این تقویم را فقط فوتبالی‌ها درک می‌کنند

این چندمین جام‌ جهانی توست؟

title
فوتبالی که باشی روزشمار زندگی‌‌ات می‌شود جام جهانی فوتبال. بی آن‌که خودت بخواهی، هر چهار سال یک بار، یک فولدر جدید در مغزت باز می‌شود با کلی اتفاق جذاب که همیشه با تو همراه است.
کد خبر: ۱۳۸۷۴۶۱
نویسنده رضا پورعالی - گروه ورزش

پوشه‌ای که نه دیلیت می‌شود از ذهن و نه کلیدهای میانبر شیفت دیلیت روی آن جواب می‌دهد. با تو هست تا روزی که هستی. از یک جایی به بعد، اصلا سنت را با جام‌ های جهانی فوتبالی که دیده‌ای، می‌شماری. وقتی هم که مردی می‌گویند فلان جام‌جهانی، آخرین جام‌جهانی عمرش بود. همان‌طور که در مورد حمیدرضا صدر گفتند. او عاشق فوتبال بود جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، آخرین جام جهانی عمرش بود.

داستان من و جام جهانی هم پر است از روزهایی که تا همیشه در ذهنم می‌ماند. آن سایه شبیه به خورشیدی که وسط ورزشگاه آزتک افتاده بود، برای من مملوس‌ترین اِلمان از جام جهانی ۱۹۸۶ است. فقط هفت سالم بود اما از آن جام‌جهانی بازی برزیل ــ فرانسه را که به بازی قرن معروف شد، خوب به یاد می‌آورم.

چهار سال بعد رسیدم به سن هواداری در فوتبال. دلیلی برای این‌که چطور هوادار ایتالیا شدم، ندارم اما جام‌جهانی۱۹۹۰ را با درخشش لاجوردی پوشان، خیلی شفاف به یاد می‌آورم؛ با زنجیر کارتیر و آدامس جویدن‌های والتر زنگا و گلزنی‌های سالواتوره اسکیلاچی که در ایران به شیلاچی معروف بود. آن روزها عصر آدامس سین سین بود و اسم‌ها و چهره‌ها با عکس‌های تا خورده آدامس روی پله‌های سنگی و کف دست‌های خاک گرفته از عکس بازی در ذهن‌مان می‌ماند. والدراما با آن موهای طلایی، کانیگیا با آن کش سرش، لوتار ماتئوس با بازوبند کاپیتانی تیم ملی آلمان، رودگولیت هلندی با آن یال و کوپال و ابهتش، گوئی‌گوچه‌آ و رنه هیگوئیتا در درون دروازه‌‌ها و مارادونای بزرگ. آن‌قدر تصاویر و لحظات ماندگارند که بعد از ۳۲ سال یادم هست افتتاحیه آرژانتین ــ کامرون را کجا دیدم (تهران، خانه پسرخاله مادرم) و بازی فینال کجا بودم؟ (خانه عمو جان در شهرستان ازنا). آن زمان تازه تلویزیون‌های کنترلی داشت مد می‌شد و اینچ‌ها هم رسیده بود به ۲۴. تلویزیون عمو جان هم یکی از آنها بود. این‌که چرا مراحل حذفی را در شهرستان بودیم هم خوب به یاد می‌آورم. به خاطر زلزله رودبار! آن شب خانه بودیم که همه جا لرزید. وسط بازی برزیل ــ اسکاتلند. بعد هم از تهران دور شدیم.

جام‌جهانی ۱۹۹۴، جام بازی‌های نیمه شب بود؛ جام‌جهانی زیر‌نور آفتاب در آمریکا اما به وقت نیمه شب در تهران. جزئیات را طوری به یاد می‌آوردم که برای خودم هم عجیب است اما فوتبالی که باشی کنترل این بخش از ذهن دست خود آدم نیست. یادم است مرحله گروهی جام‌جهانی ۱۹۹۴ تلاقی داشت با دهه اول محرم. مشخصا بازی ایتالیا ــ ایرلند را به‌دلیل عزاداری تاسوعا، شبکه سه پخش نکرد. فوتبال برای من که نوجوانی ۱۵ساله بودم، آن روزها تبدیل شده بود به مهم‌ترین سرگرمی. شاید به همین علت طعم شیرین گل دقیقه ۸۸ روبرتو باجو به نیجریه در مرحله یک هشتم را هنوز حس می‌کنم و حتی این موضوع که در نیمه‌دوم بازی ایتالیا ــ اسپانیا در مرحله یک چهارم نهایی همان جام، برق خانه ما رفت را هیچ وقت فراموش نکردم.

جام جهانی ۱۹۹۸ برای هم نسل‌های من با ثانیه به ثانیه بازی‌های ایران در مرحله گروهی خاطره شد و از آن سال به بعد هم اگر بخواهم جزئیات زندگی‌ام را به یاد بیاورم به‌طرز عجیبی همه‌اش به ادوار مختلف جام‌جهانی سنجاق شده. این‌که کدام جام‌جهانی دانشجو بود؟ قبل از کدام جام‌جهانی ازدواج کردم؟ پدربزرگ فوتبالی‌ام را سر کدام جام جهانی از دست دادم؟ و...

این تقویم فوتبالی را فقط آنهایی که عاشق فوتبال هستند درک می‌کنند، چون همه فوتبالی‌ها یکی از آن را در گوشه ذهن‌شان دارند. حالا هم، همگی آماده‌ایم برای ایجاد یک فولدر جدید دیگر در همان گوشه فوتبالی ذهن؛ پوشه‌ای به نام جام‌جهانی قطر ۲۰۲۲. برای من این دهمین جام‌جهانی است و شک ندارم فوتبالی‌ها این یک ماه را به عشق فوتبال و با لذت فوتبال سر می‌کنند.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها