گفت و گو با وزیر نیازمندان

در اتاق وزیر رفاه و تامین اجتماعی که به رویمان باز شد، کوشیدیم از هر دری که به سوی این وزارتخانه باز می شود سخن بگوییم ؛ اما باز هم درهای زیادی بسته و بی پاسخ ماند.
کد خبر: ۱۵۰۰۲۱
وزیر رفاه اکنون کار خود را با دهک های پایین جامعه آغاز کرده است.
این را خودش می گوید که در این وزارتخانه ، نیازمندان جامعه را شناسایی کرده ، آنها را پیدا می کنند و...


ما روزنامه نگاران اصطلاحی داریم به نام «هرم وارونه» که براساس آن در انعکاس اخبار باید ابتدا به قول معروف برویم سر اصل مطلب اما من دوست دارم طور دیگری آغاز کنم.
اکنون شما وزیر رفاه هستید اما روزگاری معتقد به اصل «نبودن» این وزارتخانه بودید، درست است؛

من معتقد بودم که نباید ساختار دولت بزرگ شود و اگر قرار است این اتفاق بیفتد ما حتما باید هر دو طرف را ببینیم و در واقع معتقد بودم و هستم که جامعیت قانون را باید در نظر بگیریم . منتها در آن فرصتی که دولت قبل داشت ، انجام نداد و الان هم که زمان آن گذشته است ، چون قانون مربوط به دولت قبل بوده است و تشکیل وزارت رفاه هم مصوب مجلس ششم بود اما این که بعد از تشکیل هم صحبتهایی بود که این وزارتخانه حذف یا ادغام شود، به دلیل نگاه بیرونی به سازمان تامین اجتماعی بود. از یک نگاه بیرونی به سازمان تامین اجتماعی خیلی ها معتقدند که سازمان ، سازمان پولداری است و بعضی دوستان ما هم معتقدند که سازمان تامین اجتماعی باید زیرنظر آنها اداره شود.

این دوستان شما چه کسانی هستند؛
حالا بعضی ها ، هر جایی...

یعنی چه ، بعضی ها، هر جایی ، مگر مشخص نیست که اینها چه کسانی هستند؛
نه ، مشخص نیست. بگذریم.

حالا اگر شما نمی خواهید به این بخش پاسخ دهید ، من هم اصرار نمی کنم.
بله ، طرحی در مجلس تصویب شد که وزارت رفاه منحل شود و آن سازمان ها زیرمجموعه وزارتخانه های دیگر قرار گیرند که آن هم در مجلس رد شد.

بعضی ها می گفتند که گویا وزارت کار بود؛
نه ، طرح از سوی مجلس بود ، طرح دولت نبود. به خاطر این فضا بود که من درخواست کردم تا تعیین تکلیف این مسائل ، معرفی من و رای اعتماد به تعویق بیفتد تا مجلس در فضایی آرام نظر کارشناسی خود را ارائه کند تا اگر انحلال را نظر داد، دیگر نیازی به معرفی وزیر نشود.

البته شاید هم چون خود شما آن موقع نماینده بودید ، مجلس راحت تر با پیشنهاد تعویق رای گیری کنار می آمد یا شاید اگر فرد دیگری بود ، به این راحتی قبول نمی کردند؛
نه ، این طور نبود.

شاید هم چون فضای مجلس و موافقت ها و مخالفت ها را می دانستید این پیشنهاد را دادید تا فضا به نفع موافقان تشکیل عوض شود؛
نه ، چنین نبود. چون مجلس و رای نمایندگان تقریبا غیرقابل پیش بینی است و اگر کسی 6 دوره هم مجلس بوده تا حالا اگر الان از او بپرسی که آیا می شود تشخیص داد که مجلس در فلان موضوع چه رایی می دهد، قطعا می گوید خیر. چون رای نمایندگان باز نیست و پیچیده است و به این سادگی رای نمی دهند و البته حسن کار مجلس هم همین است که رای ها چندان قابل پیش بینی نیست و تا آخرین لحظه حرفهای موافق و مخالف را می شنوند به همین دلیل هم من برای این که فضا حداقل در انظار عمومی و رسانه ها فضایی نشود که شما اشاره کردید (هرچند خودم یقین داشتم به لحاظ شناختی که از مجلس داشتم) درخواست کردم جلسه رای اعتماد عقب بیفتد و چون این فرصت به مجلس داده شد، مجلس به عدم انحلال رای داد و بعد به وزارت من رای داد البته معتقدم این مساله یعنی مرور گذشته ، مشکلی را حل نمی کند.

قصد من از طرح این سوال و مرور گذشته و نحوه تشکیل این وزارتخانه ، بررسی جایگاه این وزارتخانه و حساسیت آن و البته مرور نظرات متفاوت و متضادی بود که درباره آن وجود داشت و این که وزارتخانه ای با این طیف وسیع از برخورداری موافق و مخالف و وجود سازمان های قوی و بعضا مدعی در نظام تامین اجتماعی چطور می تواند پا بگیرد و حرکت کند البته شما هم این موافقت ها و مخالفت ها را طبیعی می دانید.
اختلاف نظرهایی که در این مدت به تغییر وزیر رفاه و چند تغییر دیگر از جمله تغییر ناگهانی در سازمان تامین اجتماعی منجر شد و این مساله ، وزارت رفاه را به نوعی با ناپایداری مواجه کرد. تغییر یک وزیر که طبیعی بود و زمان قانون دولتی هم تمام شد و وزیر رفاه آن دولت هم خود به خود رفت . پس از آن هم تغییرات مربوط به عهد و میثاق رئیس جمهور با وزرا و بررسی عملکرد یک ساله بود و البته انتظار از این وزارتخانه بیشتر هم بود، چون در ابتدای کار قرار داشت.

البته براساس این نظر هم شاید بهتر بود، ثبات مدیریت در وزارتخانه ، منجر به ثبات و پایداری برنامه ریزی و نمود زودتر فعالیت ها باشد.
به هر حال انتظار اجتماعی این بود و به این تغییر هم اشاره کردید. به خاطر مراقبت از طفل نوپای وزارت رفاه بود که البته تشخیص آن هم با بنده نبود و باید از کسی که در این خصوص مسوول است ، پرسید چرا مراقب این طفل نوپا را تغییر داده است اما به نظر من ، مسوولیت های وزارت رفاه با همه خواسته های مردم سروکار دارد. حدود 28میلیون نفر تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی هستند. حدود 20میلیون نفر روستایی تحت پوشش سازمان خدمات درمانی هستند و حدود 8میلیون کارمند دولت و خانواده آنها نیز تحت پوشش این سازمان هستند. همه بازنشستگان زیرپوشش سازمان بازنشستگی قرار دارند. صندوق بیمه روستاییان و بهزیستی در حیطه های مختلف وظایفش زیر پوشش این وزارتخانه هستند و تقریبا همه مردم زیرپوشش ما هستند، غیر از درصد کمی که تحت پوشش هیچ بیمه ای نیستند و درصد آنها را نیز پس از تهیه بانک اطلاعات ، مشخص می کنیم . نوع و سطح خدمات هم بسیار متنوع است که البته چون مخاطب آن ، مردم هستند و جمعیت زیادی را شامل می شود، شاید چندان دیده نشود و بسرعت نمود پیدا نکند، به همین دلیل با این که خدمات دولت در این بخش در 2سال گذشته ، اصلا قابل مقایسه با قبل نیست ، ولی باز هم به دنبال توسعه آن هستیم . مثلا از ابتدای شروع کار دولت و مجلس ، اعتبارات حمایتی که به کمیته امداد و بهزیستی داده شد، قطعا 300درصد افزایش یافته است و شاید بیش از 100میلیارد تومان به اعتبارات بخشهای حمایتی اضافه شده است.

البته یکی از موارد انتقاد یا بهتر بگویم غیرشفاف هم همین کمک وزارت رفاه به کمیته امداد بوده است؛
از کجا قرار گرفته؛

یعنی چی که از کجا قرار گرفته ، منظورم همین کمکی است که می فرمایید به کمیته امداد شده است.
نه ، وزارت رفاه نداده است. کمیته امداد زیرنظر وزارت رفاه نیست و این وزارتخانه دخالتی در بودجه کمیته امداد ندارد.

این کمک از زبان شما اعلام شده است و همین الان هم به آن اشاره کردید؛
وزارت رفاه ساختارش 3 بخش دارد. بخشهای درمانی بیمه ای و حمایتی جزو ساختار وزارت رفاه است. حمایت در کشور از وظایف کمیته امداد و سازمان بهزیستی است اما اعتبارات کمیته امداد دست وزارت رفاه نیست و مستقل است و از دولت و مجلس اعتبارات می گیرد. منظور من ، نگاه دولت و مجلس به بخش حمایتی است . به عنوان مثال سال 81 تا 83 مستمری یک نفر در کمیته امداد و بهزیستی در ماه 8هزار تومان بود. در لایحه ای هم که دولت سابق به مجلس داد ، همین رقم پیشنهاد شده بود در حالی که در این 4 سال ، حداقل 60 تا 70 درصد تورم داشتیم ولی مجلس فعلی در همان سال اول ، این رقم را صددرصد افزایش داد و ربطی هم به وزارت رفاه و بنده نداشت . سال بعد هم دولت 50 درصد افزایش داد. غیر از این ، دولت و مجلس امتیازاتی را برای کمیته امداد و بهزیستی و مددجویان آن اختصاص داد مثلا از پرداخت حق اشتراک و انشعاب آب و برق و گاز، آنها را معاف کرد.این مساله ، قابل توجه است که نه تنها در ایران که در کل دنیا باید از دهکهای پایین جامعه که مشمول هیچ نظام بیمه ای نیستند، حمایت شود و البته در ایران که مدعی حمایت از محرومان است ، کاملا بدیهی است و اگر دولت هم حمایت نکند، خود مردم حمایت می کنند و عدالت محوری دولت نهم هم بر این مبنا استوار است که نمونه بارز آن ، واگذاری سهام عدالت است که اولین آن به محرومان واگذار شد.هدف دولت و وزارت رفاه هم این است که چتر تامین اجتماعی را ایجاد کنیم و گسترش دهیم . در واقع اگر چتر حمایتی گسترش می یابد، به دلیل این است که ما نظام تامین اجتماعی درستی در کشور نداشتیم و اگر همه مردم تحت پوشش بیمه ها قرار بگیرند، دیگر جمعیتی باقی نمی ماند که تحت حمایت سازمان های حمایتی مانند کمیته امداد قرار گیرند و به همین دلیل شروع کردیم به شناسایی گروههای نیازمند.

شناسایی این گروهها از کی شروع شده و قرار است چه اتفاقی برای آنها بیفتد؛
در حال حاضر شروع کردیم به شناسایی گروههایی که زیر پوشش هیچ بیمه ای نیستند و توانایی آن را هم ندارند که به صورت کامل تحت پوشش بیمه قرار گیرند. از این رو ، 2 قشر رانندگان و خادمان مساجد را به عنوان نمونه هایی که ریسک خطر آنها بالاست ، انتخاب کردیم تا تحت پوشش بیمه قرار گیرند. رانندگان به این دلیل که بنابر نوع شغل خود، درصد خطر در کار آنها زیاد است و اگر خدای نکرده مشکلی برای آنها ایجاد شود و بیمه نباشند، آن وقت مشکلات زیادی گریبان خانواده آنها را خواهد گرفت ؛ خادمان مساجد هم عموما کسانی هستند که هیچ سازمان و نهادی تا به حال از آنها حمایت نکرده است.

در این برنامه شناسایی و در نظام بیمه ای ، رابطه وزارت رفاه با دستگاه های حمایتی از جمله کمیته امداد چه می شود؛ آیا شما کسانی را که تحت پوشش کمیته امداد هستند، در واقع تحت پوشش خود قرار می دهید؛
دستگاه های حمایتی از جمله کمیته امداد مسوول حمایت از کسانی هستند که به دلایل مختلف ، از نظام تامین اجتماعی جا می مانند. در واقع وظیفه آن ، جمع آوری ریزش های این نظام است.

یعنی حمایت از این به قول شما ریزش ها، وظیفه وزارت رفاه نیست؛
هست ، این مساله مسوولیت کلی نظام است . برای درک این موضوع ، مثالی می زنم ، حساب کنید که یک مسابقه دوومیدانی است و عده ای قرار است تا پایان خط بدوند. برای رسیدگی به حال کسانی که نمی توانند تا پایان مسابقه بدوند، معمولا آمبولانس وجود دارد که درواقع نقش یک واحد حمایتی را ایفا می کند و هر قدر که افراد دونده ، قوی باشند، نیازی به آمبولانس نیست و ممکن است آمبولانس تا پایان مسابقه خالی طی مسیر کند و برعکس این مساله هم وجود دارد.

«بگو مگو» بر سر بودن یا نبودن


قاعدتا ماهیت تشکیل هر سازمان جدیدی با حرفها و حدیثها و با موافقت ها و مخالفت هایی همراه است که تشکیل وزارت رفاه هم از این قاعده جداگانه نبود و بر این اساس برخی از صاحب نظران و مردم براساس پیش داشته های خود درباره این وزارتخانه نظراتی موافق یا مخالف داشتند. تشکیل وزارت رفاه هم در مجلس ششم تصویب شد.

تعدادی به طور صددرصد موافق تشکیل بودند ، چون معتقد بودند که هر کدام از دستگاه های بیمه ای و حمایتی به عنوان چرخ پنجم حرکت دستگاه اجرایی محسوب می شوند و اولویتی برای ضرورت و اهمیت این دستگاه ها نبود.
به عنوان مثال با مسوولیت های سنگینی که در وزارت بهداشت بود، توجه چندانی به بهزیستی یا سازمان خدمات درمانی نمی شد و اینها در اولویت های بعدی بود یا با توجه به مشغولیت ها و کارهای سنگین سازمان مدیریت سازمان بازنشستگی یک جزء بسیار محدودی در اولویت های پایین قرار داشت و سازمان تامین اجتماعی نیز به همین ترتیب بود و در مجموع توجه چندانی به آن نبود و تمام این مسائل موجب شد که احساس شود در این ساختار یک ناهماهنگی هایی وجود دارد.
این دیدگاه موافقان تشکیل وزارتخانه بود که اعتقاد داشتند یک سازمان جدیدی نماینده مستقیم تمام اینها در دولت باشد.
مخالفان عقیده داشتند که ساختار دولت را بزرگ کردن ، خلاف قانون است و طبق قانون ، ایجاد وزارتخانه جدید ممنوع بود و به همین دلیل شورای نگهبان با آن مخالفت کرد.
قانون دوباره برگشت و این طور تصویب شد که 2 تا از وزارتخانه های موجود ادغام شوند یا یکی از آنها حذف شود تا وزارت رفاه که به اعتقاد نمایندگان تشکیل شدنش بسیار ضروری بود شکل بگیرد.

در این روند که مسابقه زندگی است ، اگر تصمیمات جدید بگیریم و موانع را بردارید یا موانعی بگذارید ، تاثیرگذار است . مثلا اگر مسابقه 100متر پیاده روی باشد ، تقریبا همه آن را طی می کنند اما اگر 1000متر شود آن هم با مانع ، مشخص است که برای خیلی ها که توانمند نباشند، طی مسیر و رسیدن به خط پایان ، بسیار مشکل است و نیاز به آمبولانس محسوس می شود. این موضوع در خصوص جامعه و تصمیماتی که برای طی این مسیر گرفته می شود نیز صادق است.

به عنوان وزیر رفاه ، اکنون وضعیت جامعه را مسابقه 100متر پیاده روی می دانید یا دوی سرعت 1000متر با مانع؛
هیچ کدام. اما این وضعیت را در شرایط مختلف نظام داشته ایم. اصلا نهادهای حمایتی از جمله کمیته امداد به عنوان یک آمبولانس برای حمایت از مردم جا مانده از زندگی در دوره طاغوت به وجود آمد و به کار خود ادامه داد و در واقع آمبولانس بود که ریزش های رژیم قبل از جمله پیرمردها و پیرزن های بالای 90سال را در قالب طرح شهید رجایی جمع آوری کرد اما مطمئن باشید هیچ کس و حتی خود کمیته امداد و وزارت رفاه و دولت هم دلش نمی خواهد که نهادهای حمایتی ما پررونق باشد اما آنها مجبورند که باشند چون نظام تامین اجتماعی ما به خوبی شکل نگرفته است . به همین دلیل ما دنبال این هستیم که جلوی ریزش ها را بگیریم و نظام تامین اجتماعی را تقویت کنیم. به همین دلیل به شناسایی گروهها پرداختیم و رانندگان و خادمان مساجد را در مرحله اول بیمه قرار داریم.

این شناسایی و دسته بندی گروهها از چه زمانی شروع شد؛
از ابتدای حضورم در وزارتخانه ، این دسته بندی ها شروع شد. 16 گروه را مشخص کردیم که به مرور آنها را تحت پوشش بیمه قرار دهیم که براساس ریسک شغلی آنها صورت می گیرد اما جهت گیری اصلی دولت در بحث تامین اجتماعی را به طور شاخص و گویا در لایحه ای می بینید که از محل صرفه جویی بنزین برای گسترش تامین اجتماعی در نظر گرفته شده است که اولویت دولت بعد از گسترش راه آهن و احداث پالایشگاه است تا به 12 گروه شناسایی شده کمک کنیم تا تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گیرند. لذا این سیاست ها، با شعار درست نمی شود. کما این که در دولت قبل ، یک نفر را اجازه ندادند به نهادهای حمایتی اضافه شود تا آمار این افراد بالا نرود و فکر می کردند با این روش فقر از بین می رود.

حالا شما به عنوان وزیر رفاه دولت نهم فکر می کنید که این ریزش ها در جامعه کم شده یا زیاد شده است؛
تا ما درها را باز نکنیم که نیازمندان بیایند تعداد آنها مشخص نمی شود. امسال مجلس اجازه داد 250هزار نفر جدید جذب نهادهای حمایتی شوند که البته بسیاری از آنها از قبل شناسایی شده و دارای پرونده بودند. به نظر من ورودی و خروجی به نهادهای حمایتی خیلی مهم است و بهترین سیاست در این پروسه توانمند کردن آنها به حرفه و شغل است . در این زمینه بیش از 130هزار شغل زود بازده برای اینها ایجاد شده است که دسته ای از آنها هم کسانی هستند که در معرض حمایت بودند اما به جای تحت حمایت عرفی قرار دادن یعنی دادن ماهانه کمک به آنها، حمایت های دیگر از جمله ایجاد حرفه و شغل برای آنها صورت گرفت.

پس در واقع ورودی ها مهمتر است؛
بله ، مهمتر است اگر ما بتوانیم اینها را شناسایی کنیم.

ما ، منظورتان کیست ، وزارت رفاه؛
ما ، یعنی کشور ، یعنی کل نظام اسلامی.

بالاخره این «ما» که می فرمایید در کجای نظام تامین اجتماعی است؛
اینها همه جزء نظام تامین اجتماعی است ، مهم نیست متصدی آن کیست.

بالاخره این مساله در جایی به عنوان قانون مشخص هست یا نیست؛
بله ، این قسمت یعنی کسانی که زیر چتر حمایتی قرار می گیرند در ارتباط با توانمندسازی ، آیین نامه اجرایی مصوب هیات وزیران دارد و از سیاست های جاری دستگاه های حمایتی است . بخش عمده این کمکها هم حل مشکل مسکن آنهاست چرا که بسیاری از این افراد شغلی دارند که با آن امرار معاش کنند اما چون مسکن ندارند دچار مشکل عمده می شوند به این دلیل وزارت رفاه عمده اعتبارات خود را برای حل مشکل مسکن نیازمندان قرار داد. 28هزار و 500واحد مسکونی با اعتباراتی که امسال وزارت رفاه در اختیار بهزیستی و کمیته امداد قرار داد برای دو قشر معلولان و نیازمندان تا پایان سال مسکن تهیه می کند.

شما که فرمودید وزارت رفاه بودجه ای به کمیته امداد نمی دهد؛
نه اعتبارات آنها در اختیار ما نیست اما ماموریت داریم به عنوان یک وزارتخانه ستادی دستگاه هایی را به عنوان مباشر زیرپوشش قرار بگیریم که رابطه ما با کمیته امداد هم به این شکل است ؛ یعنی آنها مباشر وزارت رفاه هستند. کمیته امداد و بهزیستی را در زمینه مسکن مباشر قرار داده ایم که امسال سازمان بهزیستی 8هزار واحد مسکونی در اختیار مددجویان قرار می دهد.

چه تعداد معلول در کشور داریم؛
حدود 3میلیون معلول داریم که البته دامنه معلولیت آنها از قطع بند انگشت هست تا قطع نخاعی را شامل می شود. توضیح می دادم که ما وقتی از این طریق و با این سیاست 28هزار و 500نفر را توانمند کردیم و از چرخه حمایتی خارج شدند ما می توانیم افراد دیگری را وارد چرخه حمایت کنیم.

یعنی باید حتما افرادی از زیر چتر خارج شوند تا عده ای وارد آن شوند؛
نه. این طور نیست. امسال 250هزار نفر را وارد کردیم به چرخه حمایتی خودمان بدون این که کسی از این چرخه خارج شود.

این افراد چطور شناسایی می شوند؛
اینها را از طریق بسیج محل ، مسجد محل ، مسوولان ، نماینده او یا هر جای دیگری شناسایی می کنیم و بعد از طریق گروههای تحقیق بدون این که عزت نفس آنها لطمه بخورد، نیازمند بودن آنها را بررسی می کنیم که ببینیم نیازمند کمک مالی است یا نیازمند درمان است یا کمکهای دیگری لازم دارد.

لطفا به این سوال من پاسخ دهید که اگر در حال حاضر یک نفر نیازمند، محتاج درمان یا یک عمل جراحی سنگین شود، چه می شود؛
تمام افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد بیمه هستند و هزینه آنها 100درصد پرداخت می شود.

و کسی که هیچ نوع بیمه ای ندارد و تحت پوشش هیچ جا هم نیست؛
نه آنها تحت پوشش قرار نمی گیرند اما به صورت موردی برای آنها انجام می شود. مثلا برای عمل حلزونی گوش یا بیماری های دوجنسی یا صعب العلاج ها کمکهایی را از طریق بهزیستی قرار دادیم که 62میلیارد و 500میلیون تومان برای بیماران صعب العلاج و بیماری های دارای مخارج سنگین امسال از طریق وزارت رفاه در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفت البته این مسائل درمانی برمی گردد به این که ما نظام بیمه ای همگانی نداشتیم.

اشاره خوبی داشتید به بحث بیمه همگانی که سوال بعدی من نیز در این ارتباط است.الان وضعیت بیمه همگانی به کجا رسیده است؛
در حال حاضر 20میلیون روستایی در عرض یک سال و نیم تحت پوشش بیمه قرار گرفته اند که به نظر من افتخار بزرگی است که شما 20میلیون نفر را بدون دریافت یک ریال بیمه کنید آن هم با نظام ارجاع و پزشک خانواده که الان نزدیک به 6هزار پزشک در طرح پزشک خانواده روستاییان در حال همکاری هستند و وزارت رفاه سرانه سطح یک را در اختیار وزارت بهداشت قرار می دهد و وزارت بهداشت خدماتی را به روستاییان در روستاها ارائه می کند و سطح تخصصی دو و سه را نیز صددرصد بیمه کرده اند که 10درصد فرانشیز می دهد و 90درصد هزینه ها توسط سازمان بیمه خدمات درمانی تامین می شود.به امید خدا سال آینده بانک اطلاعات هم که جا داشت پیش از این اجرا شود تکمیل می شود و احتمالا کارش تا پایان سال تمام می شود که از این طریق همپوشانی های بیمه هم حل می شود. می دانید که در کشور ما بیش از 70میلیون دفترچه در اختیار مردم است در حالی که درصدی از مردم هم بیمه نیستند که این مساله به دلیل نقص قانون است.

نقص قانون؛ برای رفع نقص قانون چه کرده اید؛
باید ابتدا بانک اطلاعات موجود باشد تا براساس آن همپوشانی ها مشخص شود. در حال حاضر قانون این است که اگر کسی مشغول کار شد باید به او و همسر و فرزندش دفترچه بدهد. اگر همسر شما هم استخدام شود به استناد قانون می تواند از سازمان های بیمه ای دفترچه بگیرد که موجب همپوشانی می شود و البته منشا قانونی حتی پیش از انقلاب دارد و اگر من بگویم به همسر شما که استخدام است و از طریق شما هم بیمه است و دفترچه دارد سازمان تامین اجتماعی دفترچه ندهد او می تواند برود از من شکایت کند اما بانک اطلاعات می تواند گام اول برای اصلاح قوانین باشد اما بانک اطلاعات که براساس کد و شماره ملی است لازمه هر نوع کاری است و ما این کار را شروع کردیم و به نظر من بانک اطلاعات از شام شب هم واجب تر است ؛ چراکه بانک اطلاعات در صورت تشکیل می تواند به همه کشور خدمات بدهد و هر کس به فراخور نیاز خودش می تواند از آن استفاده کند. به عنوان مثال دستگاه های بیمه ای می توانند شما را شناسایی کنند که آیا دفترچه بیمه دارید یا ندارید.

یعنی با ایجاد این بانک دیگر یک نفر چند دفترچه بیمه نخواهد داشت؛
در مرحله اول خیر، چون این بانک مسوولیت آن را ندارد و حل و فصل مسائل مربوط به مشکلات همپوشانی گام بعدی است که نیازمند اصلاح قوانین است که وظیفه مجلس است. الان ما نمی توانیم به کسی که 4 تا دفترچه بیمه دارد بگوییم چرا داری چون قانون به ما این اجازه را نمی دهد.

البته خیلی از خدمات درمانی ارائه شده با این دفترچه ها کیفیت مناسبی ندارد و این دفترچه ها... به درد....
نه به درد می خورد. بالاخره یک جا دفترچه تامین اجتماعی قبول می شود یکجا دفترچه نیروهای مسلح ، یکجا دفترچه شرکت نفت ، بالاخره این دفترچه ها به درد می خورد که الان 70 میلیون دفترچه داریم.

بپردازیم به بحث درمان ، در حال حاضر وضعیت خدمات درمانی بیمه را در کشور چطور ارزیابی می کنید؛
موضوع درمان کشور هم مثل همپوشانی های قانونی ، ایراداتی دارد که آن هم قانونی است چون هر کدام از قوانین در مقطع خاصی تصویب می شود. مثلا بحث تعرفه های پزشکی که الان براساس قانون هم شورای عالی بیمه آن را تعیین می کند و هم سازمان نظام پزشکی متصدی آن است.

صولت فروتن
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها