سلامت روان ، نیاز انسان و جهان

هفته بهداشت روان را پشت سرگذاشتیم. شاید این زمان بهانه خوبی برای پرداختن به مساله مهم بهداشت روان باشد اما واقعیت این است که سلامت روانی
کد خبر: ۱۴۹۷۵۳
به لحاظ نقش حیاتی در رفتار و عملکرد جسم و روان انسان توجهی بیش از این می طلبد و بی تردید حل معضلات زمینه ساز اختلالات روان نیازمند تلاش هدفمند و بی وقفه در این حوزه است.
به همین مناسبت با دکتر احمد جلیلی ، رئیس انجمن روانپزشکان ایران به گفتگو نشسته ایم تا ما را بیشتر با مسائل مربوط به سلامت روان آشنا کنند.


سلامت روان را به لحاظ علمی چطور تعریف می کنید؛
سلامت روان چیزی جدا از تعریف کلی سلامت نیست چراکه روان با تمامیت انسان رابطه دارد و زمانی میسر می شود که فرد هیچ احساس ناخوشایند و نامطلوبی از زندگی نداشته باشد و دیگران ازجمله پزشکان هم او را در حد طبیعی بدانند بنابراین احساس امنیت خاطر، شادمانی بموقع ، اندوه بموقع ، خواب و خوراک و انرژی به اندازه می تواند نشان دهنده سلامت روان باشد. ملاحظه می کنید در اینجا به چند فاکتور جسمی اشاره شد زیرا بهداشت روان جدا از بهداشت جسمی و عمومی نیست . به ندرت پیش می آید که فرد وضعیت جسمی غیرطبیعی داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هیچ مشکلی نداشته و کاملا در وضعیت مناسب و مطلوبی باشد.این مساله در بیماران قلبی ، مبتلایان به بیماری های مزمن ریوی و بسیاری مشکلات دیگر قابل مشاهده است .عکس این موضوع هم صادق است . یعنی کسی که از بیماری روانی رنج می برد و برای مثال به اسکیزوفرنی مبتلا است ، ابتدا یک بخش جسمی یعنی مغز او دچار اختلال شده و تغییراتی در آن رخ داده که موجب عدم تعادل عملکرد آن شده و تظاهرات روانی آن به صورت بیماری اسکیزوفرنیا بروز کرده است.

مهمترین بیماری های روانی کدامند؛ و در کشور ما کدام یک شایع ترند؛
اگر از نظر شیوع بیماری در نظر بگیریم ، افسردگی و اضطراب مهمترند اما از نظر نتیجه پایانی باید گفت بیماری هایی مانند اسکیزوفرنی مهمترند زیرا مسیر شدیدتری دارند، درمانشان دشوارتر و طولانی تر است و معمولا نتایج کمتری به دست می آید. پس از آن بیماری های دوقطبی ، انواع زوال های عقلی و برخی اختلالات شخصیت به لحاظ نتایج بدترین نوع بیماری های روانی اند، اما خوشبختانه برای همه این اختلالات درمان وجود دارد. در کشور ما و البته در همه جهان افسردگی شایع ترین بیماری روانی است.

آیا آمار مشخصی را برای مبتلایان به بیماری روانی در کشورمان در اختیار دارید و این اختلالات در میان کدام جنس بیشتر است؛
البته برای به دست آوردن آمار دقیق در این باره تلاش بیشتری باید صورت گیرد ولی مطمئنا آمار پایینی نیست اما بین دو جنس مسلما در خانمها بیشتر است . اصولا خانمها به دلایل متعدد در هرجای دنیا که باشند تحت شرایطی قرار دارند که گرچه طبیعی هستند تغییر و تحولاتی را سبب می شوند که پیامدهای روانی آنها اجتناب ناپذیر است. قاعدگی ، بارداری با مشکلات عدیده ای که به همراه دارد، یائسگی ، فشارهای اجتماعی و به نوعی تبعیض های شغلی که در همه کشورهای جهان به چشم می خورد، همگی عواملی هستند که شیوع بیماری روانی در زنان را افزایش می دهد. علاوه بر این که زنها به لحاظ عاطفی و هیجانی آسیب پذیرترند.

رایج ترین روشهای درمانی بیماری های روان کدامند؛
رایج ترین روشهای درمان بیماری های روان ، روان درمانی و درمان های دارویی هستند البته برخی روشهای دیگر هم گاهی به کار می رود اما عمدتا از این دو گروه برای رفع اختلالات روان استفاده می شود .روان درمانی یا سایکوتراپی نحوه برخورد با حوادث را به شخص می آموزد و به او کمک می کند به علت بیماری خود پی برده و تغییرات مثبتی را در شیوه زندگی خود اعمال کند. این روش می تواند به عنوان بخش مهمی از درمان افسردگی یا اختلال دو قطبی در نظر گرفته شود. دارو درمانی همان طور که از نامش پیداست ، مستلزم استفاده از داروهاست که به بازگشت تعادل مواد شیمیایی در مغز کمک می کنند. انواع داروها شامل داروهای ضداضطرابی ، ضدافسردگی ، آنتی سایکوتیک و آنتی مانیک و تثبیت کننده های خلق و غیره هستند.

ارتقای سلامت


افراد واکسیناسیون در مقابل بیماری های روانی هم امکان پذیر است. اگر افراد مطابق سنت جامعه خودشان و اصول صحیح آن تربیت شده و در مراحل رشد و تربیت و آموزششان با حکمت و فرهنگ بومی خود و میراث فرهنگی جهان آشنا گشته باشند ، بایدها و نبایدها را از نظر زندگی بیاموزند و از طرفی حکومت ها امکانات و شرایط آرامش روانی افراد جامعه را مهیا سازند ، مسلما نوعی مصنویت در برابر اختلالات روان فراهم می شود.

اغلب مشکلاتی که بهداشت روانی را به خطر می اندازد ، به دست خود بشر ایجاد می شود.
سیستم های اقتصادی که منجر به تبعیض و فقر می شود، جنگ ، تهاجمی که در ذات بشر نهفته است ، زیاده طلبی های او و بویژه زندگی اجتماعی که به جبر تشکیل داده از عمده مسائلی هستند که اگر رعایت شوند واکسینه می شویم.
درمان بیماری های جسمی که در اثر مزمن شدن معمولا ناتوان کننده بوده منجربه افسردگی و اضطراب می شوند، بهره مندی از هوای پاک ، ترافیک روان ، تامین منابع غذایی سالم و همه شرایط متعادل محیطی در ارتقای سلامت افراد جامعه تاثیر دارند.

و بالاخره یکی دیگر از روشهای درمانی که در موارد حاد به کار می رود شوک درمانی است که در آن از شوک الکتریکی برای بازگرداندن بیمار تهاجمی به حالت عادی استفاده می شود.

چرا گاهی بیماری های روانی و ویژگی جنون یکسان تلقی می شوند؛
این فقط یک نامگذاری است و در واقع مشکل تاریخی دارد. در گذشته معتقد بودند فرد مبتلا به بیماری روانی ، جن و دیو وارد بدنش شده است و بیمار روانی به غلط و بر مبنای عدم آگاهی و جهل موجود دیوانه و مجنون نامیده می شد که به همراه خودش انگی را آورده است .از نظر علم روانپزشکی بیمار روانی دچار اختلالات ذهنی می شود، اما دیگران از جمله عوامل حقوقی تعبیر به زوال عقل می کنند و برداشت قانونی اجتماعی از یک مساله پزشکی صورت می گیرد.

افراد چه زمانی نیاز دارند به روانپزشک مراجعه کنند؛
هر گاه علائم شایع خودشان را نشان دهند. حتی گاهی درد ممکن است نشانه خوبی برای اختلالات روانی باشد. به طور کلی دردهای طولانی بدون عامل مشخص ، تغییر در تحمل شخص ، تغییر در خورد و خوراک ، خواب و انرژی و احساس پایین آمدن آستانه تحریک پذیری می توانند مشخصه آغاز بیماری های روانی باشند.

آیا درمان کامل و بدون عود بیماری های روانی ممکن است؛
بله. این امکان وجود دارد. بعضی بیماری ها مثل اختلالات دوقطبی ، اسکیزوفرنی یا افسردگی عودکننده اند، اما راه جلوگیری از عود آنها را یافته و داروهایی تولید شده اند که از بازگشت بیماری جلوگیری می کنند. گاهی بیماری ذاتا عودکننده نیست اما با قرار گرفتن در شرایطی که مجددا منجر به شکستن فرد شود، عود بیماری باز هم صورت می گیرد و بالاخره گاهی برخی عودها به قطع مصرف داروها مربوط می شود چون هنوز مغز برای مقابله با بیماری به دارو نیاز دارد و افراد آن را از داروی موردنیازش محروم می کنند.

مهمترین ابزار تشخیصی در روانپزشکی چه هستند؛
مصاحبه با بیمار و اطرافیان او، توجه به علائم ، سابقه خانوادگی افراد ابزار عمده تشخیص اختلالات روان در افراد محسوب می شوند.

آیا نباید بیمارستان های عمومی هم بخش روانپزشکی داشته باشند؛
واقعیت این است که باید این طور باشد و در همه دنیا نیز صورت گرفته است. در زمان ساسانیان و در قرن ششم هجری در یزد چنین مواردی را داشتیم. متاسفانه مقاومتی وجود دارد که ناشی از کمی اطلاع از بیماری های روانی است البته مسلما این کار در مورد گروه خاصی از بیماران روانی ممکن نیست . چندین سال است بخشنامه وزارتی صادر شده به بیمارستان های دولتی که 10درصد تختهای خود را به بیماران روانی اختصاص بدهند ، اما خودداری می کنند. مشکل دیگر خودگردان شدن بیمارستان هاست که فشار آن بر مردم اعمال می شود که به دلیل عدم برخورداری از بیمه مناسب باید به بیمارستان پول پرداخت کنند و بخش روانپزشکی به علت این که درآمد قابل ملاحظه ای را در مقایسه با سایر بخشها عاید بیمارستان ها نمی کند معمولا دایر نمی شود . امیدواریم این مشکلات با تغییر دیدگاه ها نسبت به بیماری و بیمار روانی رفع شود و در کنار افزایش امکانات درمانی ، گامهای موثرتری هم در ارتقای سلامت روان جامعه صورت گیرد.

زهرا فقهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها