مهدی غلامحیدری - همان اندازه که انیمیشن در کشور ما، هنر قدر نادیده ای است ، در کشورهای دیگر آنچنان به آن بها داده شده است که به عنوان یک «صنعت» شناخته می شود
کد خبر: ۱۴۰۰۳۰
و در بعضی از کشورها هم بیشتر از درآمد صنعت بالابلند نفت ما، تنها از راه انیمیشن درآمد دارند.
نه! صحبت از هالیوود و امریکا نیست ؛ بلکه صحبت از کشورهایی است که تقریبا همزمان با ما کار انیمیشن را شروع کرده اند. راستی چرا آنها در انیمیشن ، امروز به جایی رسیده اند که داشتن آن برای ما بیشتر شبیه آرزوست؛
برای انیمیشن ما چه کارهای انجام شده و چه کارهای انجام نشده ای باقی مانده است؛ و اصلا امیدی به این هنر در آینده باید داشت یا نه؛
انیمیشن ما صنعتی نیست
وضعیت انیمیشن در کشور ما چگونه است؛ جمال رحمتی ، کارگردان انیمیشن هایی چون هرمز و دلاوران کشتی خورشید، پنجره های روبه رو، جنگ و زندگی ، رقص سماع و...دراین باره می گوید: واقعیت این است که ما نسبت به سالهای گذشته از نظر کمی رشد چشمگیری داشته ایم ؛ اگرچه ارتقای کیفیت را هم نمی توان منکر شد. منتها مساله اصلی انیمیشن ما، بحث اقتصادی آن است. در کشور ما کمتر از یک صدم هزینه آن در دنیا برای تولید یک دقیقه انیمیشن هزینه می شود.
با حساب هزینه ای که برای انیمیشن صرف می شود، می توان این طور نتیجه گرفت که ما بهتر از این نمی توانیم کار کیفی انجام دهیم. به طور طبیعی اگر بخواهیم انیمیشن در کشور ما ارتقا پیدا کند، باید هزینه مناسبی هم برای آن اختصاص دهیم.
رضا تقدسی از فعالان عرصه انیمیشن نیز دراین باره می گوید: این واقعیتی انکارناپذیر است که انیمیشن در ایران پیشرفت خوبی داشته است ؛ اما نه در حد و اندازه پتانسیل ایران . هم اکنون می توان گفت که با فعالیت های انجام شده ، دیگر کلمه انیمیشن برای مدیران کلان کشور کلمه نامفهومی نیست ؛ ولی هنوز انیمیشن جزو دغدغه های اصلی ما نشده و دلیل آن هم نشناختن واقعی این هنر است. قدرت فراگیر انیمیشن در جهان هنوز مورد توجه خیلی ها واقع نشده است.
توجه نمی کنیم
وقتی از انیمیشن صحبت می کنیم درباره چه چیزی صحبت می کنیم؛ چند سالی است که وقتی به فهرست پرفروش ترین فیلمهای روز دنیا نگاه می کنیم ، از دیدن آثار انیمیشن در این فهرست خیلی تعجب نمی کنیم. دلیلش هم خیلی ساده است ،آنها به انیمیشن خیلی توجه دارند.
بهرام عظیمی از نام آوران عرصه انیمیشن در کشور در پاسخ به این پرسش که چرا انیمیشن ما، مانند برخی از کشورها رشد نداشته است ، می گوید: به نظر من ، بزرگترین مشکل ، اعتماد نکردن به سازندگان انیمیشن در ایران بوده است . چون بیشتر این سازندگان جوانانی هستند که به آنها کم توجهی می شود، در صورتی که در کشورهای دیگر بیشتر کسانی که توانسته اند کارهای بزرگی درخصوص انیمیشن انجام دهند، جوانان بوده اند. از طرف دیگر، باید بپذیریم که صنعت انیمیشن ما همانند سینما و خیلی چیزهای دیگر نسبت به نمونه های خارجی عقب تر است. پذیرفتن این مساله از طرف مدیران هنری ما کمی سخت است ، چون جاهایی که می خواهند پول برای انیمیشن تزریق کنند، نمونه های خارجی را مثال می زنند و می خواهند در اولین قدم با آنان هماوردی کنند در صورتی که به طور متوسط بودجه ای که صرف ساخت یک فیلم سینمایی انیمیشن در امریکا می شود، چیزی حدود 80میلیارد تومان است ؛ ولی در کشور ما می خواهند با بودجه ای 500میلیون تومانی کارهای همردیف کمپانی های پیکسار، والت دیزنی ، دریم ورکز و یا بلواسکای ساخته شود و این امکانپذیر نیست.
داریم کجا می رویم؛
سیدعلیرضا گلپایگانی ، رئیس بخش انیمیشن دانشگاه هنر در جواب این سوال «جام جم» که چرا در این عرصه به آنجایی که باید برسیم ، نرسیده ایم ، می گوید: ابتدا باید بدانیم به کجا می خواستیم برسیم ! متاسفانه مشکل همین جاست که مقصد در میان شعارها و کلامهای زیبا گم شده است.
این که ما می خواهیم به کمک انیمیشن ارزشهای مذهبی و فرهنگی خود را به کودکان ایرانی بیاموزیم ، ظاهر هدف غایی فعالیت ها و سیاست های تعیین شده را معلوم می کند؛ اما تکیه بر شعار، ره به جایی نمی برد. نگاه سیاسی مدیران فرهنگی به تولیدات انیمیشن ، راه را برای تولیدات متنوع در مضامین متنوع محدود کرده است.
این هنرمندان هستند که در واقع کارشناسان واقعی فرهنگی کشور به شمار می روند. آنان باید راهکارها و روشها را تعیین کنند و مدیران راه را برای آنان هموار کنند.
تولید جشنواره ای ، تولید صنعتی
جمال رحمتی هم به این پرسش از منظر دیگری پاسخ می دهد: مشکل اصلی اینجاست ، کسانی که در گذشته به صورت حرفه ای کار می کردند، بیشتر تولید «جشنواره ای» داشته اند تا تولید «صنعتی».
انیمیشن ما پایه ریزی صنعتی ندارد و به همین دلیل برخی شرکتهای محدود به تولید انیمیشن پرداختند و از آنجا که این شرکتها رقیب جدی نداشته اند و مبلغی که سفارش دهنده ها داده اند، رقم قابل توجهی نبود، انیمیشن هیچ گاه به صورت صنعت رشد نکرده است ؛ اگرچه پایه اولیه صنعتی شدن انیمیشن با آغاز به کار مرکز فرهنگی هنری صبا زده شد.
آدمهای کلیدی کم هستندرضا تقدسی هم کافی نبودن امکانات انسانی و کمبود فناوری و هدفمند نبودن سرمایه دولتی را از جمله ناکامی های انیمیشن عنوان می کند و می افزاید: به همین دلیل است که انیمیشن ما در چنین وضعیتی قرار دارد.
آدمهای کلیدی کم هستند
و جوانان مستعد پراکنده. روند تهیه فناوری در مراحل پایین ، دست و پا می زند و به دلیل این که کار بزرگی صورت نمی گیرد، رده های بالاتر فناوری برای خرید، صرفه اقتصادی ندارد. پول قابل توجهی از طریق ارکان مختلف دولت هزینه می شود، اما به دلیل این که هدفمند نیست ، اغلب سر از جیب آدمهای بی ربط به انیمیشن و فروشگاه های تجهیزات داخلی یا خارجی درمی آورد. چرخه تولید دولتی هم که واضح است ؛ یک نفر بدون هیچ اطلاعی ، مدیر جایی می شود و سریعا دست به تهیه تجهیزات به گران ترین شکل ممکن می زند.
نیروهای شرکتهای خصوصی را به قیمت صدمه دیدن آن شرکتها جذب می کند و پس از یک سال چون هیچ اتفاقی نمی افتد، بازی کی بود، کی بود من نبودم شکل می گیرد!
سیدعلیرضا گلپایگانی هم سرمایه گذاری مطلوب در این زمینه را با هدف انتقال مفاهیم زیبای داخلی به مناطق پیرامون کشورمان که دارای فرهنگ مشترک با ما هستند، ازجمله راهکارهای بهتر شدن وضعیت انیمیشن در کشور می داند و اضافه می کند: مستقل کردن دست اندرکاران این هنر و خارج شدن آنان از نگاه وزارت کاری که آنان را همچون مستخدمان اداری می بیند و به دست آوردن جایگاه ارزشی خاص این هنر، راه دیگری برای ارج گذاشتن به این هنر است که امید را برای بهتر شدن می افزاید.
ارتباط با تلویزیون های کشورهای اسلامی و منطقه و انجام کارهای مشترک با آنان ، آغازگر تحول دیگری در انیمیشن ایران خواهد بود. نیروهای جوان و همچنین افراد باتجربه آماده هستند. آیا مدیران نیز آماده اند که این نیروها را سازماندهی کنند؛
حرکتهای خوب
با این همه باید اذعان کرد با وجود تمام ضعفهای مطرح شده ، حرکتهای خوبی برای قوام گرفتن صنعت انیمیشن ایران شکل گرفته است. مرکز فرهنگی صبا به عنوان بزرگترین متولی هنر انیمیشن در کشور توانسته در جهت دهی این هنر «مغفول» کارهای درخوری را انجام دهد. استعدادیابی ، سازماندهی و استفاده درست از آنها ازجمله اقداماتی است که این مرکز آنها را در حوزه شرح وظایف خود آورده است.
دو هفته پیش بود که خبر ساخت سریع ترین انیمیشن جهان توسط این مرکز بر روی خبرگزاری ها قرار گرفت. شاید این نخستین نشانه برای تغییر و تحولات بزرگتر در این عرصه هنری باشد.