حکم اعدام مرا اجرا کنید

با تایید حکم اعدام شهلا در شعبه سوم تشخیص و قرار گرفتن وی در یک قدمی چوبه دار، چند ساعت پس از تایید حکم ، وی در تماس تلفنی به پرسش های خبرنگار «جام جم» پاسخ گفت.
کد خبر: ۱۳۹۱۶۸


حکم برای سومین بار تایید شد؛

بله ، دیگر برایم فرقی نمی کند. من با این موضوع کنار آمده ام ، از اول هم تنها بازداشتی پرونده من بودم. از ابتدا هم هیچ اعتراضی نداشتم و اکنون نیز هیچ اعتراضی ندارم.

وکیل مدافع تو اعلام کرده است: در صورتی که شهلا درخواست کند، بار دیگر به دادستان کل کشور اعتراض خواهم کرد.

خیر، اصلا دوست دارم حکم به اجرای احکام ارسال شود. اگر پندار بر این است که من عامل قتل هستم ، پس حکم اجرا شود. من 5سال با کابوس زندگی کرده و هر روز مرگ را در زندان تجربه کرده ام.

ناصر محمدخانی هم از تایید حکم خبر دارد.ظاهرا روزنامه نگارها به او خبر داده اند.عکس العمل او چه بود؛

هیچ ، به نظر شما باید چه عکس العملی نشان می داد؛

در این مدت با خانواده سحرخیزان تماس داشتی؛

تماس برای چه؛

جلب رضایت.

خیر.

اکنون چه احساسی داری؛

احساس می کنم از بلاتکلیفی درمی آیم ، درثانی علاوه بر من خانواده مرحوم سحرخیزان نیز از بلاتکلیفی رها می شوند، چون مجبورند مدام از خارج کشور برای پیگیری پرونده به تهران بیایند.

آقای شاهرودی در این پرونده دستور بررسی چند مرحله ای را صادر کرد. اکنون چه درخواستی داری؛

من به سهم خود به عنوان یک زندانی می خواهم واقعیتی را بگویم ، وقتی زندانیان در تلویزیون تصویر آقای شاهرودی را می بینند، احساس آرامش می کنند. هیچ پرونده ای در تاریخ قضایی ایران وجود نداشته است که 3مرحله به شعبه تشخیص ارسال شود. به هر حال قسمت من هر چه باشد، آن را با جان و دل می پذیرم و من به سهم خود از ایشان سپاسگزار و ممنون هستم.

درخواست خود را نگفتی؛

من درخواستی ندارم ، ایشان در مورد من لطف کردند.

چرا از خانواده سحرخیزان با صداقت درخواست عفو و بخشش نکردی.

آنها عزیز خود را از دست داده اند، آنها مرا قاتل فرزند خود می دانند، اما این را می دانم که افراد متدین و خوبی هستند. از آنها می خواهم به این نکته توجه کنند که از میان 27نفری که پرونده مرا بررسی کردند، 7نفر نقش مرا در قتل لاله رد کردند، پس به این موضوع به عنوان یک انسان توجه کنند. عقیده ام این است که اگر من بد هستم و این کار را کرده ام ، آنها نباید بد باشند. ما مسلمانیم و وقتی هر کاری را با نام خداوند شروع می کنیم ، به یکی از القاب خدا مبنی بر بخشنده بودن او تاکید می کنیم. پس فراموش نکنیم ، خداوند همیشه بخشنده و مهربان است. ای کاش آنها بدانند ممکن است یک اتفاق در شرایط خاصی افتاده که فرد قادر به کنترل خود نبوده است.

اگر جای خانواده لاله بودی ، چه تصمیمی برای شهلا می گرفتی؛

اجازه دهید بگویم ، وقتی برادرم در اصفهان جان خود را از دست داد، پزشکی قانونی مرگ برادرم را مشکوک تشخیص داد و از پدرم خواست شکایت کند، ما پس از مشورت به این نتیجه رسیدیم که شکایت چیزی را عوض نخواهد کرد، لذا همه را بخشیدیم.

اکنون در زندان چه می کنی؛

در هر ثانیه ای که می گذرد، سوختن خود را تماشا می کنم و بارها زندگی خود را مرور می کنم ، 5سال زمان زیادی است و در این مدت به مرز جنون رسیده ام.

چه درخواستی از خانواده لاله داری؛

سکوت

کلمات یاری ات نمی کند؛

چرا با این سوال غافلگیر شدم.

سوال سختی است؛

بله ، شما خبرنگارها آدم را لای منگنه قرار می دهید.

پاسخ نمی دهی؛

چرا، به همان شعر خیام اشاره می کنم که یک بیت آن ، این است: من بد کنم و تو بد مکافات دهی / پس فرق میان من و تو چیست بگو؛

با شنیدن حکم چه احساسی داری؛

به سرنوشت خودم فکر می کنم و بازی روزگار.

کلام آخر.

حرفی ندارم ، از شما می خواهم امانتداری کنید و حرفهای مرا آن گونه که گفتم ، بنویسید. این حداقل درخواست یک زن زندانی است که اکنون در یک قدمی مجازات قرار گرفته و شاید فردا طلوع آفتاب را نبیند....
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها