مردی که رویایش را رنگ می کند

فرشید شفیعی هنرمند تصویرگر، انیماتور و نقاش ، 39 سال سن دارد اما وقتی نقاشی هایش را ببینی شک نمی کنی که کودک درونش بزرگ نشده
کد خبر: ۱۴۸۲۲۲
، دست به قلم شده تا نقشی دیگر بزند و به دنبال رنگ کردن رویایی دیگر است.
شک نکنید شفیعی رویاهای کودکی اش را رنگ می کند ، گرچه مثل بسیاری از هنرمندان چندان دوست ندارد زیاد در این مورد حرف بزند اما کارهایش را ببینی متوجه خواهی شد که با کودکی روبه رو شده ای که ادای بزرگسالان را درمی آورد.
شاید بهتر است بگوییم با کودکی روبه رو شده ای که زودتر از موعد بزرگ شده است. فوق لیسانس انیمیشن از دانشگاه هنر دارد و اکنون عضو هیات مدیره انجمن تصویرگران ایران.

تاکنون جایزه نخست چندین مسابقه بین المللی در زمینه تصویرگری را به خود اختصاص داده است. از برگزیده شدن او در مسابقه بزرگ تصویرگری «نومای ژاپن» و جشنواره تصویرگران ایران (شورای کتاب کودک) و جشنواره مطبوعات که بگذریم ، می رسیم به آخرین افتخارآفرینی او در مسابقه جهانی تصویرگری براتیسلاوا که برایش سیب زرین این رویداد را به همراه داشت.


تصویرگرایانه زندگی کردن چه مزه ای دارد؛ منظورم این است که آیا از دید یک تصویرگر ، زندگی روزمره مملو از تصاویر رنگارنگ است که او هر آن می خواهد همه آنها را به تصویر بکشد؛
ببینید من این کار را انتخاب نکردم بلکه دیگران که آثار من را دیدند به من گفتند که به درد این کار می خوری. تصویرگری در ایران نه دوره خاصی برای آموزش دارد و نه رشته دانشگاهی خاصی و این یعنی آن که تصویرگران باید خود یا علاقه مند به این حرفه باشند یا به هر طریقی وارد این حوزه شوند. اگر بخواهم به صورت تکنیکی به این سوال جواب دهم ، باید بگویم از نظر من تصویرسازی یک جور نقاشی کردن در خدمت گرافیک است که در خدمت کودک به عنوان یک مخاطب متفاوت با خواسته های متفاوت است . باید بگویم من از نقاشی هایم انرژی می گیرم و چون این نقاشی ها مخاطب دارد ، سعی می کنم خودم و آثارم را با مخاطبم سازگار کنم. نگاهی که گرافیکی است و کودک خود را در آن می یابد ، تمام رویاهای رنگی کودکان در آن خلاصه شده است و می تواند با تمام آن ساختارهای ذهنی کودک ارتباط برقرار کند. تصویرگر باید مانند کودکان فکر کند تا بتواند برای ایشان تصویرگری کند. این امر شاید مهمترین اصل در تصویرگری به شمار آید.

شخصا رابطه حسی با دنیای کودکان دارید؛ این را از آن جهت می گویم که می خواهم بدانم نگاه تصویرگر چقدر باید معطوف به دنیای کودکان باشد.
من دختری 5 ساله دارم که از نقاشی های آن برای تصویرگری استفاده می کنم. همیشه به دنبال این هستم که ببینم کودکان چطور فکر می کنند زیرا به عقیده من این مساله می تواند بهترین وسیله برای ارتباط با دنیای کودکان به شمار رود. باید دید کودکان چطور فکر می کنند و حس می کنند ، نگاهشان به دنیا چگونه است تا من نیز بتوانم اثری در این حوزه خلق کنم.

تصویرسازی یا تصویرگری ؛ تفاوت های این دو ترکیب در چیست؛
تصویرسازی در کامپیوتر و با استفاده از ابزارهای موجود در این وسیله است که با چسباندن تصاویر در کنار هم تصویرسازی به وجود می آید. اما تصویرگری به طور کلی یعنی خلق یک اثر بدون استفاده از هر چیز دیگر برای رسیدن به اثر نهایی .به نظر من فرقی نمی کند، هر کدام که بتواند پیام را بهتر برساند می تواند موفق باشد و این که ما خط جداکننده ای در این میان برای بهتر یا بدتر بودن هر کدام بکشیم ، به نظر من چندان درست نیست . باید دید یک تصویرگر چگونه و با کدام یک از این روشها بهتر می تواند ارتباط مناسب تری با مخاطب کودک خود برقرار کند.

با این تعریف بهتر نیست بگوییم یک تصویرگر در واقع یک کودک است که ابزار بزرگسالانه برای بیان افکارش دارد؛
تصویرگر چیزی نیست جز یک کارگردان که به تدوین و چینش رویاهای گرافیکی می پردازد. کارگردانی و کنار هم قرار دادن این اجزا که بتواند در انتها به یک هدف نهایی منجر شود. مخاطب شناسی اصل مهمی در تصویرگری به شمار می رود که هر کس بنا به مقتضیات و ابزاری که در دست دارد متناسب با متن به اجرای یک اثر می پردازد. از نظر من احترام گذاشتن به اندیشه های کودک در اجرای یک اثر هنری بسیار مهم جلوه می کند. تصویرگر باید با روحیات کودک کاملا آشنا باشد.

اصولا تصویرگری ایران در دنیا در چه جایگاهی قرار گرفته است؛
ببینید تصویرگری ایرانی اکنون در دنیا جایگاه ویژه ای برای خویش باز کرده است و این در حالی است که باید گفت تصویرگری ایران در فرم نمایشگاهی در سطوح مختلف بسیار موفق عمل کرده است ولی در فرم کاربردی آن هم در سطح بین المللی هنوز نتوانسته است به آن خواسته های مطلوب استاندارد در زمینه خلق یک اثر تصویرگری در سطح بین المللی برسد.

نداشتن شناخت جهانی از هنر تصویرگری ما به تصویرگر برمی گردد یا به ناشر ، گمشده در این میان کجاست؛
به نظر من ، تصویرگری ایران در بخش کاربردی ضعف دارد. ضعف یعنی آن که آیا با توجه به شرایط موجود آیا می توان امیدوار بود که یک اثر تصویرگری ایرانی در قالب یک کتاب چاپ شده در سطح بین المللی به فروش میلیونی برسد؛

مگر دیگر آثار هنری تنها برای تفنن خلق می شوند؛
کاربردی بودن یک اثر تصویرگری یعنی آن که آن اثر بتواند در سطح بسیار وسیع منتشر شود و بتواند با مخاطبان زیاد ارتباط برقرار کند اما اکنون می بینیم اساسا تصویرگری ما به سمت عاطفی شدن پیش می رود و این یعنی آن که تنها بخشی از آثاری که در جشنواره ها شرکت می کنند موفق هستند و تصویرگر ایرانی ترجیح می دهد یک اثر هنری را هنرمندانه تر از هر جای دیگر برای یک نمایشگاه (حال چه داخلی و چه خارجی) تصویر کند و در این میان شاید حلقه گمشده همین باشد که تصویرگر کلا به متن و کتابسازی کمتر توجه می کند.

پس با این اوصاف ، باید گفت تصویرگرها برای رسیدن به ایده آل کم کاری کرده اند؛
نه. این تفسیر به نظر من درست نیست اما بهتر است بگوییم تصویرگران امروز ایران انرژی شان را بیشتر در بخش هنری صرف می کنند. تصویرگر سفارش از ناشر می گیرد اما با توجه به آن که می داند کارش در این بخش کتابسازی چندان نمی تواند به چشم بیاید ، ترجیح می دهد تمام انرژی و وقتش را در بخش هنری و نمایشگاهی صرف کند. به نظر من ، اصولا تصویرگری در ایران مورد فراموشی قرار گرفته است.

ما هر چند روز یک بار شاهد هستیم که تصویرگران ایرانی در مجامع بین المللی صاحب عنوان می شوند. پس چرا عقیده دارید تصویرگری و تصویرگر در ایران فراموش شده است؛
بله این موضوع درست است حتی اگر ما آمار حضور موفق هنرمندان تصویرگر ایرانی را در کشورهای دیگر داشته باشیم ، می بینیم که تصویرگران ایرانی از بسیاری از هنرمندان رشته های دیگر حوزه هنرهای تجسمی موفق تر هستند اما باز هم در کمال ناباوری می بینیم هیچ کمکی از سوی مسوولان مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان اصلی ترین مرکز ساماندهی هنرهای تجسمی در ایران ، به این حوزه نمی شود. اکنون انجمن تصویرگران کتاب کودک ایران با آن که با داشتن 150 عضو با داشتن کمترین امکانات هر روز در مسابقات بین المللی حائز رتبه و مقام می شود اما هنوز مسوولان امر این هنر را به دید جدی نگاه نکرده اند. جالب است بدانید برخی از همین مسوولان این عقیده را دارند که چون کار برای کودک است . نباید چندان جدی گرفته شود و این در حالی است که تصویرگری از سخت ترین و حساس ترین حوزه های هنرهای تجسمی به شمار می رود.

این حساسیت و تفاوت تصویرگری یعنی چه؛
یعنی آن که بدون تعارف 90 درصد نقاشان نمی توانند تصویرگری انجام دهند و این به معنای ضعف ایشان نیست اما این یک حقیقت است که کار کردن در حوزه تصویرگری کتاب کودک ظرافت های خاص این حوزه را می طلبد که کار کردن در این حوزه را سخت تر می کند. در واقع در طول 10 سال گذشته مختصات تصویرگری ایران در تمامی دنیا تغییر کرده است و جایگاه خاص و ویژه ای در دنیا برای خویش پیدا کرده است . به گفته بسیاری از هنرمندان و صاحب نظران خارجی ، هنرمندان تصویرگر ایرانی نوع دیگری به این هنر نگاه می کنند و سبک خاصی در این حوزه به وجود آورده اند. چیزی که می توان به آینده آن بسیار امیدوار بود.این در حالی است که این هنر در ایران دارای ضعفهایی هم هست . ضعف از آن رو که تصویرگری آن طور که باید مورد توجه مسوولان امر قرار نگرفته است . جالب است بدانید ما هم اکنون به اندازه هر یکصدنمایشگاه کاریکاتور یک نمایشگاه تصویرگری نداریم و این می تواند به یک فاجعه تعبیر شود.

فکر نمی کنید نبود یک انجمن منسجم خاص در زمینه تصویرگری به این امر دامن زده است؛
انجمنی که اکنون وجود دارد، به نظر من به طور نسبی موفق بوده است و به عقیده من انسجام هم دارد و هم موفقیت.

موفقیت به عقیده من یعنی آن که تمام مشکلات و ضعفهایی که گفتید برطرف شده باشد.
اگر می گویم این انجمن به طور نسبی موفق بوده است ، به دلیل آن است که با توجه به حمایت هایی که از این انجمن می شود ، این حضور خودش یک موفقیت به تمام معنا به شمار می آید. با نگاهی کوتاه به کتاب سال تصویرگری ایران که از سوی این انجمن به چاپ رسیده است ، به خوبی به کیفیت آثار اعضا و نوع آثار پی خواهید برد. انجمن تصویرگران ایران اکنون 150 عضو دارد که با تمام انرژی به فعالیت می پردازند و هر از چند گاهی در دنیا برای کشورمان جایزه ای جهانی را کسب می کنند اما باور کنید هیچ کس از مسوولان هنری وزارت ارشاد انگار نام این انجمن نیز به گوششان نخورده است . چیزی که باعث شده است تصور شود این انجمن انگار در تحریم به سر می برد. بی اغراق بگویم هیچ کس به فکر تصویرگران ایرانی نیست حتی اگر ایشان در صحنه های بین المللی نام آوری هم کنند. انگار برای مسوولان هنری فرقی نمی کند. اصلا هیچیک از مسوولان هنری وزارت ارشاد به ما یک جواب صریح و قاطع نمی دهند که ما زیرگروه کدام هنر هستیم و از کجا باید حمایت شویم . گویا ایشان عقیده دارند چون کار تصویرگری برای کودکان است پس لابد زیاد این هنر مهم نیست و هنرمندان این حوزه باید صبر کنند تا بزرگ شوند تا مورد حمایت و توجه قرار گیرند.

منظورتان از این که زیر گروه کدام هنر هستید ، چیست؛
یعنی در یک جمله و خلاصه آن که رئیس پیشین موزه هنرهای معاصر تهران که ریاست مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد را هم به عهده داشت ، می گفت که کار شما هنر نیست . چطور می خواهید وقتی این عقیده در پس زمینه ذهنی مسوولان هنری ایران وجود دارد ، باز هم درباره هنر بودن یا نبودن و حتی حمایت شدن یا نشدن این هنر صحبت کنیم.

حضور ناشران تا چه حد می تواند در رشد و ارتقای تصویرگری نقش ایفا کند.
به طور حتم ، ناشران با بها دادن به این هنر و هنرمندان این رشته که همان چاپ کتابهایی در این حوزه است ، نقش اصلی را در گسترش این هنر دارند.

اما من تصور می کنم بسیاری از مشکلات اکنون به ناشرانی برمی گردد که تصویرگری را در حد یک تجارت تنزل دادند با من هم عقیده هستید؛
بله. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین مشکلات تصویرگری حال حاضر همین امر باشد که ناشر برای آن که زودتر بفروشد یا آن که یک کار ارزان برایش تمام شود کتاب را به دست افرادی آماتور در این زمینه می سپارد که هیچ کدام در زمین این هنر تعصب کاری ندارند.

مهدی نورعلیشاهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها