گرفته اند: دین آچسون ، مشاور کندی در ژانویه 1963 ، بلافاصله پس از بحران موشکی کوبا، آچسون به انجمن امریکایی حقوق بین الملل دستور داد در مواقعی که ایالات متحده به چالش های پیش آمده برای قدرت ، موقعیت و پرستیژ خود واکنش نشان می دهد، نباید هیچ گونه موضوع حقوقی مطرح شود. آچسون مطمئنا آگاه بود که جنگ بین المللی تروریستی که عامل مهمی در پیش بردن جهان به آستانه فاجعه بود، بلافاصله پس از حل بحران موشکی کوبا، دوباره توسط کندی از سر گرفته شد. دیگر بهتر از این نمی توان بیانی صریح از فهم جدید قوانین را به یاد آورد که در طول تاریخ حق انحصاری قدرتهای برتر بوده است.

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها