دالانی به سوی اشتغال

حدود 20 ماه از انتصاب علی کردان به سمت رئیس سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور میگذرد.
کد خبر: ۱۴۱۴۷۱

وی که پیش از این در سمتهای کلیدی مانند معاون امور مجلس در استانها، عضو کمیته مشورتی حقوقی شورای نگهبان و عضو کمیته تطبیق مصوبات دولت با مجلس حضور داشته، اینک بر منصب ریاست سازمان آموزشهای فنی و حرفهای و معاون وزیر کار و امور اجتماعی در گفتگو با ما ، سرسختانه نه تنها انتقاد انطباق نداشتن آموزشهای فنی و حرفهای را با نیازهای بازار کار رد کرده، بلکه معتقد است آنچه در این نظام ارائه شده و میشود، آموزشهایی است که افراد را به بازار اشتغال نزدیک میکند. وی در گفتگوی زیر درباره اینکه آیا آموزشهای فنی و حرفهای در ایجاد تولید و اشتغال دانشآموختگان خود اثربخش بوده یا خیر، پاسخ میدهد.

آقای کردان حدود 20 ماه از آغاز مدیریت شما بر سازمان فنی و حرفهای میگذرد. در این مدت، راهبردهای موردنظرتان برای اثربخشی آموزشهای فنی و حرفهای به کجا رسیده است؛
آنچه در ابتدای کار تدوین شد، 4 سیاست در حوزه آموزشهای فنی و حرفهای بود. این سیاستها عبارت بودند از: سیاست توسعه وضع موجود سازمان، سیاست ایجاد واحدهای مجازی آموزشی، به این منظور که تعداد بیشتری از مردم امکان دسترسی به آموزشهای فنی و حرفهای را داشته باشند، سیاست افزایش بهرهوری از طریق آموزش در حوزه صنعت که موضوع تاسیس مراکز آموزشی در واحدهای صنعتی ایران در آن مطرح شد و سیاست چهارم ایجاد رابطه نزدیک با فارغالتحصیلان دانشگاهی که تحت عنوان دهکده ملی مهارت و قطبهای آموزشی در کشور تنظیم شد.
خوب در تمامی این سیاستها، گامهایی هم برداشته شده است. در زمان دولت نهم 400 واحد آموزشی در اختیار سازمان بود، اما در طول این چند ماه در راستای سیاست توسعه وضع موجود حدود 260 واحد جدید اضافه شد به عبارت دیگر، معادل 50 درصد رشد واحدهای آموزشی در دوران جدید نسبت به کل دوران تاسیس سازمان اتفاق افتاده است، این نشان میدهد که در مورد سیاست توسعه وضع موجود موفق بودهایم.
درخصوص ایجاد آموزشهای مجازی نیز با هماهنگی شرکت مخابرات قریب به 350 مرکز آموزشی به فیبر نوری وصل شدهاند و با این اقدام پایههای اولیه برای آموزشهای مجازی به صورت متمرکز از تهران در سراسر مراکز آموزشی سازمان شکل گرفته است. در این زمینه تلاش شد موانعی که پیش روی بخش خصوصی برای ورود به عرصه آموزشهای مجازی وجود دارد، با تصویب نامهای در دولت حذف شود. درخصوص سیاست افزایش بهرهوری هم با هماهنگیهایی که با وزارت صنایع انجام شد، 72 شهرک ایران انتخاب و حدود 20 صنعت در آن فعال شدند تا از این طریق با تاسیس مراکز آموزشی در این شهرکها آموزشهای تخصصی مورد نیاز صنایع را برای افزایش بهرهوری ارائه کنیم. همچنین برای ارتباط با دانشگاه هم هماهنگیهایی با وزارت علوم، دانشگاه آزاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شد که براساس آن قرار شد فارغالتحصیلان دانشگاهی پیش از دریافت دانشنامه یک دوره آموزشی مهارت را در سازمان آموزش فنی و حرفهای طی کنند. برای این کار 50 هزار صندلی آموزشی در سازمان اضافه شد که از این تعداد 20 هزار صندلی آموزشی در تهران با عنوان دهکده ملی مهارت و 30 هزار صندلی در استانها با عنوان قطبهای آموزش عالی در نظر گرفته شدهاند.

گویا در قانون بودجه سال 86 نیز برای اجرای طرحهای فنی و حرفهای بودجهای از طریق فاینانس در نظر گرفته شده است؛
بله. مجلس شورای اسلامی در قانون بودجه امسال مجوز استفاده از 200 میلیون دلار فاینانس را تصویب کرد. در این زمینه بانک جهانی نیز که محل اعطای این تسهیلات است، مطالعات اولیه را انجام داده و موافقت کرده است که در بانک به تصویب برسد و وام در اختیار سازمان قرار گیرد، سازمان هم بتواند طرحهای موردنظر را اجرا کند.

در مجموع سازمان چقدر بودجه در اختیار دارد؛
سازمان امسال 56 میلیارد تومان اعتبار استانی در بخش ساخت و ساز و حدود 38 میلیارد تومان هم به صورت متمرکز دارد که این اعتبار منهای فاینانسی است که از آن صحبت شد. سازمان 200 طرح نیمه تمام در سراسر کشور دارد که بخشی از آن به مصوبات هیات وزیران در استانهای کشور مربوط میشود. بخش دیگری هم طرحهایی هستند که از قبل وجود داشتهاند. با صرف این 9 میلیارد تومان و 150 میلیارد تومان دیگری که قرار است دولت به سازمان اختصاص دهد، تا پایان سال تمام این طرحها به اتمام خواهند رسید.

از این اعتبارات چقدر سهم مناطق دورافتاده است؛
دولت در سفرهای استانی به طور میانگین در هر استان ساخت 4 مرکز آموزش فنی و حرفهای را تصویب کرده است. در این فرآیند هم سهم مناطق محروم بیشتر از مناطق برخوردار است.

درخصوص کیفیت آموزشهای فنی و حرفهای صحبت کنید. امروزه انتقادی که درباره سازمان فنی و حرفهای مطرح شده، این است که تربیت نیروی انسانی در این سازمان با نیازهای جامعه همسو نبوده است. آیا با این نظر موافقید؛ سیاستهای تعریف شده در سوال قبلی چقدر توانسته خلاف این انتقاد را ثابت کند؛
البته این موضوع خیلی کلی و اتفاقا درست بعکس است. آموزش افرادی که در نظام فنی وحرفهای دورههایی را میبینند، تا حدود زیادی با نیازهای بازار کار منطبق هستند. چون نظام آموزش فنی وحرفهای در زمان برنامهریزیهای آموزشیاش از ذینفعان خرد مثل دولت به عنوان یک کارفرمای بزرگ، نهادهای صنفی، بنگاههای اقتصادی بخش خصوصی و نظام صنفی مستقر در وزارت بازرگانی نظرخواهی میکند.
بنابراین، برنامههای آموزشی تعیین شده براساس شاخصها و اطلاعاتی است که این نهادها در اختیار ما قرار میدهند و میگویند چه مشاغلی باید در سالهای بعد ایجاد شود.

بنابراین، آموزشهای سازمان براساس نیازها تعیین و نیروی انسانی بر همین اساس تربیت میشوند؛
بله. شاید از نظر تحولات اقتصادی و اجتماعی برخی از این اطلاعات نادرست از آب درآیند، اما چون سازمان انگیزه زیادی دارد که دانشجویان مستقیم وارد بازار کار شوند، همواره تلاش کرده تا برنامهریزیهای دقیقی داشته باشد. این که بگوییم آموزشهای فنی و حرفهای متناسب با بازار کار نیستند، نادرست است. اما این که مدعی شویم صد درصد آموزشدیدگان این نظام حتما جذب کار خواهند شد هم درست نخواهد بود.

چطور؛
چون تمام افرادی که در اینجا آموزش میبینند هدفشان جذب بازار کار نیست. تعدادی خانمهای خانهدار هستند، تعدادی آموزش میبینند تا درآمدشان افزایش یابد، تعدادی هم سربازان وظیفه هستند و برای پر کردن اوقات فراغتشان در نظام آموزشی مشغول تعلیم هستند، تعدادی هم در صنایع مشغول به کارند و برای این که کیفیت کارشان بالا برود آموزش میبینند.
همینطور یک بخش هم آموزش در روستاهاست تا درآمدهای روستاییشان رشد پیدا کند و مانع مهاجرت آنها به شهرها شود؛ بنابراین تمام افرادی که تحت آموزشهای فنی و حرفهای هستند سر کار نمیروند و مجموعهای که باید جذب کار شوند، موفق میشوند و به بازار و اشتغال هم راه پیدا میکنند.

بنابراین چگونه است که با ورود بخش خصوصی به آموزش فنی و حرفهای هنوز بحث بیکاری دانشآموختگان این آموزشگاهها مطرح میشود؛
تمام افرادی که به آموزشگاههای خصوصی وارد میشوند، هزینه تحصیلشان را میپردازند، بعد آموزش میبینند. این نشان میدهد از قبل مطالعه کرده و به این نتیجه رسیدهاند که اگر در این سیستم آموزش ببینند یا به درآمدشان افزوده میشود یا این که به شغلی میرسند، در نتیجه پرداخت شهریه از طریق دانشآموخته خلاف سوال شما را اثبات میکند.

دانشآموختگان بخش خصوصی را چگونه حمایت میکنید؛
درباره بخش خصوصی ما کاری نمیکنیم.

اما بسیاری از دانشآموختگان این آموزشگاهها و حتی سازمان، درگیریهای زیادی برای دریافت تسهیلات و گشایش یک بنگاه تولیدی متحمل میشوند؛
دانشآموختگانی که قصد کار داشته باشند، منابع و تسهیلات مورد نیازشان را دولت فراهم کرده است. این تسهیلات در 2 بخش ارائه میشود. به این ترتیب که یک بخش در اختیار سازمان قرار داده میشود برای فارغالتحصیلان سازمان که انگیزه کار و تولید دارند، یک بخش دیگر هم، منابع مورد نیازشان را بر حسب تخصصی که دارند از مجموعه تسهیلات کشوری اعم از کمیتههای اشتغال استانها در اختیار میگیرند.

چه تعداد از فارغالتحصیلان از این تسهیلات استفاده کردهاند؛
دانشآموختگانی که به طور مستقیم سال گذشته از تسهیلات سازمان فنی و حرفهای استفاده کردهاند 40 هزار نفر بودهاند.

یکی از اهداف گسترش فعالیت بخش خصوصی در سازمان فنی و حرفهای و همینطور آموزشهای فنی و حرفهای کاهش نرخ رشد جمعیت بیکار عنوان شده، چرا این مساله محقق نشده است؛
سازمان آموزش فنی و حرفهای مسوولیتی در برابر کاهش نرخ بیکاری به عهده ندارد، بلکه مسوول توانمندسازی اشخاص از طریق آموزش است.

اما در تبلیغات رسانهای از سازمان آموزش فنی و حرفهای به عنوان دالانی به سوی اشتغال نام برده میشود.
همانطور که گفتم سازمان مسوول آموزش است. در این خصوص هم سال گذشته برای 3 میلیون نفر دوره آموزشی برگزار کردیم. به طور طبیعی آموزش عامل افزودن اطلاعات است و افزایش اطلاعات جدید هم خود به خود ایجاد اشتغال را در بر دارد.

برای گسترش بنگاههای کوچک و طرحهای زودبازده فارغالتحصیلان چه میکنید؛
درباره بنگاههای زودبازده، سازمان به طور مستقیم در ارتباط نیست.

پس در این زمینه چه نقشی دارید؛
اگر از ما خدمات آموزشی بخواهند، عرضه میکنیم.

ساماندهی صنایع کوچک چطور؛
درون وزارت کار صورت میگیرد.

یعنی هیچ ارتباطی به سازمان فنی و حرفهای ندارد؛
ما فقط بخش آموزش را به عهده داریم.

این آموزشها چقدر در افزایش رقابت صنایع کوچک با تولیدات صنایع بزرگتر موثر هستند؛
به طور یقین عملکرد یک بنگاه آموزش دیده با یک بنگاه آموزش ندیده که اطلاعات کمی در اختیار دارد، متفاوت است. حداقل تاثیری که آموزش میتواند در عرصه اقتصادی بنگاههای کوچک و زودبازده داشته باشد، ایجاد شغل پایدارتر و درآمد بیشتر است.

با وجود این امکان رقابت صنایع کوچکی که توسط فارغالتحصیلان گردانده میشوند با صنایع بزرگتر امکانپذیر نیست؛
بنا نیست صنایع کوچک با صنایع بزرگ رقابت کنند. آنها با صنایع گروه خودشان رقابت خواهند کرد.

به هر حال براساس آموزشهایی که دیدهاند میخواهند بهرهوری و تولید و اشتغال پایدار داشته باشند.
چون این موضوع در حوزه کاری سازمان نیست. تا جایی که مطلع هستم فقط میدانم اشتغالهایی که بنگاههای زودبازده تا به حال ایجاد کردهاند، اشتغالهای پایداری بودهاند که تولید پایدار و قابل رقابت هم داشتهاند. این نشان میدهد که برنامهریزیهای صورت گرفته، برنامهریزیهای نادرستی نبودهاند.

با آن که بر ارتقای دانش فنی و مهارتهای حرفهای تاکید دارید چرا تولیدات این بنگاهها توان برابری با کالاهای چینی ندارند و نمیتوانند کالایی تولید کنند که به همان اندازه جذاب و ارزان باشد؛
اتفاقا همه اذعان میکنند که تولیدات داخلی بر کالاهای چینی برتری دارد. کالای چینی به این دلیل جذاب هستند که ارزانتر هستند، چون هزینه و دستمزد پایینتری دارند برای همین قدرت رقابت را از بسیاری کشورها گرفتهاند؛ در حالی که قیمت دستمزدها در کشور ما گرانتر است چون از شرایط اقتصادی متفاوتی برخوردار هستیم.

یکی از مهمترین دلایل فعالیت آموزشگاههای فنی و حرفهای حل بحران کار جوانان 15 تا 29 سال اعلام شده است. در این زمینه چقدر کار شده است؛
یعنی چه کاری انجام شده است؛

منظور این بود که در زمینه ارتقای مهارتهای فنی این قشر متناسب با نیازهای نهادهای مرتبط مثل شرکتهای خودروسازی و... چه کاری انجام دادهاید؛
همانطور که گفته شد سازمان فنی و حرفهای برای آموزشهای خود نظر ذینفعان را میپرسد یعنی با اطلاع از این که آمار خودروهای تولید شده در کشور چقدر است میدانیم چه تعداد مکانیک باید تربیت شود تا نیاز جامعه تامین شود یا متناسب با آمار شرکت مخابرات چه تعداد باید خود اپراتور تربیت کرد. در نتیجه ارتقای مهارتها و برنامهریزیهای آموزشی سازمان اصلا ذهنی نیست و همسو با نیازی است که از سوی دستگاههای مرتبط با رشتههای سازمان هستند، اعلام میشود. تلاش سازمان این است که آموزشهای سطح پایین را کاهش دهد و روی آموزشهای سطح بالاتر کار کند تا به بازار کار نزدیکتر شویم.

تعامل سازمان با این دستگاهها چگونه است؛
تعامل سازمان فقط در زمان برنامهریزی است.

شیوه همکاری این دستگاهها به نحو احسن انجام میشود؛
بله، اطلاعاتی را که نیاز داریم به ما میدهند.

در خصوص مسابقه ملی مهارت صحبت کنید. آیا این طرح در تبادل نیروی کار داخلی و بینالمللی و همین طور ارتقای مهارتهای فنی دانشآموختگان نقش دارد؛
مسابقه ملی مهارت و تبادل نیروی کار 2 موضوع مجزا هستند. تبادل نیروی کار با وزارت کار است و سازمان فنی و حرفهای با آموزشهایی که میدهد آنها را برای مبادله مهیا میکند. المپیاد ملی مهارت هم ارتباطی با سازمان ندارد. افرادی که در مسابقه ملی مهارت شرکت میکنند اشخاصی هستند که در حرفههایی در بخشهای خصوصی، آموزش عالی، آموزش و پرورش و بازار فعالند و برای اینکه تواناییهای کشور سنجیده شود و صاحبان حرفه در دوره مهارت، مهارتهای برتری را کسب کنند دورهای به نام المپیاد ملی مهارت طراحی شده که امسال هشتمین دوره آن را طی میکنیم.
حسن برگزاری چنین المپیادی این است که به مهارت و ایجاد تبادل نظر و تجربه میان مهارتجویان و صاحبان مهارت دامن میزند، موجب میشود کشور از حالت رکود به حالت تحرک و پویایی در حوزه مهارت تبدیل شود. به عبارت دیگر هر چه به مهارت جامعه کمک کنیم در حقیقت به گسترش اشتغال خدمت کردهایم.

طرح دهکده ملی مهارت که به آن اشاره داشتید در خصوص افزایش مهارتهای عملی در دانشجویان چقدر موثر خواهد بود، آیا این طرح میتواند نقص تکیه بر محفوظات در دانشگاهها را جبران کند؛
طرح دهکده ملی مهارت برای این مطرح شد تا نقص آموزشهای تئوری را با آموزشهای عملی جبران کند. همان طور که گفتم فرد پیش از دریافت دانشنامه فارغالتحصیلی ملزم خواهد بود دوره مهارت مربوط به رشته تحصیلیاش را طی کند. طی این دوره مهارت به این معنی است که فرد فارغالتحصیل شده و توانایی کار در رشته مورد نظرش را دارد.

درباره تقویت و افزایش کارآفرینی دانشآموختگان نظام فنی و حرفهای کاری انجام شده است؛
برای دانشآموختگانی که دوره آموزشیشان را به پایان میرسانند، واحد مشاوره سازمان یک طرح کارآفرینی را برای آنها تعریف میکند تا آنها بتوانند جذب بازار شوند. در تمام آموزشگاههای سازمان فنی و حرفهای واحد کارآفرینی هم تدریس میشود که در این واحد افراد نحوه ایجاد کار در آن حرفه را میآموزند.

آموزشهای فنی و حرفهای در روستاها به چه صورت انجام میشود؛
سال گذشته طرحی ایجاد شد به نام طرح هجرت که در قالب این طرح 1000 آموزشگاه سیار برای روستاهای کشور طراحی شد. اکنون هم 140 هزار نفر روستایی در تعهدات آموزشی سازمان است که سازمان مکلف است در بیش از 90 حرفه به آنها آموزش دهد.

بنابراین در روستاها باید بازارهای کار متناسب با رشتههای مورد نظر (مثلا کشت قارچ) را هم داشته باشیم؛
بله. در هر آموزشگاه سیار حداقل 3 نفر شاغل هستند که با در نظر گرفتن 100 آموزشگاه سیار، 3 هزار نفر میشود.

با آموزشهای فنی و حرفهای که در آموزش و پرورش انجام میشود چقدر مرتبط هستید؛
این آموزشها رسمی هستند و به ما ارتباطی ندارند.

قصد ندارید متولی کامل آموزش مهارتهای فنی و حرفهای باشید یعنی آموزشهای فنی و حرفهای آموزش رسمی را نیز به عهده بگیرید؛
کلیه نظامهای آموزش فنی و حرفهای کشور استانداردهای مورد نیاز آموزشیشان را از ما میگیرند یعنی ما فقط استانداردها را در اختیارشان قرار میدهیم، اما نظام آموزش و پرورش یک نظام رسمی و مستقل است. گرچه نظام سازمان آموزش فنی و حرفهای یک نظام غیررسمی است و ما چنین تصمیمی نداریم که متولی کامل آموزش فنی و حرفهای باشیم.

چرا؛
چون جنس کار سازمان غیررسمی است و با جنس رسمی تفاوت دارد. در نظام رسمی فرد یک دورهای را باید طی کند، اما در غیر رسمی این طور نیست و فرد یک مدت کوتاه آموزش را برای اینکه توانایی ایجاد اشتغال و تولید پیدا کند، طی کرده و گواهینامه دریافت میکند.

به نظر جنابعالی آموزش رسمی در ارتقای مهارتهای فنی موثرتر عمل کرده یا غیررسمی؛
نمیشود گفت موثرتر، اما آموزش غیررسمی راحتتر است و اینکه برنامهریزیهای آموزشی آن براحتی انجام میشود. چون اگر 10 حرفه آموزش داده میشود و پس از مدتی متوجه شویم متناسب با نیاز در بازار کار نیست دیگر آنها را آموزش نمیدهیم و آموزش مشاغل دیگر را جایگزین میکنیم. درحالی که در آموزش رسمی حذف کردن کار دشواری است.

گویا در نظام آموزش و فنی و حرفهای دورهای وجود دارد به نام دوره 800 ساعته که افرادی که گواهینامه این دوره را کسب میکنند، میتوانند براحتی در کشورهای دیگر مشغول به کار شوند، این درست است؛
کل گواهینامههایی که سازمان آموزش و فنی و حرفهای میدهد در بسیاری از کشورها قابل قبول و معتبر است منجمله دورههای 800 ساعتی.

در خصوص دورههای 800 ساعتی توضیح میدهید؛
در سازمان دورههای گوناگون آموزشی ارائه میشود که حداقل از 32 ساعت آغاز شده و در حرفههای گوناگون تا حداکثر 18 ماه هم افزایش مییابد. اکنون 8927 حرفه در سازمان آموزش و فنی و حرفهای و بخش خصوصی تعریف و آموزش داده میشود که یکی از این آموزشها 800 ساعته است. هر چه طول دوره آموزشی طولانیتر شود طبیعی است که توانایی فرد برای انجام کار بیشتر افزایش مییابد و از تخصص بیشتری هم برخوردار خواهد شد. آموزشهای 800 ساعته از جمله دورههایی است که افراد پس از طی آن آینده شغلیشان تضمین میشود.

بخش اعظم نیروی کار از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند به نظر شما چرا چنین حساسیتهایی را درباره آنها نداریم. تا جایی که همواره این انتقاد وجود داشته که تحصیلات دانشگاهی با نیازهای بازار کار اصلا همسو نیستند.
من در این باره کسی را متهم نمیکنم. اما در مجموع این موضوع را قبول دارم که فارغالتحصیلان دانشگاههای کشور قدرت انجام کار در رشته دانشگاهیشان را ندارند برای همین دهکده ملی مهارت و آموزش مهارتها را مطرح کردیم.

چرا فارغالتحصیلان قدرت کار ندارند؛
چون مفاد درسی که در دانشگاهها فرا گرفتهاند، تامینکننده آنچه که بازار به آن نیاز دارد، نیست.

این موضوع در تمام سطوح دانشگاهی دیده میشود؛
نه نمیشود گفت در تمام سطوح بلکه در برخی از آموزشها و رشتههای دانشگاهی.

برای حل این مشکل چه کاری باید انجام میشد؛
به مهارتهای عملی دانشگاهی بهای بیشتری بدهیم.

اما موضوعی که با پایین بودن مهارتهای عملی مطرح میشود این است که تحصیلکردگان ما گرایش مثبتی نسبت به دروس عملی ندارند؛
خیر این مساله بیشتر از آن که به تحصیلکردگان ما مربوط باشد به استادها و معلمها بستگی دارد، چون کل مجموعههای آموزشی در مدارس و دانشگاهها باید تلاش کنند کار بهتری در زمینه دروس عملی انجام شود و دانشآموز یا دانشجو هم به این نتیجه برسد که در آینده کشوربا محفوظات اداره نمیشود بلکه باعلم و دانش و مهارت پیش میرود. متاسفانه مربیان و معلمهای ما به ساعتهای عملی و فنی به عنوان زنگ تفریح نگاه میکنند.

سازمان آموزش فنی و حرفهای به عنوان متولی آموزشهای مهارتی با چه چالشهایی روبهرو است؛
مهمترین چالش پیش روی سازمان مربوط به کارآموزان است. کارآموزان چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، به دلیل مشکلات مالی که دارند قدرت مقاومت در آنها برای طی کردن یک دوره تحصیلی خیلی کم است در نتیجه دچار مشکل میشوند. از سوی دیگر بخش خصوصی قرار دارد که بخشهای مختلف کشور مانند وزارت اقتصاد دارایی در زمینه مالیاتها، شهرداری درباره استقرار واحدهای صنفی آموزشی و سازمانهای آب و برق برای فروش خدمات به این آموزشگاهها، باید همکاری بیشتری نشان دهند تا آنها بتوانند سرپا بایستند.

این چالشها چقدر میتواند بر بازدهی آموزش های سازمان تاثیرگذار باشد؛
به طور یقین هر چه بخش دولتی و بخش خصوصی از نظر خدمات جانبی آسودهخاطر باشد، بیشتر تلاش خواهد کرد به کیفیت آموزشیاش توجه کند.

در پایان درباره نتیجه بحث استقلال اداره کار استانها از اداره آموزشهای فنی و حرفهای صحبت کنید؛
این موضوع خیلی قدیمی بوده و اصلا قابل بحث نیست. این دو از گذشته مستقل بودهاند و اکنون هم مستقل هستند.


سمیه فصاحت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها