جشنواره‌ها، صحنه تحقیر سینمای زیرزمینی

با اعلام فیلم‌های هفتادوپنجمین جشنواره فیلم برلین و سپس برگزیدگان آن، برای چندمین بار مشخص شد، آن سینمای به‌اصطلاح مستقل زیرزمینی که از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای داخلی و خارجی، تبلیغ و پروپاگاندا می‌شد، دیگر در جشنواره‌های خارجی حتی تره هم برایش خرد نمی‌کنند!
با اعلام فیلم‌های هفتادوپنجمین جشنواره فیلم برلین و سپس برگزیدگان آن، برای چندمین بار مشخص شد، آن سینمای به‌اصطلاح مستقل زیرزمینی که از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای داخلی و خارجی، تبلیغ و پروپاگاندا می‌شد، دیگر در جشنواره‌های خارجی حتی تره هم برایش خرد نمی‌کنند!
کد خبر: ۱۴۹۵۰۴۱
نویسنده سعید مستغاثی - مستندساز و کارشناس سینما
 
همان که از شکوفایی‌‌اش و از انزوای سینمای اصلی ایران سخن می‌راندند و این‌که از این پس این سینما دیگر محلی از اعراب در جشنواره‌های خارجی نداشته و تنها همان سینمای موسوم به زیرزمینی و مستقل است که جشنواره‌های جهانی را درمی‌نوردد و حتی برای آن یک گروه من‌درآوردی هم بیرون آوردند که خود را سینماگران مستقل خواندند! و البته به‌جای فیلم و سینما، تنها به صدور بیانیه و خواندن اعلامیه بسنده کرده و با همان نگاه غیرسینمایی و حزبی و سیاسی، حضور فیلم‌های سینمای ایران در جشنواره‌ها را محکوم نموده و خود را نماینده واقعی این سینما دانستند!
اما تقریبا از همان روزهایی که سه سال قبل، برخی آثار این سینما به‌اصطلاح یواشکی و بی‌سروصدا، برخلاف قوانین و ضوابط موجود، خود را سراسیمه به جشنواره‌های خارجی رساندند، روشن شد که هیچ نشان و بویی از «سینما» و «فیلم» در چنین آثاری به چشم نمی‌خورد و از همین روی اغلب جشنواره‌های فوق علی‌رغم همه شعر و شعارها اما به‌هرحال چون بحث «سینما» و «هنر» و «فیلم» در میان است، نمی‌توانند هر عکس متحرکی را به‌عنوان سینما پذیرفته یا جایزه بدهند، درحالی‌که آن اثر از سطح استاندارد یک فیلم بسیار پایین‌تر بوده و اساسا حیثیت و اعتبار آن جشنواره را می‌تواند زیر سؤال ببرد. 
اگرچه دورانی تنها نمایش چهره ناگواری از ایران و ایرانی بعلاوه چهار تا فحش کفایت می‌کرد تا جایزه یک فیلم در جشنوارهای بین‌المللی تضمین شود و اساسا خود سینما چندان معنی و مفهومی در این میان نداشت! و چه آثار هجو و سازندگان هجوتری (که حتی نمی‌دانستند کلمه «سینما» را با «سین» می‌نویسند یا «صاد») با بهره‌گرفتن از این فرصت، جشنواره‌ها و خریداران خارجی را تلکه کردند اما به‌هرحال دیگر این جشنواره‌های بین‌المللی هم برای عنوان و سابقه و اعتبار خود هم که شده، حاضر نیستند به هر اراجیفی جایزه بدهند!
     
دیگر دوره‌‌اش گذشته
این تغییر موضع تقریبا از ماه می ۲۰۲۲ و حضور فیلم پرسروصدا اما بی‌مایه و سخیف «برادران لیلا» در جشنواره فیلم کن آغاز شد که علی‌رغم همه ژانگولربازی‌ها و یقه‌دراندن‌ها و گریبان‌چاک‌کردن‌های عوامل فیلم در کن، هیچ جایزه‌ای دست‌شان را نگرفت و دست از پا درازتر به کشور بازگشتند.ریتم کند و اضافه‌بودن تقریبا نیمی از فیلم که به‌راحتی قابل حذف بود، بعلاوه صحنه‌های شعاری و شخصیت‌های پا در هوا و زمان طولانی آن باعث شد که با وجود تبلیغات سرسام‌آور رسانه‌های زنجیره‌ای، هیأت داوران اعتنایی به آن نکند.همین اتفاق در جشنواره فیلم ونیز برای «شب داخلی دیوار» افتاد و بازهم علی‌رغم سروصدای بسیار و پروپاگاندای همان زنجیره‌ای‌ها و شبه‌روشنفکران، بازهم هیچ جایزه‌ای نصیب فیلم نشد!
جشنواره برلین ۲۰۲۴، اوج این ماجرا بود که اثری با نام «کیک محبوب من»، با هیاهوی زنان بی‌حجاب و مشروب‌خواری و روابط آنچنانی و ممنوع‌الخروج بودن سازندگان، به‌سوی خرس طلایی (جایزه اول این جشنواره) هجوم برد اما متأسفانه این حضرات نیز در اثر خود، «سینما» و عناصر آن را از یاد برده و انتظار داشتند جشنواره برلین فقط به بی‌حجابی زنان و مشروب خوردن‌شان جایزه بدهد!
با تحقیر فیلم «دانه انجیر معابد»، در جشنواره کن، پس از آن‌همه شوآف و شامورتی‌بازی‌ها و قیل‌وقال و بیرون‌ریختن همه عقده‌های سازنده اثر، بازهم روشن شد انگار جشنواره‌های بین‌المللی دیگر قرار نیست به آثار ضد سینما باج بدهند.شبه‌رسانه‌های زنجیره‌ای و پادوهای آنها گویا از بور شدن بر سر فیلم کیک محبوب من در جشنواره برلین متنبه نشده بودند که باز دوباره با انبوهی از تبلیغات پیش‌پاافتاده، برای فیلم رسول‌اف یعنی دانه انجیر معابد به میدان آمدند و از همان اول، سند منگوله‌دار نخل طلای جشنواره کن را به اسمش زدند. 
اما طرفه آن‌که هیچ‌کدام از جوایز اصلی و مرسوم جشنواره فیلم کن به آن تعلق نگرفت و از آنجا که فیلم رسول‌اف به هیچ صراطی نمی‌توانست جایزه از این جشنواره دریافت کند، ناگهان، پس از ۷۶ دوره برگزاری این جشنواره، جایزه‌ای جدید و خلق‌الساعه از آستین مدیریت جشنواره بیرون کشیده شد به نام «جایزه ویژه» و یکراست به رسول‌اف و نه فیلم دانه انجیر معابد داده شد. گرتا گرویک، رئیس هیأت‌داوران هم در توضیح اهدای این جایزه گفت برای جبران هزینه‌هایی که عوامل فیلم متحمل شده بودند، این جایزه به آنها داده شد! شاید این سخیف‌ترین تحقیری بود که می‌توانست برای یک اثر و سازنده‌‌اش توسط یک جشنواره خارجی صورت بگیرد. از اینجا بود که همه آن رسانه‌های زنجیره‌ای و عوامل داخلی و خارجی‌شان که تا لحظاتی قبل، دانه انجیر معابد را قوی‌ترین و شگفت‌انگیزترین فیلم تاریخ سینما می‌خواندند، مانند مسائل سیاسی نامطلوب‌شان، بازهم ناگهان دچار سکته شده و در سکوت و خاموشی مرگباری فرو رفتند! طبق معمول هم همه کمبودها را به گردن هیأت داوری انداختند که گویا آنها حالی‌شان نبوده! و اصلا این فیلم را نفهمیدند!
     
دست رد جشنواره ونیز به شبه‌فیلم‌های زیرزمینی
پس از جشنواره فیلم کن، درحالی‌که هشتادویکمین جشنواره فیلم ونیز آغاز می‌شد اما بازهم در بخش‌های اصلی این جشنواره مهم سینمایی، همچنان هیچ‌یک از فیلم‌های به‌اصطلاح زیرزمینی تولیدشده در ایران پذیرفته نشدند. درحالی‌که ظاهرا ده‌ها اثر به‌‌اصطلاح سینمایی که گویا بدون مجوز ساخته شده بودند، به این جشنواره ارائه گردیده اما به‌دلیل ضعف شدید ساختاری حتی در بخش‌های جنبی نیز مورد قبول واقع نشدند!
تنها یک فیلم به نام «شاهد» ساخته نادر ساعی‌ور در«بخش جنبی یک بخش جنبی دیگر»به نام «اضافه‌های بخش افق‌ها» حضور پیدا کرد! یعنی این‌که خود بخش «افق‌ها»، یک بخش جنبی است که در آن دوره ۱۹ فیلم از کشورهای مختلف جهان را شامل شد و یک بخش جنبی هم برای این بخش جنبی «افق‌ها» وجود داشت به نام «اضافه‌های بخش افق‌ها» که ۹ فیلم در آن پذیرفته شد و فیلم ششم آن، همین فیلم نادر ساعی‌ور بود!
و طبعا نه از هشت جایزه بخش اصلی نصیبی برد و نه از هشت جایزه بخش جنبی افق‌ها! و حتی در «بخش جنبی به توان ۲» یعنی همان «اضافه‌های افق‌ها» هم از خود داوران جشنواره و هیأت داوری جایزه‌ای دریافت نکرد!
     
باور کنید جشنواره فیلم جای «سینما» است، نه شعار
بعد از همه اینها، جشنواره فیلم تورنتو (یکی از جشنواره‌های مهم بین‌المللی که فیلم‌های برگزیده‌‌اش اغلب در مراسم اسکار جوایز اصلی را دریافت می‌نمایند) فرارسید و بازهم شبه‌رسانه‌های زنجیره‌ای در خارج و داخل و افراد حلقه‌به‌گوش‌شان، فاز تسخیر جشنواره یادشده برداشتند! خصوصا که درجشنواره‌های اخیر،علی‌رغم همه سروصداو پشتک وارو و قیل‌وقال، حتی برگ‌چغندری هم دست‌شان را نگرفت!
این بار، هم با دانه انجیر معابد رسول‌اف آمده بودند که دیگر حتم داشتند توجه تماشاگران کانادایی را جلب کرده و جایزه اصلی جشنواره را دریافت می‌کند(جوایز جشنواره تورنتو رامخاطبان تعیین می‌کنند)وهم بایک اثر به‌اصطلاح اپوزیسیونی ازعلی صمدی به نام «هفت روز» با رد پایی از همان رسول‌اف درفیلمنامه و با بازیگر از دور خارج‌شده، ویشکا آسایش که بدون حجاب گویا به‌نوعی نقش نرگس محمدی را بازی کرده بود!وشبه‌رسانه‌های داخلی وخارجی بررویش کلی تبلیغ کردند با مصاحبه‌ها و نمایشات مختلف و ادعای کاری کارستان و... که گویا کشش بالای دراماتیک دارد وبا میزانسن‌های خوب وچه وچه وچه... . 
همچنین آثاری مانند «هر کجا، هر زمان» ساخته میلاد تنگشیر، «قصه یک خواهر» ساخته لیلا امینی در بخش مستند و «چه کسی خورشید را دوست دارد» ساخته ارشیا شکیبا در بخش فیلم کوتاه حضور داشتند که همگی در کشورهای دیگر ساخته شده بودند و مجموعه نسبتا پررنگی از حضور سینمای خارج‌نشین یا به قولی اورژانسی منتسب به ایران را در جشنواره تورنتو تشکیل می‌دادند. قرار بود جایزه‌های این بخش را بزنند تنگ تجمعاتی که برای سالگرد قضایای ۱۴۰۱ برنامه‌ریزی کرده و هریک از برندگان خیالی هم برای خود نطق مفصلی تدارک دیده بودند که خود را بچسبانند به همان ماجراها! اما نتایج که اعلام شد، گویی آب یخی بر سر همه این خیالباف‌ها ریخته شد، این‌بار نه‌فقط جوایز اصلی و فرعی که حتی جایزه همیشه در دسترس «فیپرشی» هم به هیچ‌کدام نرسید! حتی در مورد بهترین فیلم‌های بخش‌های مختلف که تا سه رتبه اعلام گردید نیز هیچ‌کدام ولو در رتبه‌های پایین هم نبودند!
از همین‌رو بود که علی‌رغم تمامی سروصدای قبلی، طبق معمول همه آن شبه‌رسانه‌های داخلی و خارجی در یک سکوت مرگبار گورستانی فرو رفتند، انگار نه انگار که در دنیا اصلا جشنواره‌ای به نام تورنتو وجود خارجی دارد! این همان سینمای مستقل مورد نظر حضرات است؟ 
گویا عمر این سینمای به‌اصطلاح مستقل زیرزمینی با همه سرمایه‌گذاری‌های ریز و درشت محافل خارجی، خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد به پایان رسید، حتی زودتر از آن‌که ترامپ بودجه‌های خود را بر این مقوله نیز ببندد!

سینمای مستقل کیلویی چند؟!
با تحقیر فیلم «دانه انجیر معابد» و سازنده آن در جشنواره کن که پس از حجم عظیمی از تبلیغات و پروپاگاندا و شوآف مفصل، به‌دلیل ضعف مفرط ساختاری تنها با یک جایزه من‌درآوردی مدیریتی بدرقه شد، سر این جریان به‌اصطلاح سینمای مستقل یا زیرزمینی یا به قول منتقدی «سینمای اورژانسی» و یا هرچه که اسمش را می‌گذارید، بار دیگر به سنگ خورد! و توهم این‌که با سرهم‌کردن هر نوع اراجیف و چاشنی‌کردن چهارتا فحش و بدوبیراه، می‌توان همین‌طور فله‌ای جوایز همین جشنواره‌های گوش‌به‌فرمان را هم کسب کرد، بار دیگر فروریخت!اما حکایت مستقل‌بودن این آثار آبکی و نازل هم از آن‌حرف‌‌هاست و حکایت همان «مک گافین» آلفرد هیچکاک شده، یعنی سروصدا به‌خاطر چیزی که اساسا وجود خارجی ندارد!اگر معنی مستقل‌بودن این است که بروند از اتحادیه و دولت‌های اروپایی و انستیتو فیلم دوحه امیر قطر و هلند و دولت فرانسه و سفارتخانه‌ها و جشنواره‌های خارجی پول و بودجه دریافت دارند و برای ساخت فیلم‌های‌شان مانند «گذشته» و «کیک محبوب من» و فیلم جدید رخشان بنی‌اعتماد، جایزه یوروایمیج را از مؤسسه «سینه یوروپ» (بخش سینمایی اتحادیه اروپا) و ده‌ها هزار یورو را به‌عنوان دستخوش قبل از ساخت آن دریافت کنند، لابد در فرهنگ‌نامه دهخدا و معین، کلمه «سفارش» درست معنی نشده!


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها