مطلبی که پیش رو دارید ، آخرین بخش از پژوهشی است که بوسیله جمعی از محققان در مرکز پژوهش های صدا وسیما تهیه شده و طی آن به مراحل حضور
کد خبر: ۱۴۹۱۹
و نقش امریکا در ایران پیش از انقلاب و سیاست های خصمانه آن کشور علیه نظام اسلامی مان پس از پیروزی انقلاب پرداخته است ب. )2دکترین ریگان یا سیاست مهار
یکی از علل شکست انتخاباتی کارتر در نوامبر 1980و پیروزی رونالد ریگان را باید عدم موفقیت دولت کارتر برای حل مساله مربوط به گروگان های امریکایی در ایران دانست . در نهایت زمانی که رونالد ریگان به عنوان رئیس جمهور جدید سوگند یاد می کرد، گروگان ها از تهران به مقصد امریکا عزیمت کردند و به موجب بیانیه الجزایر آزاد شدند. اما رونالد ریگان در دوره اول ریاست جمهوری خود با گروگانگیری عده ای دیگر از نظامیان امریکایی از سوی حزب الله لبنان مواجه شد که از سوی ایران حمایت می شد. همچنین جمهوری اسلامی ایران در جبهه های جنگ با عراق نیز در موقعیت بسیار مطلوبی قرار گرفت و وارد خاک عراق شد. بر این اساس ، مک فارلین مشاور امنیت ملی ریگان از کارشناسان شورای امنیت ملی امریکا روی دو مساله که یکی تجدیدنظر در روابط امریکا و ایران و دیگری بررسی راههای آزادسازی گروگان های امریکایی بود، مطالعات لازم را به عمل آورد و نتایج را گزارش کرد. گزارش مذکور حاوی چند نکته کلیدی بود، ازجمله :
1) در جنگ ایران و عراق ، اگر ایران برنده جنگ نباشد، بازنده نیز نخواهد بود.
2)آزادی گروگان های امریکایی در لبنان با توجه به نفوذ جمهوری اسلامی بر نیروهای حزب الله ، تنها از طریق و با خواست رهبران ایران امکانپذیر است .
3)با توجه به کهولت سن رهبر انقلاب و نفوذ و اقتداری که ایشان بر نیروهای انقلابی دارند، هر نوع تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال امریکا، تنها در حیات ایشان امکانپذیر است و جانشینان ایشان از هر گروه که باشند، توان تغییر سیاست های بر جای مانده از دوره ایشان را نخواهند داشت .
4)با توجه به این که بیشتر سلاحهای استراتژیک جمهوری اسلامی ساخت امریکاست و نیروهای ایرانی بشدت به قطعات یدکی این سلاحها نیازمندند، این امر موقعیت خوبی برای امریکا فراهم می کند تا در قبال تامین بخشی از نیازمندی های تسلیحاتی ایران ، زمینه را برای برقراری رابطه با این کشور و آزادی گروگان ها فراهم آورد. در این زمینه امریکایی ها با تامین و فروش تعدادی موشک ضدتانک تاو از طریق دلالان اسلحه ، در مرحله اول موفق شدند آزادی یک نفر از گروگان های امریکایی را تحقق بخشند. پس از آن در تاریخ پنجم اردیبهشت ماه 1365هواپیمای حامل رابرت مک فارلین و همراهانش با مقداری قطعات یدکی سلاحهای استراتژیک و همچنین هدایای دیگر همچون کتاب انجیل امضا شده توسط ریگان و یک عدد کیک که به صورت کلید تهیه شده بود، در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست ؛ اما هیچکدام از مقامات رسمی نظام جمهوری اسلامی از آنان استقبال نکردند و پس از دو ساعت معطلی آنها را به هتلی بردند و به مدت 5روز مذاکراتی محرمانه را با یک هیات ایرانی که از رده های سوم و چهارم بودند، به عمل آوردند؛ بنابراین سفر مذکور به اهداف موردنظر نرسید؛ اما پس از دستگیری مهدی هاشمی و افشای رویدادهای مذکور از سوی گروه وی ، آقای هاشمی ، ریاست وقت قوه مقننه در 13آبان 1365به شرح ماوقع پرداخت و در نتیجه رسوایی جدیدی را در کاخ سفید رقم زد که به برکناری بسیاری از مقامات امریکایی و یا استعفای آنان منجر شد و مک فارلین نیز اقدام به خودکشی کرد. از این زمان بود که امریکا، سیاست چماق را درباره ایران در پیش گرفت و فشارهای اقتصادی ، دیپلماتیک و نظامی را علیه ایران ، همزمان مورد استفاده قرار داد. کشتار خونین حجاج ایرانی در مکه ، جنگ سفارتخانه ها در اروپا علیه ایران ، جنگ نفتکش ها، جنگ شهرها، استفاده فزاینده و موفقیت آمیز عراق از جنگ افزارهای شیمیایی ، سقوط هواپیمای مسافربری 707و... را می توان در همین زمینه ارزیابی کرد. ایالات متحده در 12تیر ماه 1367با شلیک دو فروند موشک توسط رزمناو امریکایی وینسنس به سوی یک هواپیمای مسافربری کشورمان ، 290انسان بی گناه را قتل عام کرد و بدین وسیله عزم خود را در دخالت در جنگ ، برای جلوگیری از پیروزی ایران آشکار کرد و در عین حال نشان داد که به این منظور از هیچ جنایتی فروگذار نخواهد کرد. دخالت نظامی امریکا را همچنین می توان در بازپس گیری جزیره فاو مشاهده کرد. همچنین دولت ریگان در سال 1366یک سلسله اقدامات تحریمی علیه ایران به کار بست که تا امروز کماکان پایدار است . طرح ریگان مبتنی بر نکات ذیل بود:
1)ممنوعیت ورود هر گونه کالای ایرانی به امریکا
2)ممنوعیت فروش فناوری های دومنظوره به ایران
3)بین المللی کردن تحریم فروش فناوری های پیشرفته به ایران
4)گنجاندن موضوع روابط فنی و اقتصادی با ایران در دستور کار اجلاس سران 7کشور صنعتی موسوم به جی .7
ایالات متحده برای نیل به اهداف خود، به گسیل نیروهای نظامی به منطقه خلیج فارس اقدام کرد. این نیروها شامل 35کشتی جنگی ، ازجمله ناوهای نفربر، ناوهای موشک انداز و کشتی های جنگی مجهز به سلاحهای هسته ای بود؛ همین نیروهای دریایی بودند که در جنگ تحمیلی ، یک سوم تجهیزات دریایی نظامی ایران را در سال 1987منهدم کردند. در اجرای این سیاست های خصومت آمیز، امریکا نه تنها کشورهای مهم سازنده و صادرکننده تسلیحات را واداشت از فروش اسلحه به ایران خودداری کنند؛ بلکه خود با تمام نیرو دست به کار شد تا حتی از ورود کالاهای غیرنظامی به ایران نیز جلوگیری کند؛ این در حالی بود که ایالات متحده ، همزمان همه نوع امکانات و تسهیلات بازرگانی برای عراق فراهم می کرد؛ چنان که در سال 1987سال پایانی جنگ ایران و عراق اعتباری به مبلغ یک میلیارد دلار در اختیار آن کشور قرار داد تا به مصرف خرید مواد خوراکی برسد. مقامات امریکایی همچنین اواخر بهار 1379رسما اعتراف کردند که سازمان C.I.Aو پنتاگون با گذاشتن اطلاعات و تصاویر ماهواره ای در اختیار عراق ، درخصوص چگونگی حمله به تاسیسات اقتصادی و صنعتی جمهوری اسلامی ایران ، با عراق همکاری کرده اند. بنابراین سیاست مهار ContainmenPolicyمبنای تحرکات امریکا علیه ایران در دوره ریاست جمهوری ریگان بود. پس از ریگان ، جورج بوش نیز همین مبانی را دنبال کرد و سپس بیل کلینتون در دوره اول ریاست جمهوری خود، سیاست مهار ایران را به نقطه اوج رساند. ریگان ، بوش و کلینتون برای تحقق اهداف سیاست مهار در عرض 14سال از 1361تا 1375، متناسب با شرایط و فضای داخلی ایران و وضعیت منطقه ای و بین المللی برنامه ریزی کردند. ب. )3دکترین کلینتون ؛ مهار دوجانبه
مارتین ایندایک عضو اصلی شورای امنیت ملی امریکا در دولت بیل کلینتون ، در سال 1993اولین سخنرانی سیاسی خود را به عنوان یکی از مقامات کاخ سفید، در شورای مزبور ایراد کرد. در این سخنرانی ، او برای اولین بار سیاست جدید امریکا را در خلیج فارس با عنوان مهار دوجانبه که هدف آن مهار ایران و عراق بود، تشریح کرد. ایران و عراق هر دو به دنبال دو جنگ خلیج فارس ، به حالتی استثنایی آسیب پذیر به نظر می رسیدند و سیاست مذکور بر آن بود تا با استفاده از این موقعیت ، تغییراتی اساسی را بر رفتار آنان تحمیل کند. به نظر وی ، ایالات متحده در پیگیری این سیاست باید قدرتهای اروپایی ، ژاپن ، روسیه و چین را به پس زدن تقاضاهای ایران برای خرید سلاحهای متعارف و کشتار جمعی قانع کند. ایالات متحده همچنین باید با تقاضاهای ایران برای کسب وام از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مخالفت کند. سیاست مهار دوجانبه تا ماه مارس 1995توجه کمی را به خود جلب کرد؛ در این تاریخ شرکت نفتی امریکایی کونگو اعلام کرد برای توسعه دو میدان گاز طبیعی در خلیج فارس ، با شرکت ملی نفت ایران به توافق رسیده است . این قضیه ، عکس العملهای سیاسی جدی ای را در داخل امریکا ایجاد کرد. آلفونسوداماتو سناتور جمهوریخواه در 26ژانویه 1994پیشنهادی برای تحریم کامل تجاری و مالی جمهوری اسلامی ایران مطرح کرد که سرانجام در روز چهارشنبه سی ام خرداد 1375در مجلس نمایندگان امریکا تصویب شد و یک ماه بعد به تصویب سنای امریکا رسید. بیل کلینتون نیز در روز دوشنبه 15مرداد 1375در حضور مقامات امریکایی ، این قانون را امضا کرد. به موجب قانون مذکور، شرکتهای غیرامریکایی که بیش از 40میلیون دلار در سال در صنایع نفتی ایران سرمایه گذاری کنند، مشمول تحریم های سنگین امریکا قرار خواهند گرفت . این قانون همچنین همه شرکتهای امریکایی را از خرید نفت ایران منع می کرد. تا پیش از تصویب این قانون ، شرکتهای امریکایی ، مانند اکسون ، کوستان ، بی اویل ، کال تکس و موبیل سالانه حدود 4-5میلیارد دلار نفت از ایران خریداری می کردند. امریکا، شرایط قانون داماتو را در سال 1996سخت تر کرد و سقف 40میلیون دلار را به 20میلیون دلار کاهش داد. همچنین بیل کلینتون طی دو فرمان اجرایی جداگانه در 15مارس1995(24اسفند1373) و 6مه1995 (15اردیبهشت1374) تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد. در فرمان اجرایی اول ، بیل کلینتون اعلام کرد به دلیل حمایت ایران از تروریسم ، تلاش برای تضعیف روند صلح خاورمیانه و کوشش برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی ، وضعیت فوق العاده ملی علیه ایران اعلام می شود که براساس آن ، دولت امریکا باید مانع از کمکهای مالی ، مدیریتی یا نظارتی اشخاص امریکایی در توسعه منابع نفتی ایران شود. تحریم های مشمول فرمان دوم نیز عبارت بودند از:
1-ممنوعیت صادرات کالا، فناوری و خدمات به ایران.
2-ممنوعیت هرگونه معامله نظیر واسطه گری توسط امریکایی ها
درخصوص کالا و خدمات با منشائ ایرانی یا در تملک و یا تحت کنترل دولت ایران .
3-ممنوعیت سرمایه گذاری های جدید از طرف امریکایی ها در ایران .
4-ممانعت شرکتها و دیگر اشخاص امریکایی از تایید، فراهم کردن تسهیلات و یا اعطای کمکهای مالی برای شرکتهای ایرانی .
همچنین در همین سال کنگره امریکا بودجه ای معادل 20میلیون دلار را برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران اختصاص داد. از سوی دیگر، از دوره ریاست جمهوری کلینتون تا کنون ، ایالات متحده همواره مانع عبور مسیر لوله های صادرات نفت و گاز حوزه خزر از ایران شده است ؛ در حالی که منطقه اقتصادی بازار نفت ایجاب می کند که کشورهای دارای نفت و گاز دریای خزر با توجه به نوسانات شدید قیمتهای بازار نفت و گاز، در انتخاب راه عبور نفت گاز، به عامل مهم بازده اقتصادی نسبت به مدت سرمایه گذاری یا به اصطلاح صرفه اقتصادی توجه کنند. همچنین مخالفت جدی امریکا تاکنون مانع از حضور ایران در ترتیبات امنیتی منطقه قفقاز و کنسرسیوم های استخراج نفت و گاز در دریای خزر شده است . درنهایت ، دوره 1997تاکنون (2001) را می توان دوره مهار متلاطم نامید؛ این دوره با انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری اسلامی ایران در خرداد 1376توسط 69درصد کل جمعیت رای دهنده همراه است . انتخاب مذکور و نتایج و پیامدهای آن ، منطق سیاست های مهار امریکا علیه ایران را عمیقا زیر سوال برد و مفروضه تهدیدزا و خطرزا بودن ایران را بی اعتبار کرد. اما تلاطم سیاست مهار به 2علت ذیل منجر به لغو دستور مهار ایران نشد: اول آن که اسرائیلی ها نامزد درجه اول امریکا برای احراز نقش ژاندارمی در منطقه خاورمیانه هستند و این با علایق و اصول سیاست خارجی ایران تباین جدی دارد و دوم این که امریکاییان به صورت جدی استراتژی تخلیه ایران از ظرفیت های استراتژیک را دنبال می کنند. ب. )4 جورج واکربوش : ایران محور شرارت
جورج واکر بوش ، رئیس جمهور کنونی ایالات متحده در واپسین ساعات روز سه شنبه 29ژانویه 2002در جلسه مشترک کنگره و سنای امریکا، 3کشور ایران ، عراق و کره شمالی را محور شرارت نامید و آنها را تهدیدی برای صلح جهانی دانست . بوش سپس ادعاهای خود را در روز جمعه اول فوریه در دیدار با پادشاه اردن تکرار کرد و این موضعگیری ، پس از آن بارها و بارها در سخنان وی و دیگر مقامات رسمی امریکا انعکاس یافت . بوش در این سخنرانی ها از ایران به عنوان یکی از کشورهای خواستار سلاحهای کشتار جمعی و از خطرناک ترین رژیمهای دنیا نام برد و اعلام کرد: این کشورها و متحدان تروریست آنها، یک محور اهریمنی را تشکیل می دهند که برای تهدید صلح جهانی مسلح شده است . وی به طور مشخص درخصوص ایران گفت : «ایران به گونه ای تهاجمی به دنبال این سلاحهاست و ترور را صادر می کند؛ این در حالی است که افراد غیر منتخب انگشت شماری ، امید مردم ایران را برای رسیدن به آزادی ، سرکوب می کنند.» بوش سپس تعهد کرد که تروریسم و حامیان آن را در تمامی اشکال آن مورد تهاجم قرار دهد.