کوچه ، فرصت پنهان تربیت

در ماههای ابتدای تولد به مدد فعالیت های حسی - حرکتی در بستر یا آغوش والدین اولین کشفیاتش را نسبت به بدن و فضای نزدیک به خود انجام می دهد تا زمانی که راه رفتن امکانات و فضای حرکتی وسیع تری در اختیار او می گذارد
کد خبر: ۱۳۹۱۸۳
و دست زدن و کاویدن اشیا تکیه گاه عمده تربیت عقلی او می شود.
همزمان با این مرحله ، رشد اجتماعی کودک وضوح بیشتری می یابد و محیط خارج از خانه برای کودک کم کم معنا پیدا می کند. تا 6 سالگی ممکن است به دلیل شرایط مختلف خانوادگی کودکان به صورتهای متفاوت محیط خارج از خانه را تجربه کنند و تصورات مختلفی درباره فضای بیرون از خانه در ذهن خود ترسیم کنند. کوچه برای کودکی که در آپارتمان زندگی خود را شروع کرده ، شاید چیزی فراتر از راهرو یا آسانسور ساختمان نباشد و مسلما تصویر ذهنی او از کوچه با کودکی که در منزلی حیاطدار زندگی می کند تفاوت های عمده ای دارد. هرچند تاثیر کوچه در این سنین در تربیت کودک چندان محسوس نیست ، ولی بعد از 6 سالگی و همزمان با ورود کودک به مدرسه کوچه واقعا وجود دارد، مخصوصا کوچه ای که مسیر خانه را به مدرسه وصل می کند.

میل به کار و فعالیت اجتماعی ، در کودکان دبستانی فزونی می گیرد. خودمداری مراحل قبلی رشد کم کم جای خود را به فعالیت های جمعی می دهد. گروههای شاگردان شکل می گیرد و در کنار حیات اجتماعی رسمی کودکان در کلاس درس ، شاهد نوع دیگری از فعالیت اجتماعی از سوی آنها هستیم که صحنه آن نه در کلاس درس که در حیاط مدرسه مخصوصا کوچه است.
خانه و مدرسه به علت نقشی که در تربیت ، آموزش و هنجارسازی ایفا می کند؛ حتی در روشهای نوین تربیت با وجود تاکید زیادی که بر آزادی و حق انتخاب کودک قائل است ؛ همواره برای کودکان نوعی عامل کنترل محسوب می شوند و کودک ناخودآگاه در چنین فضایی دست به سانسور و پنهان کردن بسیاری از رفتارهای خود می زند که البته می تواند نمودی از مرحله رشد اخلاق قانونی کودک در این سنین هم باشد ولی به هر حال رفتار واقعی کودکان را در حیاط مدرسه و کوچه به علت ساختار بازتر و حتی هنجارشکن آن می توان بهتر مشاهده کرد. کودک آرام و خجالتی پشت میز کلاس درس با خروج از مدرسه رفتارهای پرخاشگرانه خود را با کشیدن مقنعه دوستانش یا مسخره کردن و پچ پچ های درگوشی نشان می دهد. انرژی و هیجانات سرکوب شده در ساعات حضور در مدرسه با صداها و فریادهای عجیب و غریب پشت سر عابران تخلیه می شود.
پس از تعطیلی مدرسه ساعتها وقت شاگردان در پیاده روها و معابر برای تماشای شیرین کاری ها و به رخ کشیدن توانایی های خاص خود به همسالانشان سپری می شود. این قبیل رفتارها در عین این که نمودی است از محیطهای تربیتی و ضعفها و نقایص آنها تاکیدی است بر نقش کوچه در عینیت بخشیدن به ارزشها و هنجارهایی که به طور ضمنی در حین کنش تربیتی ارائه شده است.
کوچه علاوه بر این که محل مناسبی است برای تماشای نتایج فرآیند آموزشی و پرورشی که درون خانه و مدرسه گذشته است ، خود مکانی است برای تعلیم! کوچه میدان عمل است . بازی در کوچه فرصتی طلایی است که در اختیار کودک قرار می گیرد تا آزادانه و بدون کنترل عمل کند. کوچه کودک را وادار می کند برای شناخت و سازگاری با آن کوشش به خرج دهد و این آزادی رغبتی درونی برای آموختن در او ایجاد می کند.
کوچه می تواند خدمات بزرگی به تعلیم و تربیت ارائه کند، به شرط این که از این فرصت غافل نمانیم و در ضمن احتیاطهای لازم برای جلوگیری از خطرات و پیشامدهایی که در آن وجود دارد را نیز به عمل آوریم.
رفتار در کوچه موضوعی است که باید در فصول تربیتی خانواده و مدرسه جای واقعی خود را بیابد. این کار شاید به اندازه آموختن ریاضیات یا ادبیات مهم ، دشوار و حتی ضروری باشد. یادگیری رفتار در کوچه در دوره دبستان پایه گذاری می شود. کوچه برای کودک منظره ای متنوع و متغیر است.

بازی در کوچه فرصتی طلایی است که در اختیار کودک قرار می گیرد تا آزادانه و بدون کنترل عمل کند

تماشای مغازه های مختلف ، عابران و صحنه های مختلفی که در روزهای مختلف و در طول ایام سال در مسیر رفت و آمد کودکان قرار دارد، علاوه بر این که بسیار آموزنده می تواند باشد، بسیار نشاطانگیز و جذاب است.
شاید همگی بتوانیم اعتراف کنیم که زنده ترین خاطرات دوران کودکی مان خاطراتی است که در مسیر خانه و مدرسه به وقوع پیوسته است. میل به زندگی گروهی و فعالیت های مشترک کودکان را به تشکیل گروههای همکلاسی می کشاند؛ هرچند این گروهها در سنین دبستان معمولا متشکل از 2 تا 3 نفر است و تفاوت های عمده ای با گروه همسالان در سنین نوجوانی دارد ولی این شکل فعالیت جمعی زمینه های تربیت اخلاقی در این سنین را بخوبی فراهم می کند. کودکان در این اجتماعات کوچک خود به وضع قواعد و هنجارهای اقدام می کنند که نه بر پایه اطلاعات و فرمانبرداری از شخص بخصوص که تنها به علت اعتبار و درستی آن ضوابط خود را ملزم به پیروی از آنها می دانند و عدول از آنها را مستوجب سرزنش و نکوهش.
این فرصتی است که می توان از آن بهره گرفت و قواعد رفتاری و ارزشهایی را که کودک شروع به دریافتن معنی و نتیجه آن می کند به او پیشنهاد ارائه دهیم و او را به قبول آن واداریم.
کودک در حین بازی و فعالیت های جمعی خود به ساخت قوانینی می پردازد که برای همه کودکان محترم است و از این طریق ارزشهای ارائه شده از سوی اولیا و معلمین خود را درونی می کند. از ساعات بازی و ورزش که بگذریم در کلاس درس عملا از این نوع زندگی اجتماعی کودکان اثری نمی بینیم و فعالیت های جمعی و گروهی که در مدارس و کلاس درس شاهد هستیم چیزی جز کنار هم چیدن همان فعالیت های فردی تک تک بچه ها نیست که نمایشگر اصول حاکم بر مدارس قدیمی و رابطه اجتماعی که تنها عمل معلم نسبت به شاگرد است می باشد. در این نوع روابط همواره نوعی اجبار و تحمیل وجود دارد که چون هم در خانه و هم در مدرسه معلم و اولیا در نظر کودکان در حکم همه چیز هستند و از اقتدار عقلی و اخلاقی برخوردارند کودک خود را ملزم به اطاعت از آنها می داند و رابطه ای اجتماعی ایجاد می شود که جامعه شناسان آن را اجبار اجتماعی می نامند نه رابطه ای که باید براساس همکاری شاگرد و معلم یا کودک و خانواده به وجود آید.
در روشهای نو آموزش و پرورش و مدارس فعال با وجود رفع بسیاری از این معایب ناچار به پذیرش نوعی اجبار از سوی بزرگسالان بر کودکان هستیم که البته دارای نتایج بسیار مهم و مفیدی است که با گرایش های بسیار عمیق روحیه کودک مطابقت دارد. در این مدارس 2 نوع فرآیند که به دقت از یکدیگر متمایز شده اند وجود دارد و آن اجبار اولیا و همکاری کودکان است که می تواند مکمل یکدیگر باشد. کودک برای بزرگسالان چه معلم و چه والدین خود احساسی مرکب از بیم و محبت دارد که از نظر پیاژه احترام نامیده می شود و فرآیند اجتماعی شدن و یادگیری ارزشها و هنجارهای ارائه شده از سوی بزرگسالان را در کودکان میسر می کند.
شاهد هستیم آنچه به عنوان ایجاد فضایی آزاد که کودک بتواند به دور از کنترل ، نظارت و امر و نهی بزرگسالان دست به عمل بزند و مفاهیم و ارزشهایی که بیشتر با آموزش ها و توصیه های آنان برای کودک صورت انتزاعی دارد را عینیت ببخشد، نه در فضای خانه و مدرسه که در حیاط مدرسه و کوچه امکان پذیر است به شرط آن که با حمایت ها و دخالت های بیش از حد اولیا فرصت تجربه در کوچه از کودکان گرفته نشود. تماشای کودکی که پس از اتمام 9 ماه تحصیلی هراسان و گریان نگران عدم حضور مادر خود در جلوی در مدرسه است یا کودکی که گیج و سرگردان مسیر پر از وسوسه و غیرقابل کنترل مدرسه تا خانه را می پیماید نشانی است از نادیده گرفتن این بستر مهم آموزشی و تربیتی که می تواند تبدیل به فضایی سرشار از پتانسیل های مفید یادگیری گردد یا فضایی رعب آور و ناشناخته که باید از آن دوری و پرهیز کرد.


لیلا ربیعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها