امیر خیام : من از خانه و محله‌ای صحبت می‌کنم که ارزش‌شان به مردمش بود!

سماوا صدای یک بچه طهرون شد

نشست رونمایی از کتاب صوتی «سدنصرالدین» توسط سماوا ناشر کتاب‌های صوتی انتشارات سوره مهر برگزار شد.
کد خبر: ۱۳۸۷۴۵۸

نشست رونمایی از کتاب صوتی «سدنصرالدین» به قلم امیر خیام توسط سماوا ناشر کتاب‌های صوتی انتشارات سوره مهر در کافه کتاب سمیه برگزار شد.

این نشست با حضور اردشیر منظم گوینده رادیو و کتاب صوتی «سدنصرالدین»، داوود حیدری گیونده رادیو، امیر خیام نویسنده و جمعی از اهالی کتاب و رسانه همراه بود.

سماوا صدای یک بچه طهرون شد


امیر خیام نویسنده کتاب «سدنصرالدین» با بیان این که این کتاب با جان و دل نوشته شده است گفت: من از خانه و محله‌ای صحبت می‌کنم که ارزش‌شان به مردمش بود نه مانند حالا که ارزش آدم‌ها به خانه‌هایشان است. من در خانه‌ای بزرگ شدم که چهار مدل فکری به طور مسالمت‌آمیز کنار یکدیگر زندگی می‌کردند بدون این که صحبت تلخی با یکدیگر داشته باشند. اغلب آن‌ها طناز بودند و صحبت‌هایشان شیرین بود و زندگی در آن‌ها جریان داشت. خانه‌ها ممکن است تغییر کنند اما من نگران فرهنگی بودم و هستم که درحال تغییر است و از یاد برده می‌شود.

این نویسنده درمورد شناخت و ارتباطش با سماوا بیان کرد: سماوا را قبلا از طریق حوزه هنری و دوستانم می‌شناختم و کتاب‌هایشان را گوش می‌کردم و لذت می‌بردم. مسلما این که کتاب من توسط فرد دیگری خوانده شود تجربه متفاوتی است.

در ادامه نشست اردشیر منظم با اشاره به اهمیت تهیه کتاب صوتی گفت: کتاب صوتی پدیده‌ای است که موازی با سایر پیشرفت‌های ما در عرصه‌های مختلف ایجاد شد. در ابتدای این مسیر گمان می‌شد که افراد با این پدیده خو نمی‌گیرند و برای مخاطب جذاب نیست که کتاب توسط فرد دیگری خوانده شود که این پندار غلطی بود. پیش از کتاب صوتی، بیش‌تر در پی تولید نمایش صوتی از کتاب‌ها بودیم اما اکنون کتاب صوتی جایگاه خود را برای همه گروه‌های سنی ثبیت کرده است. مسئله مهم این است که آیا کتاب‌هایی که برای فرمت صوتی انتخاب می‌شوند درست هستند یا خیر. اگر کتاب و اجرای آن خوب باشد مخاطب برای شنیدن سایر کتاب‌ها نیز تشویق می‌شود اما اگر برعکس باشد، مخاطب آن را پس می‌زند.

این گوینده همچنین درمورد کتاب «سدنصرالدین» بیان کرد: ما درمورد فرهنگ،سنت و اخلاق گذشتگان و روابط آدم‌ها با یکدیگر شنیده و خوانده‌ایم. اما در زمان معاصر کم بودند آدم‌هایی که نگاه دقیقی به این مسئله، اتفاقات و جغرافیا داشته باشند. کسانی که تصاویر قدیمی را در ذهن ضبط کرده باشند و بعد حالا آن را به متن تبدیل کنند. کتاب «سدنصرالدین» برای من اعجب‌انگیز بود.گویی که تخیل قدرتمندی پشت این نوشتار وجود داشت. کتاب کاملا تصویری است و ما را از طریق ذهن به زمانی می‌برد که دیگر نمی‌بینیم. این نوشته سراسر عشق است و مرا مکلف کرد که آن را به بهترین شیوه اجرا کنم و تمام تلاشم را در این راستا انجام دادم.

همچنین در بخش پایانی نشست داوود حیدری از گویندگان کشورمان با اشاره به خاطرات‌شان از زمان گذشته و محله سدنصرالدین گفت: من کسانی را که در عرصه کتاب صوتی فعالیت می‌کنند را دورادور می‌شناسم و سماوا یکی از آنان است که یک عده جوان پرتلاش را دور هم جمع کرده است. این روزها به دلیل سرعت بالای زندگی و همچنین گرانی کتاب‌ها، مردم ترجیح می‌دهند که کتاب را بشنوند. نسخه صوتی کتاب «سدنصرالدین» هم با تلاش این دوستان تهیه شده است. درمورد خاطرات گذشته باید بگویم که من اتفاقات مقطعی در ذهنم وجود دارد. تنها این را می‌توانم بگویم که جلوی زمان و پیشرفت جوامع را نمی‌توان گرفت اما سنت‌ها از آن‌جا که به ریشه‌های فرهنگی و اخلاقی ما وصل هستند نباید فراموش شود. اکنون مانند گذشته مردم نزدیک هم نیستند و از هم فاصله گرفتند. می‌توان دید که صداقت و پاکی دیگر وجود ندارد و یا کمرنگ شده است. خاطرات در غبار گم می‌شود. من نسل جدید را نسل بی‌خاطره می‌دانم که در آینده چیزی برای تعریف کردن ندارد.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها